سفر به ایام قدیم سال 1366؛ مقایسه قرار و نامه بازی دهه شصتیای باحیا و دیت های 1404
قدیما تو دهه هفتادو هشتاد قرار های عاشقانه مثل حالا نبود و یه حال و هوای خاصی داشت که اینجا با الانیا مقایسشون کردیم.
شایانیوز- قرار عاشقانه قدیما تو دهه شصت و هفتاد اصلا یه چیز ساده و دم دستی نبود، خودش یه ماجرا بود، یه پروژه با استرس، هیجان و هزار تا فکر ریز و درشت. از همون لحظه ای که میخواستی زنگ بزنی، دل درد میگرفتی. تلفن خونه زنگ میخورد و بدترین سناریو این بود که مامان یا بابای طرف جواب بده. صدات یهو کلفت یا نازک میشد، اسمتو میگفتی، یه مکث عجیب میفتاد و بعد یا میگفتن صبر کن یا میگفتن نیست. همون چند ثانیه کافی بود تا کل شجاعتت تحلیل بره. تازه اگه خودش میومد پشت خط، باید جوری حرف میزدی که هم محترمانه باشه، هم صمیمی، هم کسی از اونور خونه نفهمه چی داری میگی.
وقتی بالاخره قرار گذاشته میشد، هیچ چیز دقیق نبود. ساعت پنج یا پنج و نیم، فلان پارک، فلان خیابون، فلان کافه ای که همه میشناختنش. نه لوکیشن بود، نه پیام یادآوری، نه "رسیدم". فقط باید سر ساعت میرفتی و امیدوار میموندی. اگه دیر میکردی، هیچ راهی برای خبر دادن نداشتی. اگه طرف نیومده بود، باید میایستادی و با هر دقیقه، اضطرابت بیشتر میشد. شاید دیر کرده، شاید نیومده، شاید پشیمون شده. این بلاتکلیفی هم عذاب بود هم عجیب غریب رمانتیک.
خود قرار هم حال و هوای خاصی داشت. دو نفر روبه روی هم مینشستن، بدون گوشی، بدون حواس پرتی. سکوت ها سنگین نبود، معنی داشت. نگاه ها مهم تر از حرف ها بودن. حتی اینکه چی سفارش بدی هم یه تصمیم بزرگ بود. نه منوی عجیب غریب بود، نه اسم های خارجی. یه چای، یه قهوه، شاید یه کیک ساده. تمرکز کامل روی خود آدم روبهرو بود، نه صفحه گوشی.
الان اما قرار عاشقانه خیلی سریع تر و ساده تر شروع میشه. یه ریپلای به استوری، چند تا پیام، یکی دو تا ویس و بعد "کی کجا؟". لوکیشن فرستاده میشه، ساعت دقیقه به دقیقه مشخصه، حتی میدونی کافه چه دکوری داره و چی قراره سفارش بدی. اگه پنج دقیقه دیر بشی، پیام میاد، اگه ده دقیقه بشه، تماس. هیچ چیز مبهم نیست. امنیت و راحتی هست، ولی اون استرسِ شیرین کمتره.
وسط قرارهای الان، گوشی همیشه حضور داره. یا رو میز، یا تو دست. نوتیفیکیشن میاد، پیام میاد، یکی استوری میذاره، یکی چک میکنه کی آنلاین شده. حتی بعضی وقت ها اولین کار بعد از نشستن اینه که عکس از میز گرفته میشه. قرار عاشقانه فقط بین دو نفر نیست، انگار یه بخشیش برای بقیه هم اجرا میشه.
قدیما دیر جواب دادن معنا داشت. الان seen خودش یه پیام حساب میشه. قدیما اگه تماس بی جواب میموند، هزار تا حدس میزدی. الان اگه جواب نیاد، فورا نتیجه گیری میشه. سرعت بالا رفته، صبر کمتر شده. قدیما عشق آهسته تر بود، ولی شاید عمیق تر تو ذهن مینشست. الان ارتباط ها بیشترن، اما زودتر هم تموم میشن.
قرار عاشقانه و البته طنز دختر پسرای حال حاضر
با این حال نمیشه گفت قرارهای الان بی روح شدن. فقط شکلشون عوض شده. الان آدم ها راحت تر حرف دلشون رو میزنن، شفاف ترن، کمتر سوءتفاهم پیش میاد. قدیما خیلی چیزها تو دل میموند. الان سریع گفته میشه، سریع هم پاسخ میگیره.
شاید تفاوت اصلی اینه که قدیما قرار عاشقانه یه اتفاق خاص بود، الان یکی از بخش های زندگی روزمرست. قدیما برای یه قرار کلی برنامه ریزی ذهنی میشد، الان توی شلوغی روز جا میگیره. نه این بده، نه اون خوب. فقط فرق کرده.
آخرش هم مهم نیست قرار با تلفن خونه شروع شده یا با دایرکت، توی پارک قدیمی باشه یا کافه ترند. چیزی که هنوز همون مونده، دلشوره قبل از دیدنه، اون لحظه ای که طرف مقابل میاد و زمان یه ثانیه وایمیسته. این حس، قدیم و جدید نمیشناسه.