تاریخ ما؛ دژ اسدخان بنای دو هزار ساله طویله گوسفندان شده و ما در خواب بیخبری!
دژ اسدخان یکی از کهنترین بناهای باستانی ایران واقع در خوزستان است. این بنا در ارتفاعات زاگرس قرار دارد و امروز تبدیل به طویله شده است.
شایانیوز- در دامنههای سترگ رشته کوه زاگرس، جایی میان اندیکا و لالی در استان خوزستان، دژی باستانی با قدمت پیش از اسلام قرار دارد که تاریخ پر شکوه ایران را در سنگ و گچ حک کرده است؛ بنایی که به «دژ اسدخان» یا «دژ ملکان» شهرت دارد و از دوران ساسانیان تا دورههای بعدی، هم نقش نظامی داشته و هم مرکز قدرت محلی خوانین و اتابکان لر بوده است، اما امروز نه فقط در لیست آثار ثبت شده ملی دیده نمیشود، بلکه چنان در هاله ویرانی و فراموشی قرار گرفته که با هیچ منطقی قابل توجیه نیست.
این دژ تاریخی، با وسعتی در حدود ۲۰۰ هکتار، بر فراز یک کوه بلند در سلسله کوههای زاگرس، با سنگ و گچ ساخته شده است.
![]()
دورههای تاریخی و مراحل ساخت
۱. دوره ساسانی (حدود قرن ۳–۷ میلادی)
شواهد باستانشناسی و تحلیل موقعیت ساختاری دژ نشان میدهد که اولین مراحل ساخت آن به اواخر دوره ساسانیان بازمیگردد؛ دورهای که ساخت و توسعه دژها و استحکامات در نقاط مرزی و راهبردی کشور شدت یافته بود. ویژگیهای معماری سنگ و ملات، نوع طراحی دیوارها و حجم و پراکندگی سازهها در بیش از یک منطقه نشان میدهد که این مکان به منظور کنترل مسیرهای مسافری، دفاع در برابر هجوم و نظارت بر منطقه وسیع اطراف به کار رفته است.
ساختار ساسانی در این دژ با دیگر دژهای سنگی و گچی در نقاط راهبردی ایران قابل مقایسه است، مانند دژهای مسیر شوشتر یا دژهای دیگر استانهای غربی که در همین دوره برای مقابله با تهدیدات سیاسی و نظامی ساخته شدهاند.
۲. دوره اسلامی میانه و عصر عباسی
با ورود اسلام و شکلگیری دولتهای منطقهای، دژ اسدخان کاربرد خود را حفظ کرد و در دورههای بعدی، از جمله دوران عباسیان و حکمرانیهای محلی، بازسازیها و تقویتهایی را پشت سر گذاشته است. در منابع محلی، ردپای حضور حکمرانان منطقهای یافت میشود که از این دژ برای استقرار و دفاع در مقابل نیروهای رقیب استفاده میکردهاند.
آثار ثانویه و بازسازیهای انجام شده با مصالح همگون با دوره اولیه نشان میدهد که دژ برای قرنها اهمیت خود را از دست نداده و همواره در کانون توجه قدرتهای محلی بوده است.
۳. دورههای قاجار و دورههای محلی قدرت
در دورههای بعد، خصوصاً عصر قاجار و دوران قدرتگیری خوانین محلی، این دژ همچنان در زمره مراکز نیروی منطقهای بوده است. بنابر روایات و اسناد منطقهای، دژ در این دورهها به مرکز فعالیتهای محلی، پناهگاه، محل تمرکز نیروی نظامی و حتی سکونت دورهای تبدیل شده است که نقش محوری در کنترل منطقه ایفا میکرده است.
![]()
ویژگیهای معماری و ساختاری
انتخاب موقعیت طبیعی و منظر دفاعی
دژ در ارتفاعات زاگرس قرار گرفته است، جایی که شیب تند، دسترسی دشوار و دید ۳۶۰ درجه به دشتهای اطراف فراهم میکند. این انتخاب استراتژیک، هم قدرت دیدهبانی را افزایش میداد و هم دفاع در برابر هجوم را تسهیل میکرد.
مصالح و فن ساخت
اساس ساخت از سنگهای محلی و ملات گچ یا گل آهکی است؛ مصالحی که در دوره ساسانی برای پایداری و مقاومت در برابر شرایط محیطی سخت انتخاب شدهاند. دیوارها معمولاً چندلایه، ضخیم و بدون تزئینات غیر ضروری هستند؛ طراحیای که هم کاربردی و هم سازگار با شرایط اقلیمی و تهدیدات زمانه بوده است.
ساختار داخلی و تقسیمبندی فضاها
دژ دارای بخشهای چندگانه است:
فضای دفاعی بیرونی که دیوارهای بلند و برجهای دیدهبانی را شامل میشود
فضای پناهگاهی میانی برای نیروها و تجهیزات
فضای استقرار موقت یا ذخیره غذا و آب
هرچند بسیاری از این بخشها اکنون تخریب یا فرسوده شدهاند، الگوی کلی طراحیِ داخلی هنوز قابل ردیابی است و با دیگر دژهای ساسانی و اسلامی مقایسهپذیر است.
![]()
اهمیت استراتژیک و نقش منطقهای
دژ اسدخان از آغاز تا قرون میانی، نقش مهمی در مدیریت راههای کاروانی و تجاری میان فلات مرکزی و دشتهای خوزستان داشته است. کنترل این دژ به معنای کنترل عبور و مرور کالا، نیرو و اطلاعات بوده است. نقشی که در دورههای جنگ و صلح، بارها مورد استفاده قرار گرفته است.
این اهمیت استراتژیک دقیقاً همان عاملی است که باعث شده است دژ در طول بیش از دو هزار سال مورد توجه قدرتهای منطقهای باقی بماند.
وضعیت کنونی اثر باستانی که حتی ثبت ملی هم نشده
برخلاف بسیاری از آثار تاریخی دیگر، دژ اسدخان هنوز در فهرست رسمی آثار ملی ایران به طور قطعی ثبت نشده است (یا سند ثبت آن تکمیل نشده و در مراحل اداری معطل مانده است). این خلأ رسمی باعث میشود که از پشتیبانی قانونی، بودجه حفاظت و نظارت مستمر محروم باشد.
دژ دو هزار ساله طویله احشام شده
بخشهای وسیعی از دژ به صورت غیررسمی به نگهداری احشام، طویله و کاربردهای غیر مورد اشاره درآمده که خود باعث تخریب جدی سازههای تاریخی شده است. ظاهراً یک خانواده در مجاورت دژ ساکن است و از آن برای نگهداری احشام استفاده میکنند!!
در غیاب برنامه حفاظتی مشخص، فرسایش طبیعی، بارش باران، نفوذ رطوبت و فعالیتهای انسانی باعث تخریب بخشهای حساس بنا شدهاند. ریزش دیوارها، گسست در فضاهای داخلی و فروپاشی بخشهای کلیدی مشاهده میشود.
![]()
پیامدهای فرهنگی، اجتماعی و هویتی
وضعیت کنونی دژ اسدخان فراتر از زیان صرف به یک سازه تاریخی است؛ مسئله گسست تاریخی، بیتوجهی نهادی و ضعف نظام فرهنگی–سیاسی در پاسداری از میراث مشترک است. بنایی با دهها قرن تاریخ زنده به حال خود رها شده است، پیام، روشن است: تاریخ و حافظه ملی در اولویت آقایان قرار ندارد!
این مسئله سوالی بنیادی درباره رابطه ما با گذشتهمان، هویتمان و آینده فرهنگی کشورمان مطرح میکند.
چالشهای حفاظت از دژ اسدخان چند لایه است:
فقدان برنامه جامع حفاظت:
بدون سند راهبردی و بودجه مشخص، حفاظت اثربخش تبدیل به شعار میشود.
عدم ثبت ملی قطعی:
ثبت صرفاً اسمی، بدون ضمانت اجرایی، نمیتواند حفاظت واقعی را تضمین کند.
سیاستگذاری متناقض توسعه–حفاظت:
پروژههای عمرانی، کاربردهای محلی و تغییر کاربری بدون ارزیابی میراث فرهنگی انجام میشود.
ضعف نظارت و بازدارندگی:
نبود سازوکارهای اجرایی برای جلوگیری از تخریب و استفادههای نامناسب.
این مشکلات پیچیدهاند و تا سیاستهای فرهنگی چنیناند، هرگز حل نخواهند شد.
![]()
مخلص کلام
دژ دو هزار ساله اسدخان، از منظر تاریخی یک گنجینه استراتژیک است، اما از منظر سیاسی، سندی روشن از فقدان احساسات ملی است. اکنون برای خوش کردن دل ملت ساده دل، اگر هم مرمتی صورت گیرد، کارساز نیست. مسئله فراتر از اینهاست. موضوعی نیست که با چند عملیات مرمتی موقتی، یا ثبت در فهرست آثار ملی حل شود؛ بلکه نیازمند یک دگرگونی عظیم است...
اکنون دیگر تاریخ باید به حال ما گریه کند؛ نه ما به حال تاریخ میهنمان!
![]()