واکاوی امپراتوری دلال ها د اقتصاد ایران
دلالی، شبحی که بر اقتصاد ایران سایه افکنده؛ چرا مردم ایران دلال مسلکاند؟
اقتصاد ایران، دلالمحور است و سلطه واسطهها، رانتخواران و سلطانهای کوچک و بزرگ در آن به وضوح دیده میشود.
شایانیوز- اگر بخواهیم تصویری از اقتصاد ایران ترسیم کنیم، یکی از دقیقترین توصیفها اقتصاد دلالمحور است که در آن تقریباً هیچ حوزهای از سلطه واسطهها، رانتخواران و سلطانهای کوچک و بزرگ در امان نمانده است. از فوتبال تا سینما و ارزاق عمومی و دارو و مسکن و خودرو، شبکهای متراکم از دلالان شکل گرفته که نه تولید میکنند، نه ارزش میآفرینند، اما بیشترین سهم بازار را میبرند و هزینه آن را جامعه میدهد.
در فوتبال، دلالها نه در حاشیه، بلکه در مرکز تصمیمگیری ایستادهاند؛ بازیکن میخرند، قیمتگذاری میکنند، قرارداد میبندند، مربی میآورند و میبرند و حتی ترکیب تیمها را شکل میدهند، بیآنکه پاسخگوی نتایج فنی، مالی یا اخلاقی باشند. فوتبال، که میتوانست صنعتی مولد باشد، به بازار رانت و گردش پولهای مشکوک و قراردادهای غیر شفاف تبدیل شده که در نهایت هزینهاش از جیب هوادار و بیتالمال پرداخت میشود.
در سینما، دلالان تعیین میکنند چه کسی دیده شود، چه کسی حذف شود، چه پروژهای سرمایه بگیرد و.... در این فضا، استعداد، خلاقیت و کیفیت، قربانی «ارتباط»، «لابی» و «واسطهگری» میشوند و هنر به کالایی بدل میشود که قیمتش نه بر اساس ارزش فرهنگی، بلکه بر مبنای خواسته دلالان پشت پرده تعیین میشود.
![]()
اما عریانترین و دردناکترین شکل دلالسالاری را باید در بازار مایحتاج مردم دید؛ جایی که برنج، روغن، گوشت، دارو و ... پیش از آنکه به دست مصرف کننده برسند، بارها دست به دست میشوند، قیمت میخورند، احتکار میشوند و سپس به چند برابر قیمت اصلی، فروخته میشوند. دلالان هیولاهایی هستند که مستقیماً به زندگی روزمره مردم حمله میکند و سفرهها را کوچکتر، امنیت روانی را سستتر و شکاف طبقاتی را عمیقتر میکند.
ماجرا فقط دلالان کلان نیستند، هر فرد در ایران با داشتن اندک سرمایهای، اولین چیزی که به ذهنش میرسد، مغازهداری و خریدن جنس و فروختن به مردم است؛ به جای تولید اجناس و نوآوری.
برخی در ایران عمری است به دلالی مشغولند و اجناس را با ارز قیمت پیشین میخرند و به قیمت روز ارز میفروشند! اینان در چرخه تولید هیچ نقشی ندارند و فقط اجناس را با قیمت پایین از تولید کننده زحمتکش شریف میخرند و به چند برابر قیمت به مصرف کننده بخت برگشته که در این سیستم بیمار به تنگ آمده، میفروشند.
![]()
چرا مردم ایران دلال مسلکاند؟
پدیده «دلال مسلکی» در ایران، اگر صرفاً به معنای سودجویی و واسطهگری غیر مولد و ترجیح منافع فردی بر منافع جمعی فهم شود، نه یک توهین بلکه یک مسئلهٔ جدی تاریخی است؛ مسئلهای که ریشههای آن در تاریخ فرهنگی، اقتصادی، تجربههای زیستهٔ جمعی، روحیات فردی و نوع خاصی از عقلانیت بقا شکل گرفته است.
این پدیدهٔ را نمیتوان صرفاً به شرایط تحمیلی و اقتصاد متزلزل فروکاست، نسبت دادن آن به «ذات و خصلت ملی» نیز هست اما کل ماجرا نیست. واقعیت در نقطهای میانی قرار دارد: دلال مسلکی نتیجهٔ ترکیب ساختارهای بیثبات با روحیات فردی و جمعیای است که به تدریج به هنجار بدل شدهاند.
پیشزمینه تاریخی: واسطهگری به مثابه سنت اقتصادی
در تاریخ ایران، برخلاف بسیاری از جوامع، تولید پایدار، کمتر مجال رشد بلند مدت یافته و واسطهگری همواره نقش پررنگتری از تولید صنعتی داشته است. قرنها اقتصاد ایران بر کشاورزی ناپایدار و محصولات غیر نوآورانه، استوار بوده است. در چنین بستری، اقتصاد نه بر «تولید و نوآوری» که بر «دلالی و از این خریدن و به دیگری فروختن » استوار شده است.
قرارگیری ایران در چهارراه تجارت کاروانی و اقتصاد مبتنی بر بازارهای سنتی، نوعی مهارت تاریخی در خرید و فروش، چانهزنی، احتکار و بهرهگیری از نوسانات ایجاد کرده است. این الگویی است که در آن «زرنگی اقتصادی» اغلب بر «کار مولد طولانی مدت» ترجیح داده میشود.
![]()
فرهنگ سود آنی و ستایش زرنگی
در ایران برخلاف جوامع صنعتی، فضیلت اخلاقی تولید و خدمت به جامعه و میهن معنایی ندارد و فقط بقا و منافع فردی اهمیت دارد. زرنگی، دور زدن قوانین و استفاده از رانت، نه تنها ناپسند نیست که نشانهٔ «عقل معاش» تلقی میشود!
نمیتوان انکار کرد که نزد بخش وسیعی از جامعه، سودجویی نه تنها مذموم تلقی نمیشود، بلکه تحسین نیز میشود! فردی که از افزایش قیمت ارز، مسکن یا کالا سود میبرد، نه تنها با برچسب منفی مواجه نمیشود؛ بلکه اغلب فردی «باهوش»، «بلدِ بازار» و «زرنگ» شناخته میشود. به تدریج نوعی اخلاق اقتصادی ساخته شده که در آن مسئولیت اجتماعی هیچ معنا و ارزشی ندارد و ای بسا مورد تمسخر نیز قرار بگیرد.
روانشناسی فردی: انتخاب آگاهانه مسیر راحت
از منظر اقتصادی و جامعه شناختی، جامعهای که به طور مداوم با تورم مزمن، سقوط ارزش پول، تغییرات ناگهانی سیاستها و بیثباتی اقتصادی روبروست، به تدریج دچار «افق زمانی کوتاه» میشود. افراد در چنین شرایطی، آینده را نامطمئن میپندارند و دلال مسلکی در این چارچوب، پاسخی روانی به اضطراب مزمن است. اینها هست اما تمام ماجرا نیست.
از منظر روانشناختی، دلال مسلکی همواره نتیجهٔ اجبار نیست؛ در بسیاری موارد، انتخابی آگاهانه است. مسیر تولید، کارآفرینی یا فعالیت علمی و صنعتی، مستلزم صبر، شکستهای پیدرپی و بازدهی دیرهنگام است، در حالی که دلالی اغلب بازدهی سریعتر، زحمت کمتر و ریسک پایینتری دارد. بنابراین بخش قابل توجهی از جامعه، حتی در صورت دسترسی به گزینههای دیگر، مسیر آسانتر را ترجیح میدهد؛ انتخابی که از منظر فردی عقلانی است، اما از منظر جمعی به شدت مخرب است.
![]()
فرسایش مسئولیت جمعی
ویژگی مهم این پدیده، عدم احساس مسئولیت است. دلالان، خود را در برابر گرانی و بحرانهای بازار مسئول نمیدانند. در حالی که عملکردشان مانند خرید برای احتکار، فروش در اوج قیمت و دامن زدن به هیجان بازار، در نهایت به بحرانهای کلان میانجامد. جامعهای که هر فرد در آن میکوشد بیش از دیگران سود ببرد، در چرخهای گرفتار میشود که همه در آن بازندهاند.
بیتردید، ساختارهای اقتصادی، سیاسی و حقوقی نقش تعیین کنندهای دارند، اما تکیهٔ کامل بر آنها به عنوان توجیه، مسئولیت فردی را کمرنگ میکند. تجربهٔ جوامع دیگر نشان میدهد که حتی در شرایط دشوار، امکان شکلگیری هنجارهای ضد رانت و سودجویی وجود دارد، به شرط آنکه جامعه نیز خواهان آن باشد. در ایران، مقاومت اجتماعی جدی و فراگیر علیه دلالی دیده نمیشود. تازه بسیاری از مردم تمایل شدیدی به مشاغل دلال منشانه و سود لحظهای دارند.
![]()
دلال مسلکی در ایران نه صرفاً محصول جبر اقتصادی است و نه صرفاً نتیجهٔ گزینش فردی؛ بلکه حاصل همافزایی ساختارهای ناکارآمد با گرایشهای فرصتطلبانهای است که در طول زمان عادی شدهاند. جامعهای که سود کوتاهمدت را بر منافع بلندمدت ترجیح میدهد، حتی در صورت اصلاح ساختارها نیز زیر بار تولید و قوانین اقتصاد پویا و تولیدمحور نخواهد رفت.
تا زمانی که نگاه انتقادی، پس از دولت و نهادها متوجه الگوهای رفتاری خودِ جامعه نشود، دلال مسلکی همچنان در بطن جامعه وجود خواهد شد و در نهایت هزینهاش را همان جامعه خواهد پرداخت.