|
ما رو به منابع منتخبت توی گوگل اضافه کن

نقد و بررسی فیلم صعود آزاد؛ Free Solo

فیلم صعود آزاد محصول آمریکا در سال 2018 است که توسط جیمی چین کارگردانی شده است. این فیلم روایت زندگی یک صخه نورد است که به صورت افرادی صعود انجام می دهد

لینک کوتاه کپی شد

شایانیوز- چیزی که بیش از بقیه‌ی ویژگی‌ها، «صعود آزاد (Free Solo)» را متمایز می‌کند، نزدیکی آن به درونیات صخره‌نورد قصه، الکس، است. کم‌حرفی و سرکوب احساسات، حتی در شادترین و غم‌انگیزترین لحظات زندگی الکس، به مرور از یک ویژگی شخصیتی به عادت و بخشی از وجودش تبدیل شده است. این ویژگی‌ها را گاهی از زبان خودش می‌شنویم؛ مثل آن‌جا که می‌گوید: «کسی تا به حال مرا در آغوش نگرفته و برای بهتر بغل کردن مجبور به تمرین شدم.» گاهی نیز در میان مصاحبه با مادر و دوست‌دخترش، جزئیات بیشتری از گذشته و شکل‌گیری شخصیت او آشکار می‌شود.

خیلی زود با سوژه‌ی اصلی آشنا می‌شویم و کمی بعد، «ال‌کاپیتان» به عنوان هدف الکس، متمایز از دیگر صخره‌ها و چالشی‌تر از آن‌ها معرفی می‌شود.

 آرزوی تمام زندگی الکس هالند این بود که از سنگ های معروف ترین صخره ی دنیا که دیواره مرتفع ال کاپیتان بود و با ارتفاع 3000 فوت (900 متر) در پارک ملی یوسیمیتی قرار داشت، بالا برود.

جزئیات ال‌کاپیتان، مانند جزئیات زندگی شخصی الکس، لابه‌لای یکدیگر روایت می‌شوند؛ به شکلی که هیچ‌کدام بیش از حد طولانی نمی‌شوند و لحن دوگانه‌ی اثر، میان زندگی شخصی و صعود، آسیب نمی‌بیند. فیلم نه آن‌قدر در زندگی الکس می‌ماند که صخره را فراموش کنیم و نه آن‌قدر در جزئیات صخره غرق می‌شود که شخصیت اصلی به یک ورزشکار صرف تقلیل پیدا کند.

سایه‌ی مرگ از همان ابتدای مستند بر تمام اثر افتاده و حضور همیشگی‌اش تعلیق می‌سازد. در یکی از بخش‌ها، تصاویر آرشیوی و روزنامه‌ای از مرگ صخره‌نوردهای متعدد در طول سال‌ها، همراه با تاریخ فوتشان، به صحنه‌ی سقوط صخره‌نورد دیگری کات می‌شود. سقوط تا نزدیک شدن به زمین ادامه دارد و دوربین، از بالا و از محل سقوط، انتظار برخورد او با زمین را می‌کشد؛ اما در لحظات پایانی چتر نجات باز می‌شود. این صحنه هم خطر مرگ را یادآور می‌شود و هم تفاوت و خطر بیشتر صعود انفرادی و بدون تجهیزات را، به اندازه‌ی خود صخره، جدی‌تر می‌کند. پس از باز شدن چتر، تصویر صخره‌نورد خوشحال از نجات یافتن نیز در انتهای این بخش، روی نام او و تاریخ مرگش در حادثه‌ای دیگر استاپ می‌شود.

موسیقی زیبای مارکو بلترامی در حین تمرین‌ها و توضیحات، بیشتر در زیرمتن قرار دارد تا گفتگوها شنیده شوند و تمرکز بر تمرین‌ها از بین نرود؛ در عین حال به یکنواخت نشدن این بخش‌ها کمک می‌کند. در بعضی مواقع که الکس در تنگنا قرار گرفته، صدای محیط و نفس‌های خودش جای موسیقی را می‌گیرند و به حس ترسناک صحنه می‌افزایند. گاهی نیز صدای طبیعت، از حشره‌های مزاحم تا پرنده‌های دلنشین، حضور دارد. اما در پایان، موسیقی غالب می‌شود، دوربین تحرک بیشتری پیدا می‌کند و به کمک تجهیزات پیشرفته‌ی نشنال جئوگرافیک، زیبایی طبیعت و صخره و فتح آن را به نمایش می‌گذارد. شکوه تصویری که پیروزی را شیرین‌تر می‌کند.

به غیر از زن‌های زندگی الکس، رفقای او نیز حضور مؤثری دارند. استادش که در طول مسیر، با بیشتر شدن شجاعت و مهارت الکس، جایگاهشان کم‌کم تغییر می‌کند، یکی از آن‌هاست. از سوی دیگر، اختصاص بخشی از مستند به تیم فیلم‌برداری، کنجکاوی مخاطب درباره‌ی نحوه‌ی فیلم‌برداری چنین صحنه‌هایی را برطرف می‌کند و هم‌زمان با نشان دادن رفاقت تیم با الکس، صمیمیت و نگرانی دوستانه‌ای می‌سازد، و به این ترتیب، تعلیق تا پشت دوربین نیز امتداد پیدا می‌کند؛ جایی که فیلم‌بردارها مجبورند سقوط احتمالی الکس را از نزدیک‌ترین فاصله تماشا کنند، بی‌آنکه بتوانند برای نجاتش کاری انجام دهند.

نمایش مشکلات و سختی‌های صخره با حوصله و جزئیات انجام می‌شود؛ جزئیاتی که یادآوری‌شان در صعود نهایی، ما را در تمام لحظات به الکس نزدیک‌تر می‌کند و به تعلیق آن می‌افزاید. از Freeblast Slab در ابتدای مسیر و اولین چالش بزرگ، تا شکاف نزدیک به چهارصد متری از Hollow Flake و بخش نفس‌گیر Monster Offwidth، و در نهایت یکی از سخت‌ترین قسمت‌ها، Boulder Problem؛ جایی که راه‌حل جذاب الکس، یا به قول خودش «رقص روی صخره»، به کمکش می‌آید. هر بار که به یکی از این بخش‌ها می‌رسد، ما فقط شاهد حرکت او روی صخره نیستیم؛ می‌دانیم چه چیزی پیش رویش قرار گرفته و چه اندازه کوچک‌ترین اشتباه می‌تواند به قیمت جانش تمام شود.

اما مشکلات بدون صخره نیز به همان اندازه، و شاید حتی بیشتر، الکس را تحت فشار قرار می‌دهند. عشقی که شاید در ابتدا مانعی بر سر راه رویایش به نظر می‌رسید، هر روز او را بیشتر از تردید دور می‌کند و آتشین‌تر می‌شود؛ تا جایی که حتی سبک زندگی الکس را از زندگی در ماشین به خریدن خانه تغییر می‌دهد و مسئولیت بیشتری در قبال پارتنرش بر شانه‌های او می‌گذارد. در کنار این رابطه، ترس از تکرار زندگی والدین و گرفتار شدن در چرخه‌ای سرد و رنج‌آور نیز در میان مصاحبه‌ها لمس می‌شود. آزادی‌ای که الکس سال‌ها در تنهایی پیدا کرده، حالا در برابر رابطه‌ای قرار گرفته که به همان اندازه که برایش دوست‌داشتنی است، مسئولیت و تعهد به همراه دارد. از طرف دیگر، حضور دوربین‌های فراوان و تیم فیلم‌برداری نیز حس تنهایی مورد علاقه‌اش را مخدوش می‌کند.

از آن‌جایی که الکس پیش از این مستند، با ایونت‌ها، پادکست‌ها و کتابش به شهرت رسیده است، تکراری‌ترین پرسشی که از او می‌شود، هدفش از صخره‌نوردی است. انزوا، درون‌گرایی و تنهایی الکس که در طول مستند می‌بینیم، تا اندازه‌ای از گذشته‌اش نشأت می‌گیرد. زیست منحصر به فردش باعث شده از اجتماع دوری گزیند و در صورت لزوم، در حضور دیگران مجبور به تظاهر باشد؛ به جز حلقه‌ی کوچک صمیمی‌اش. اما هنگام صعود انفرادی، وقتی جز مرگ کسی حضور ندارد، الکس بیش از هر زمان دیگری به خودش نزدیک می‌شود و به آزادی‌ای می‌رسد که در جای دیگری پیدا نکرده است.

همین آزادی است که در نهایت به رهایی احساساتش منجر می‌شود. پس از فتح صخره، برای اولین بار الکس جلوی احساساتش را نمی‌گیرد، و با وجود اینکه سعی دارد از اشک ریختن در مقابل دوربین جلوگیری کند، لذت و شادی دستیابی به رویای هشت‌ساله‌اش را بر فراز صخره، از طریق تلفن با عشقش و همچنین با بیننده‌ای که این هشت سال را در صد دقیقه دنبال کرده و شاهد تمام سختی‌های این مسیر بوده، به اشتراک می‌گذارد. صعودی که تا عمق وجودش راه پیدا می‌کند و انگار برای اولین بار، الکس را با خودش تنها می‌گذارد؛ بدون اینکه لازم باشد چیزی را پنهان کند.

پیشنهادات ویژه
پیشنهادات ویژه
دانش آراستگی
دیدگاه تان را بنویسید

آشپزی
خانه داری
تفریح و سرگرمی
دنیای سلبریتی ها
نیازمندی‌ها