|

بیوگرافی حمیدرضا صدر و همسرش مهرزاد دولتی

حمیدرضا صدر در سن 66 سالگی و به علت ابتلا به بیماری سرطان درگذشت

لینک کوتاه کپی شد

حمیدرضا صدر منقد دوست داشتنی فوتبال صبح جمعه و در سن 66 سالگی درگذشت. 

 حمیدرضا صدر متولد ۲۸ اسفند ۱۳۳۴ در مشهد، روزنامه نگار، محقق، نویسنده، منتقد سینما و مفسر فوتبال است. وی مدرک کارشناسی اقتصاد و کارشناسی ارشد و دکترای برنامه ریزی شهری از دانشگاه تهران و دانشگاه لیدز (انگلستان) بود.

پدر حمیدرضا ارتشی و مهندس بوده و او در یک خانواده ۷ نفره بزرگ شده است. صدر متاهل است و همسرش مهرزاد دولتی نام دارد. آن‌ها یک فرزند دختر به نام غزاله دارند. خانم دولتی در آمریکا در رشته داروسازی درس خوانده، ولی پس از بازگشت به ایران، پس از انقلاب به نقاشی تغییر رشته می‌دهد. او مدتی درگیر سرطان گردن بود که خوشبختانه درمان شد.

Hamid-Reza-Sadr-wife

حمیدرضا صدر و همسرش مهرزاد دولتی

 

از کلاس اول تا دوران دانشجویی از زبان خودش

«کلاس اول بودم که پدرم برایم هم معلم عربی گرفت و هم معلم خط، زبان انگلیسی را هم در دبستان و هم از معلمی که پدر گرفت یاد گرفتم، پدرم فردی فرهنگی بود و ما را میان کتاب و روزنامه بزرگ کرد. در سال‌های دانشجویی دوربین عکاسی بسیار خوبی داشتم و وقتی به امجدیه می‌رفتم از همان جایگاه تماشاچی‌ها عکس می‌گرفتم. بعد با دوربین هشت میلی متری فیلم برداری می‌کردم. الان چند تا از بازی‌های جام تخت جمشید را هم دارم.»

ورود حمیدرضا صدر به فوتبال

او می‌گوید علاوه بر بازی‌های خیابانی که منجر به شکسته شدن پایم نیز شد، هم در تیم دانشکده اقتصاد دانشگاه تهران و هم در تیم دانشکده هنر‌های زیبا بودم. برادر کوچترم شاهین در تیم هما کنار حمید علیدوستی بازی می‌کرد و کمی بعد کنار مجید صالح به میدان رفت. سه برادر بودیم و آن‌ها خوره‌تر از من بودند.

حمیدرضا صدر تسلط و اشراف کامل بر فوتبال ایران و جهان دارد. او بار‌ها به استادیوم‌های مشهور فوتبال جهان رفته تا مسابقات را از نزدیک ببیند. او به تاریخ فوتبال نیز بسیار علاقه دارد، ولی با این حال خودش می‌گوید نسبت به دیدگاه بازیکنان و مربیان حرفه‌ای فوتبال در سیاره دیگری به سر می‌برد.

6

حمیدرضا صدر و این سرطان لعنتی

او می‌گوید: “تلاش می‌کنم از هر چیز کوچکی بهره‌ای ببرم نمی‌دانم شاید دلیلش هم این است که در خانواده پدری ام خیلی‌ها خیلی زود به دلیل سرطان جان دادند. پدرم در ۶۰ سالگی فوت کرد و مادرم خیلی جوان بود که به با پنج بچه جوان ماند. دخترعمو و پسرعموی من به ۳۰ سال نرسیدند که جان دادند. همیشه فکر می‌کردم تا ۳۵ سالگی بیشتر زنده نخواهم ماند.

2

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه