شکوه ناپایدار یک عظمت کهن؛ پالمیرا امپراتوری ویران شده در قلب صحرا
با شکوهترین شهر باستانی که لوکیشن فیلمهای هالیووده اما داعش منفجرش کرد
شهر باستانی پالمیرا از وجوه برجسته تمدنهای باستانی است که در سوریه امروزی واقع است و طی جنگ سوریه، توسط داعش، آسیبهای بسیاری دید.
شایانیوز- در اعماق صحرای سوریه کنونی، جایی میان دمشق و رود فرات و در میان بیابانی که هزاران سال است نفس تاریخ را در سکوت خود نگه داشته، شهری خفته است که زمانی به «عروس صحرا» شهرت داشت. پالمیرا، که در زبان آرامی «تدمر» نامیده میشد، یکی از درخشانترین تمدنهای جهان باستان بود؛ شهری که از دل بیابان برخاست و به نقطه تلاقی شرق و غرب، و حلقهی اتصال تجارت، فرهنگ و قدرت در خاورمیانه باستان بدل شد.
![]()
آغاز درخشش
پالمیرا در واقع واحهای بود که در مسیر کاروانهای تجاری میان میانرودان و مدیترانه قرار داشت. موقعیت جغرافیایی آن سبب شد تا از همان دورانهای نخستین، جایگاهی حیاتی در مسیر تجارت ابریشم و ادویهجات پیدا کند. از این شهر کاروانهایی عظیم عبور میکردند که کالاهای گرانبهایی همچون سنگهای قیمتی، عطرها، ادویه، عاج و ابریشم را از شرق به غرب میبردند. ساکنان پالمیرا با زبان آرامی سخن میگفتند اما به مرور زمان، تحت تأثیر تمدنهای یونانی و سپس رومی، فرهنگی دوگانه و تلفیقی پدید آوردند که در نوع خود بینظیر بود. این ترکیب فرهنگی در معماری، دین، و حتی شیوهی نگارش و لباس مردم نیز نمایان بود.
در قرن اول میلادی، پالمیرا رسماً تحت حاکمیت امپراتوری روم درآمد، اما با حفظ نوعی استقلال محلی اداره میشد. این استقلال اقتصادی و فرهنگی باعث شد که شهر با سرعتی چشمگیر رشد کند و به یکی از مهمترین مراکز تجاری امپراتوری بدل شود. در میانهی قرن دوم، خیابانهای ستوندار مرمرین، طاقهای عظیم، معابد باشکوهی چون معبد بعل و معبد بعل شمین، و تئاترهایی با ساختار مهندسی دقیق، جلوهای از قدرت و ثروت پالمیرا را به نمایش گذاشتند. شهر به مرکزی برای دانشمندان، معماران، و تاجران بینالمللی تبدیل شد، جایی که مردمان با باورها و زبانهای مختلف در کنار هم میزیستند و روحی جهانی بر فضای آن حاکم بود.
![]()
آغاز غمانگیز یک افول
اما دوران اوج پالمیرا در قرن سوم میلادی و با ظهور چهرهای استثنایی رقم خورد: ملکه زنوبیا (Zenobia). پس از قتل شوهرش «اودیناتوس»، که حاکم نیمه مستقل پالمیرا بود، زنوبیا قدرت را به دست گرفت و به سرعت از مرزهای محلی فراتر رفت. او با هوشمندی سیاسی و جسارت نظامی، قلمرو خود را تا مصر در جنوب و آناتولی در شمال گسترش داد و برای نخستین بار در تاریخ خاورمیانه، پالمیرا را به یک امپراتوری مستقل بدل کرد. زنوبیا نهتنها در جنگها پیروز شد، بلکه از پشتیبانی روشنفکران و فلاسفه نیز برخوردار بود؛ او از اندیشههای یونانی و شرقی بهره میبرد و تلاش داشت پالمیرا را به مرکز فرهنگی و علمی جهان باستان تبدیل کند.
با این حال، جاهطلبیهای زنوبیا خشم امپراتور روم، آئورلیان (Aurelian)، را برانگیخت. در سال ۲۷۳ میلادی، ارتش روم به پالمیرا یورش برد و پس از نبردی خونین، شهر سقوط کرد. زنوبیا اسیر شد و بنا بر روایتهای تاریخی، در مراسم پیروزی آئورلیان در رم با زنجیرهای طلایی به نمایش درآمد. سقوط زنوبیا نه فقط پایان یک شورش سیاسی، بلکه آغاز افول تمدنی باشکوه بود. پس از آن، پالمیرا به تدریج از رونق افتاد و تا قرون میانه به شهری نیمه ویران تبدیل شد.
![]()
در قرن نوزدهم میلادی، کاوشگران اروپایی از جمله ویلیام رایت و روبرت وود باستانشناسی پالمیرا را آغاز کردند. آنان با مشاهدهی عظمت و زیبایی ویرانهها، آن را یکی از شگفتیهای مهندسی جهان باستان دانستند. ستونهای بلند خیابان اصلی، تئاتر نیمدایرهای با ظرفیت چند هزار نفر، آرامگاههای برجمانند و نقوش سنگی با جزئیات دقیق، همه نشان از تمدنی داشتند که میان شرق و غرب پیوندی یگانه برقرار کرده بود. در قرن بیستم، پالمیرا به فهرست میراث جهانی یونسکو افزوده شد و به یکی از مهمترین مقاصد گردشگری تاریخی در خاورمیانه بدل گردید.
اما تراژدی پالمیرا در قرن بیستویکم بار دیگر تکرار شد. در سال ۲۰۱۵ میلادی، با پیشروی گروه تروریستی داعش در سوریه، شهر تاریخی پالمیرا اشغال شد. اعضای این گروه با هدف نابودی میراث فرهنگی جهان، بسیاری از آثار ارزشمند این شهر را منفجر کردند. معبد بعل شمین و طاق پیروزی، که بیش از دو هزار سال پابرجا مانده بودند، با مواد منفجره ویران شدند. تصاویر این تخریبها جهان را در شوک فرو برد و سازمانهای بینالمللی از جمله یونسکو و شورای امنیت سازمان ملل، این اقدام را «جنایت علیه میراث بشری» خواندند. پس از آزادسازی شهر در سال ۲۰۱۷، باستانشناسان سوری و بینالمللی تلاش گستردهای برای بازسازی آثار آغاز کردند، هرچند آسیبهای وارد شده در بسیاری موارد غیر قابل جبران بود.
![]()
پالمیرا در عین حال الهامبخش سینما و هنر معاصر نیز بوده است. ویرانههای باشکوه این شهر در چندین فیلم تاریخی و مستند باستانشناسی به تصویر کشیده شدهاند و بسیاری از فیلمسازان هالیوود از مناظر آن برای بازآفرینی فضای امپراتوریهای باستانی بهره بردهاند. چشمانداز طبیعی پالمیرا، با تپههای طلایی، ستونهای نیمهفروریخته و نور سوزان خورشید بر سنگهای مرمر، نمادی از تضاد میان شکوه گذشته و ویرانی امروز است.
امروز، پالمیرا بیش از آنکه یک مکان تاریخی باشد، تبدیل به نماد پایداری فرهنگ در برابر خشونت و فراموشی شده است. این شهر نشان میدهد که چگونه تمدنها میتوانند در میان بیابانها شکوفا شوند، قدرت بگیرند، سقوط کنند و دوباره از زیر خاکستر برخیزند. پالمیرا در حافظه بشریت نه به عنوان شهری متروک، بلکه به عنوان یادگاری از اراده انسان برای خلق زیبایی در دل ناملایمات باقی مانده است. در سکوت شنهای داغ تدمر، هنوز صدای سنگهایش به گوش میرسد؛ گویی تاریخ، همچنان با زبان خود از روزهایی سخن میگوید که در آنجا امپراتوریای از دل بیابان زاده شد و با شکوهی بیهمتا در تاریخ جاودانه گشت.