عشق در برابر تاج و تخت؛ روایت عشق تاریخی شاه ادوارد هشتم و والیس سیمپسون
ادوارد هشتم پادشاه بریتانیا، به طور رسمی و علنی، تاج و تخت و سلطنت را رها کرد تا بتواند با زن مورد علاقهاش ازدواج کند.
شایانیوز- در تاریخ اروپا و سیستمهای پادشاهی اروپایی، پادشاهان بسیاری معشوقه داشتهاند، ازدواجهای سیاسی کردهاند یا حتی روابط پنهانی و رسواییآمیز را پشت سر گذاشتهاند؛ اما تا به حال شنیده بودید که یک پادشاه، به طور رسمی و علنی، سلطنت را فدای یک رابطه عاشقانه کند؟ درست خواندید. داستان ادوارد هشتم و والیس سیمپسون دقیقاً در همین نقطه استثنایی میایستد.
![]()
عشقی که تبدیل به بحرانی ملی و نهادی شد
ادوارد هشتم؛ پادشاهی از آغاز نامتعارف
ادوارد هشتم در ژانویه ۱۹۳۶، پس از مرگ پدرش جورج پنجم، به تخت پادشاهی بریتانیا رسید. او پیش از آن، شاهزادهای محبوب، کاریزماتیک و متفاوت از سنتهای خشک دربار شناخته میشد. علاقه او به سبک زندگی مدرن، بیاعتنایی نسبی به تشریفات رسمی دربار و نگاه انتقادیاش به نهادهای سنتی، از همان ابتدا نگرانیهایی را در میان نخبگان سیاسی و مذهبی بریتانیا ایجاد کرده بود. با این حال، هیچ یک از این ویژگیها به اندازه رابطه عاشقانهاش بحرانساز نشد. رابطه با زنی امریکایی، مطلقه و خارج از عرف پادشاهی که به هیچ عنوان مورد پذیرش دربار و اعضای خاندان سلطنتی واقع نشد.
![]()
والیس سیمپسون؛ زنی بیرون از چارچوب امپراتوری
والیس سیمپسون، معشوقه شاه، نه شاهزاده بود، نه اشراف زاده، و نه حتی بریتانیایی. او زنی امریکایی، اجتماعی و مستقل بود که دو بار ازدواج کرده و طلاق گرفته بود. در ساختار دربار محافظهکار بریتانیا، به ویژه با توجه به نقش پادشاه به عنوان رئیس نمادین کلیسای انگلستان، ازدواج پادشاه با زنی مطلقه که همسر سابقش زنده بود، غیر قابل قبول و از نظر مذهبی کاملاً نامشروع تلقی میشد. همین نکته به تنهایی کافی بود تا رابطهای شخصی به بحرانی ملی و در حیطه قانون اساسی بدل شود.
![]()
تقابل عشق و قانون اساسی
با جدی شدن تصمیم ادوارد هشتم برای ازدواج با والیس، دولت بریتانیا، کلیسای انگلستان و دولتهای قلمروهای مشترکالمنافع (کانادا، استرالیا، آفریقای جنوبی و…) همگی مخالفت رسمی خود را اعلام کردند. نخست وزیر وقت، استنلی بالدوین، صراحتاً به پادشاه اعلام کرد که چنین ازدواجی نه تنها هرگز پذیرفته نخواهد شد، بلکه دولت نیز قادر به ادامهٔ همکاری با او نخواهد بود. بدین ترتیب، ادوارد در برابر انتخابی قرار گرفت که تاریخ پادشاهی بریتانیا کمتر با آن مواجه شده بود: تاج و تخت یا عشق! فقط یکی را انتخاب کن.
![]()
کنارهگیری تاریخی
در دسامبر ۱۹۳۶، ادوارد هشتم تصمیمی گرفت که تا به امروز یکی از مهمترین لحظات تاریخ معاصر بریتانیا محسوب میشود. او در نطقی رادیویی خطاب به مردم کشورش اعلام کرد که نمیتواند «بار سنگین مسئولیت سلطنت را بدون زنی که دوستش دارد» به دوش بکشد! این جمله زیبا، که بعدها به یکی از مشهورترین نقل قولهای عاشقانهٔ تاریخ سیاست جهان بدل شد، پایان رسمی سلطنت کوتاه مدت او را رقم زد. ادوارد استعفا داد و تاج و تخت به برادرش، جورج ششم، منتقل شد؛ پادشاهی که بعدها نقش مهمی در رهبری بریتانیا در جنگ جهانی دوم ایفا کرد.
![]()
زندگی پس از سلطنت
پس از کنارهگیری، ادوارد عنوان «دوک ویندزور» را دریافت کرد و اندکی بعد در ۳ ژوئن ۱۹۳۷ در فرانسه با والیس سیمپسون ازدواج کرد. در اواخر همان سال، این زوج به آلمان سفر کردند. در طول جنگ جهانی دوم، ادوارد ابتدا در مأموریت نظامی انگلیس در فرانسه مستقر بود، اما پس از آنکه او را به ناحق به هواداری از نازیها متهم کردند، به عنوان فرماندار باهاما منصوب شد. پس از جنگ، ادوارد بقیه عمر خود را به همراه همسرش در دوران بازنشستگی در تبعیدی خودخواسته عمدتاً در فرانسه گذراند.
![]()
هرچند از نظر مالی در رفاه بودند، اما هرگز به طور کامل به درون ساختار رسمی خاندان سلطنتی بازنگشتند. رابطهٔ آنها، برخلاف تصور عمومی، کاملاً رمانتیک و خالی از تنش نبود؛ اما، پیوندشان تا پایان عمر حفظ شد. آن دو تا زمان مرگ در سال ۱۹۷۲ در کنار یکدیگر ماندند و کنار هم دفن شدند.
در ۲۸ می ۱۹۷۲، دوک ادوراد کمتر از یک ماه مانده به تولد ۷۸ سالگیاش، در خانه خود در پاریس درگذشت. پیکر وی به بریتانیا بازگردانده شد. مراسم تشییع جنازه در نمازخانهای در ۵ ژوئن با حضور ملکه و خانواده سلطنتی برگزار شد. وی در یک آرامگاه سلطنتی، پشت آرامگاه سلطنتی ملکه ویکتوریا و پرنس آلبرت در فراگمور به خاک سپرده شد. 14 سال بعد، همسرش والیس که ضعیف شده بود و به طور فزایندهای از زوال عقل رنج میبرد، در سال ۱۹۸۶ درگذشت و در کنار همسرش به خاک سپرده شد.
![]()
ارزیابی تاریخی و سیاسی
از منظر تاریخنگاری، این ماجرا نمونهای روشن از برخورد فردیت مدرن با نهادهای سنتی قدرت است. ادوارد هشتم، در قلب یکی از کهنترین سیستمهای پادشاهی جهان، نظمی هزار ساله را به چالش کشید. در عین حال، در آن سوی میدان، واکنش نظام سیاسی بریتانیا نیز نمایانگر این واقعیت بود که نهاد سلطنت، برخلاف تصور عام، بیش از آنکه شخصمحور باشد، تابع قواعد حقوقی، مذهبی و نهادی است؛ در حدی که شخص پادشاه اگر در مقابل ارزشهای ملی و نهادی قرار گیرد، با واکنش شدید مواجه شده و حتی کنار گذاشته میشود.
اما این پادشاه ترجیح داد حذف شود و عشقش را حذف نکند.
یاد این دو عاشق تاریخی ماندگار باد
![]()
![]()