ارگ بم فروریخت
زلزلهای که تاریخ را لرزاند؛ ویرانههای ارگ بم و شکوهی که همچنان پابرجاست!
ارگ بم مجموعهای عظیم از سازههای خشتی و یک شهر قلعهای است که در سطح ملی و جهانی شناخته شده است. بخشهایی از آن در زلزله سال 1380 فرو ریخت.
شایانیوز- ارگ بم، مجموعهای عظیم از سازههای خشتی و یک شهر قلعهای باستانی مستحکم در جنوب شرق ایران است که با وسعت خارقالعاده، ساختار پیچیدهٔ معماری بومی و پیشینهٔ طولانی خود، نه تنها در سطح ملی بلکه در سطح جهانی به عنوان یکی از مهمترین نمادهای فرهنگی و تاریخی بشری شناخته میشود؛ این اثر که با خشت و گل در یک محیط بیابانی ساخته شده، نمونهای تکرارنشدنی از تعامل انسان با شرایط سخت اقلیمی و همچنین نمود تاریخی سازمان اجتماعی، امنیت شهری و مدیریت منابع آب در طول قرنهاست و یونسکو آن را در فهرست میراث جهانی به ثبت رسانده است.
![]()
ریشههای تاریخی و اهمیت جغرافیایی
ارگ بم در استان کرمان واقع شده و پیشینهٔ آن را میتوان تا دورهٔ هخامنشی (قرن ششم تا چهارم پیش از میلاد) پی گرفت؛ گرچه بخشهایی از سازههای برجا مانده نشانگر کاربریهای توسعهیافته در دورههای پسین تاریخی نیز هستند و این موضوع گواه بر استمرار سکونت و اهمیت این مکان در زنجیرهٔ تحول شهرنشینی ایران باستان است. در طول سدهها، بم به دلیل موقعیت استراتژیک خود در شبکهٔ مسیرهای مهم تجاری از جمله شاخههایی از جادهٔ ابریشم و نقش برجستهٔ آن در تولید و تجارت منسوجات ابریشمی و پنبهای، به شهری مرکزی برای تبادل کالا، اندیشه و فناوری تبدیل شد و بین قرن هفتم تا یازدهم میلادی به اوج رونق اقتصادی و فرهنگی خود رسید.
شهر باستانی بم در حاشیهٔ یک واحهٔ بیابانی قرار دارد و تداوم حیات انسانی در چنین اقلیم خشکی، بیش از هر چیز وابسته به بهرهگیری از قناتها و شبکههای زیرزمینی آبیاری پیچیده بوده است؛ این سیستمهای آبرسانی، آب را از سفرههای زیرزمینی به زمینهای کشاورزی و سکونتگاهها میرساندند و نشان از نوعی مدیریت جامع منابع طبیعی دارند که بقای جوامع انسانی را در طول دورههای سخت تاریخی ممکن میساختند، و هنوز نیز بخشی از آنها قابل رویت هستند.
![]()
معماری و ساختار
ارگ بم یکی از مهمترین نمونههای معماری اقلیمی ایرانی است؛ مجموعهای از سازهها و فضاهای متنوع که با خشت خام، گل و مصالح محلی ساخته شده و طوری طراحی شدهاند که مقاومت چشمگیری در برابر گرمای طاقتفرسای بیابان و فرسایش طبیعی داشته باشند. این مجموعه بخشهای متعدد و متنوعی دارد، از دیوارهای دفاعی قطور، برجهای دیدهبانی، دروازههای استراتژیک و گذرگاههای کنترل شده تا بازارها، مساجد، مدارس، کاروانسراها، حمامها، زورخانهها و محلههای مسکونی مختلف که هر یک نقشی مشخص در زندگی اجتماعی، نظامی و اقتصادی ایفا میکردند و حکایت از نوعی شهرسازی پیچیده و سازمانیافته دارد که سدهها دوام یافته بود.
پیش از زلزلهٔ مهیب سال ۲۰۰۳، وسعت ارگ بم بیش از ۲۰۰ هزار متر مربع بود و در مرتفعترین بخش این مجموعه، بخش اداری و حکومتی قرار داشت که دیدی مسلط بر کل ساختار شهری فراهم میکرد؛ این ساختار دفاعی از طریق دیوارهای ضخیم و برجهای متعدد، قابلیتی مستحکم برای پایداری در برابر تهدیدات نظامی و طبیعی ایجاد کرده بود، و شبکهٔ شهرسازی پیرامونی نیز طوری طراحی شده بود که محلههای مسکونی و بازارها در پیرامون قلعه شکل گیرند و نظم اجتماعی–اقتصادی را به نمایش بگذارند.
![]()
نقش استراتژیک و زندگی شهری
در دوران اوج شکوفایی، بم میزبان صدها خانواده بود و الگوهای زندگی در آن بازتابی از ترکیب پیچیدهٔ زندگی شهری با سازوکارهای اقتصادی، نظامی و فرهنگی بود؛ بازارهای پویای آن، مسیرهای کاروانی و مراکز تبادل کالا، ارگ را به یکی از کانونهای مهم تجارت و فرهنگ در منطقه تبدیل کرده بودند. این نقش استراتژیک علاوه بر تحولات اقتصادی، زمینهای برای تبادل فرهنگی میان جوامع شرق و غرب ایجاد میکرد که آثار آن در لایههای باستانی ارگ و شهر پیرامون قابل مشاهده است.
زندگی در این محیط بیابانی سخت، بیش از هر چیز متکی بر سیستمهای قنات و مدیریت هوشمند آب بود؛ شبکههایی که نه تنها برای کشاورزی حیاتی بودند، بلکه آب مصرفی ساکنان ارگ و قسمتهای مسکونی شهر را تأمین میکردند و به واسطهٔ طراحی دقیق و بهرهگیری از منابع زیرزمینی، شاهد پایداری این جامعه در طول قرنها بودهایم.
ارزش جهانی و ثبت در فهرست یونسکو
در سال ۲۰۰۴، مجموعهٔ «بم و منظر فرهنگی آن» در فهرست میراث جهانی یونسکو به ثبت رسید، معیارهای ثبت این اثر شامل ارزشهای فرهنگی، معماری بومی، شواهدی از توسعهٔ شهرسازی تاریخی و تعامل میان انسان و محیط بوده است.
این مجموعه تا سال ۲۰۱۳ در فهرست میراث جهانی در خطر قرار داشت، ولی پس از اجرای اقدامات حفاظتی و مدیریتی هدفمند، نام آن از این فهرست خارج شد و بار دیگر به عنوان یک میراث جهانی پایدار شناخته شد.
![]()
زلزلهٔ ویرانگر
در ۲۶ دسامبر ۲۰۰۳ میلادی (۵ دی ۱۳۸۲ شمسی)، شهر تاریخی بم و محوطهٔ باستانی ارگ بم در استان کرمان، جنوبشرق ایران، توسط زلزلهای مهیب به بزرگی حدود ۶.۶ ریشتر لرزید که در ساعت حدود ۵:۲۶ صبح به وقت محلی اتفاق افتاد و ارگ بم به طور گستردهای آسیب دید. بخشهایی از دیوارهای بلند، برجها، بخشهای اداری و ساختمانهای تاریخی در بالای تپهٔ سنگی که انرژی زمینلرزه را به صورت متمرکز دریافت میکردند، به طور کامل فرو ریختند یا بشدت صدمه دیدند. در مجموع، بخش زیادی از سازههای تاریخی ارگ، که قرنها دوام یافته بودند، در اثر فقدان مقاومسازی لرزهای و قرار گرفتن در مسیر امواج ویرانگر، تخریب شد.
طبق تحلیلهای علمی و مهندسی، عمق کم کانون زلزله (حدود ۷ کیلومتر)، عدم رعایت استانداردهای مقاومسازی در ساختوساز شهری و تاریخی و وجود بافتهای سنتی خشتی در شهر و میراث فرهنگی، از عوامل اصلی افزایش خسارات بودند. این موضوع در ارزشمندترین بخشهای ارگ بم نیز اثر گذاشت و بخش زیادی از آن را به خرابهای مبدل ساخت.
![]()
پاسخ حکومت، تلاشهای بینالمللی و احیای مجدد
پس از این زلزلهٔ فاجعهبار، دولت به سرعت با اعلام وضعیت اضطراری، درخواست کمک بینالمللی و همکاری با سازمانهای جهانی از جمله یونسکو، سازمان ملل و نهادهای امدادی دیگر واکنش نشان داد. یونسکو، بهعنوان ناظر و حافظ آثار جهانی، نقش هماهنگ کنندهٔ کمکهای تخصصی در حوزهٔ حفاظت فرهنگی را بر عهده گرفت و با همکاری سازمان میراث فرهنگی ایران، گروههای مرمتی و متخصصان بینالمللی وارد عمل شدند تا طرح احیای ارگ بم و منظر فرهنگی پیرامون آن را تدوین و اجرا کنند.
این تلاشها در یک دورهٔ چندساله به اجرا گذاشته شد و بخشهایی از ارگ که قابل مرمت بودند با استفاده از مصالح و شیوههای سنتی سازهای بازسازی شدند. مرمتها فقط به بازسازی بناها محدود نشدند، بلکه شامل تهیهٔ نقشههای باستانشناسی، اسناد دیجیتال، حفاظت از بقایای بافت تاریخی و آموزش کارشناسان داخلی نیز بود.
![]()
وضعیت کنونی
امروزه وضعیت حفاظتی ارگ بم همچنان موضوع بحث و انتقاد کارشناسان میراث فرهنگی است. رویکرد رسمی نظام در برابر حفاظت از آثار تاریخی و میراث فرهنگی همواره به صورت واکنشی و موردی است؛ یعنی بیشتر تحت تأثیر بحرانها و فجایع مثل زلزلهها یا بلایای طبیعی عمل میشود و برنامهریزی بلندمدت، مدیریت پیشگیرانه، بودجهٔ پایدار و نظام حرفهای حفاظت فرهنگی هنوز به شکل جامع و مؤثر اجرا نشده است. اکنون نیز با این وضعیت کسری بودجه و هزار و یک معضل مملکت، گویی توجه به آثار باستانی که قلب تپنده ایرانزمین هستند، از حوصله آقایان خارج است و اولویتها چیز دیگری است! مگر خدا قلب ایران ما را مصون بدارد.
اگر ارگ بم زبان سخن میداشت، به مادرمان ایران که آزردۀ دورانهاست اما همچنان نقش گرانمایهای بر صحنه جهان است، چنین میگفت:
من ارگ بمام، خشت به خشتم متلاشی
تو نقش جهان، هر وجبت ترمه و کاشی
در هر نفس این است دعایم همه جانا
در زیر و بم زندگی آزرده نباشی
پاینده ایران