|

تندیس هرکول یونانی در دل سنگهای کوه بیستون در کنار آثار پرشکوه هخامنشی

تندیس هرکول در بیستون یکی از شگفت‌انگیزترین آثار بر جای ‌مانده از دوران یونانی در ایران است و جایگاهی یگانه در میراث فرهنگی ایران دارد.

لینک کوتاه کپی شد

شایانیوز- تندیس هرکول در بیستون، یکی از شگفت‌انگیزترین آثار بر جای ‌مانده از دوران یونانی در فلات ایران است؛ اثری که نه‌ تنها از حیث هنری و سبک‌شناختی، بلکه از منظر تاریخی، ایدئولوژیک و سیاسی، جایگاهی یگانه در میراث فرهنگی ایران دارد. این تندیس، که در دامنه  کوه بیستون و در مجاورت یکی از کهن‌ترین مسیرهای ارتباطی ایران‌زمین حجاری شده، تصویری از تلاقی قدرت، اسطوره، سیاست و جغرافیاست؛ و تا امروز، همچنان محل تفسیر و مناقشه است.

هرکولِ بیستون، برخلاف بسیاری از آثار کلاسیک یونانی که در قالب مجسمه‌های مستقل ساخته شده‌اند، به‌ صورت نقش ‌برجسته و مستقیماً در دل صخره تراشیده شده؛ انتخابی که نشان ‌دهنده اهمیت مکانی اثر و پیوند آگاهانه  آن با مسیر تاریخی بیستون است؛ مسیری که از دوران هخامنشی تا ساسانی و پس از آن، شاهراه نمایش قدرت سیاسی و نمادین بوده است. در این معنا، هرکول، بیانیه‌ای تصویری از نظم سیاسی و فرهنگی حاکم بر دوران پس از اسکندر به ‌شمار می‌آید.

dlfjbdjlljfgn

بستر تاریخی و هویت یونانی اثر

طبق شواهد تاریخی و خصوصاً کتیبهٔ یونانی حک ‌شده در کنار تندیس، ساخت این اثر به اواخر سده چهارم یا اوایل سده سوم پیش از میلاد و به دوران سلطهٔ جانشینان اسکندر، به‌ ویژه سلوکیان، بازمی‌گردد. در این دوره، هنر هلنیستی (یونانی) به‌ عنوان زبان رسمی قدرت، در سراسر قلمروهای شرقی امپراتوری اسکندری گسترش یافت و اسطوره‌های یونانی، از جمله هرکول، به نمادهایی فراملی برای مشروعیت‌بخشی به حکومت‌های جدید بدل شدند.

هرکول در سنت یونانی، یک پهلوان برجسته و نماد نیروی مهارناپذیر، پیروزی بر آشوب و گذار از رنج به جاودانگی است. انتخاب این اسطوره برای نقش ‌برجسته‌ای در بیستون، جایی که پیش‌تر داریوش بزرگ روایت قدرت خود را در سنگ حک کرده بود، نشان می‌دهد که حاکمان یونانی آگاهانه در حال گفتگو با حافظهٔ تاریخی این سرزمین بوده‌اند؛ گفتگویی که در آن، اسطوره یونانی در کنار سنت کهن ایرانی قرار می‌گیرد، بی‌آنکه بتواند آن را حذف کند.

kfllllfb

توصیف پیکره؛ بدن، ژست و معنا

تندیس هرکول بیستون، پیکره‌ای نیمه‌ خوابیده را نشان می‌دهد که بر پوست شیر (نماد پیروزی او بر شیر نِمِه) تکیه زده است. بدن عضلانی، با تناسبات دقیق آناتومیک، نشانه رئالیسم یونانی است؛ جایی که بدن انسان نه ایده‌آل وانتزاعی، بلکه واقع‌گرایانه و زمینی تصویر می‌شود. چهره هرکول آرام، خسته و در عین حال مسلط است؛ مانند پهلوانی که پس از گذر از دوازده خان، اکنون در لحظه‌ای میان رنج و آرامش ایستاده است.

کتیبه  یونانی؛ سندی تاریخی در دل سنگ

در کنار تندیس، کتیبه‌ای به زبان یونانی باستان حک شده که از مهم‌ترین عناصر تفسیر تاریخی اثر محسوب می‌شود. این کتیبه، ضمن اشاره به نام هرکول، احتمالاً به سفارش ‌دهنده یا زمینه ساخت اثر اشاره دارد و نقش کلیدی در انتساب زمانی آن ایفا می‌کند. حضور زبان یونانی در قلب زاگرس، خود گواهی روشن بر عمق نفوذ فرهنگ یونانی در ایران پس از اسکندر است.

kddljldkf

ماجرای یک کشف تصادفی

با وجود چنین اهمیتی، تندیس هرکول نه در نتیجهٔ کاوشی علمی، بلکه به ‌طور کاملاً اتفاقی در سال ۱۳۳۷ خورشیدی و در جریان عملیات راه‌سازی جادهٔ کرمانشاه–همدان کشف شد. کارگران راه‌سازی، در حین تعریض مسیر و تسطیح جاده، به حجمی سنگی برخورد کردند که ابتدا مانعی طبیعی تصور می‌شد، اما با کنار رفتن خاک، پیکره‌ای انسانی از دل کوه نمایان شد. پس از گزارش این کشف، کارشناسان باستان‌شناسی وارد عمل شدند و ارزش واقعی اثر آشکار شد.

آسیب‌ها، سرقت‌ها و حواشی

تندیس هرکول در طول دهه‌های اخیر بارها دستخوش حوادث شده است. سرقت سر مجسمه یکی از جدی‌ترین رویدادها بود که دو بار رخ داد، اما در نهایت سر اصلی بازیابی شد و نسخه‌ای از آن در محل اصلی تندیس، نصب گردید و نسخهٔ اصلی اکنون نزد سازمان میراث فرهنگی نگهداری می‌شود.

اثری دیگر از آسیب‌های انسانی به این مجسمه، شکستن بخش‌هایی از آن در سال‌های اولیهٔ دههٔ ۱۳۶۰ شمسی است، زمانی که برخی‌ چون در دست تندیس، جام شراب بود، با ضربه‌ زدن به آن آسیب رسانند؛ رویدادی که نشان ‌دهنده توحش در برخورد با آثار باستانی است.

افزون بر اینها، نزدیکی تندیس به جاده اصلی، آن را در معرض فرسایش، آلودگی و لرزش‌های مداوم قرار داده است.

jgkgjldlljd

بازنمایی ناحیه  تناسلی در تندیس هرکول: خوانش هنری و ایدئولوژیک

یکی از جنبه‌های مهم در تحلیل تندیس هرکول بیستون، نحوه بازنمایی بدن برهنه قهرمان، به‌ ویژه ناحیهٔ تناسلی است؛ عنصری که در سنت هنر کلاسیک یونانی نه ‌تنها امری عادی، بلکه حامل معناهای دقیق زیبایی‌شناختی، فلسفی و ایدئولوژیک بوده است.

در هنر یونان باستان، برهنگی، به ‌خصوص در پیکره‌های قهرمانان و خدایان، هرگز با هدف نمایش جنسی طراحی نمی‌شد، بلکه نشانه‌ای از کمال جسمانی، توازن، خودمهارگری و برتری انسانی بود. هرکول، به ‌عنوان نماد قدرت مهار شده و قهرمانی که رنج و کار دشوار را پشت سر گذاشته، معمولاً با بدنی نیرومند اما کنترل ‌شده نمایش داده می‌شود؛ الگویی که در تندیس بیستون نیز به‌ وضوح دیده می‌شود.

dkbllkln

در این تندیس، ناحیهٔ تناسلی به‌ صورت کاملاً طبیعی، بدون اغراق، بدون تأکید و بدون پوشش مصنوعی حجاری شده است. این شیوه دقیقاً با الگوی رایج در مجسمه‌سازی کلاسیک و هلنیستی هم‌خوان است؛ الگویی که در آن اندازه و فرم اندام تناسلی برخلاف سایر اعضاء، عمداً متعادل و غیر نمایشی طراحی می‌شود تا نشانه  عقلانیت، خویشتن‌داری و فاصله گرفتن از حیوانیت باشد. چون بقیه ابعاد بدن مجسمه، بسیار بزرگنمایی شده و بزرگتر از سایز بدن انسان عادی است. پژوهشگران تاریخ هنر بارها تأکید کرده‌اند که در زیبایی‌شناسی یونانی، بزرگ‌نمایی ناحیه تناسلی، نه فضیلت، بلکه نشانه  فقدان تعادل و فروکاست انسان به سطح غرایز تلقی می‌شده است.

ldfjkdjljknf

برخی پژوهشگران همچنین اشاره کرده‌اند که وضعیت نشسته و آرام هرکول، تصویر یک قهرمانِ پس از پیروزی را القا می‌کند؛ قهرمانی که نیروی خود را به کار گرفته، اما اکنون در حالت تعادل و آرامش قرار دارد. در این خوانش، بدن، که جزئی از آن ناحیهٔ تناسلی است، بخشی از کلیت انسان کامل است، نه عنصری جداگانه یا دارای بار جنسی مستقل.

تندیس هرکول، آینه‌ای است که در آن می‌توان لایه‌های متعددی از تاریخ ایران را دید. این اثر باستانی در سکوت خود از عظمت یک دوره سخن می‌گوید و از قدرتی که خواست جاودانه شود و از غفلتی که امروز می‌تواند این آینه را نابود کند.

__l;fkbn

پیشنهادات ویژه
پیشنهادات ویژه
دانش آراستگی
دیدگاه تان را بنویسید

آشپزی
خانه داری
تفریح و سرگرمی
دنیای سلبریتی ها