(عکس) اردشیر زاهدی داماد شاه کشته شده؟+ ماجرای زاهدی با اشرف
سجاد عابدی فعال رسانه ای خبر درگذشت اردشیر زاهدی وزیر خارجه ایران در قبل از انقلاب را تکذیب کرد.
اخباری مبنی بر کشته شدن اردشیر زاهدی در سوییس، در شبکه های اجتماعی در حال انتشار است.
اردشیر زاهدی که داماد محمدرضا پهلوی و وزیر خارجه پیش از انقلاب بود، به تازگی مواضع تندی علیه آمریکا و اپوزسیون خارجنشین گرفته بود.
![]()
رسانه سوئیسی که خبر کشته شدن اردشیر زاهدی را منتشر کرده بود
اردشیر زاهدی: زنده هستم شایعه کار دشمنان من است
در حالی که ساعتی قبل برخی رسانه های ایرانی از قول یک رسانه ی سوئیسی خبر از کشته شدن اردشیر زاهدی داده بودند، اردشیر زاهدی در تماس با یک رسانه در آمریکا این خبر را تکذیب کرد و گفت این شایعه کار کسانی است که با من دشمنی دارند.
اردشیر زاهدی؛ داماد شاه که به قاسم سلیمانی افتخار کرد
اردشیر زاهدی در گفتوگویی تاکید کرد: برخی از شخصیتها در دنیا وجود داشتند که افراد بزرگی بودند که نمیتوانستند به مردم دروغ بگویند و زندگی شرافتمندانه نیز داشتند و ژنرال قاسم سلیمانی از این افراد بزرگ بود.
وی اظهار داشت: ۸۰ میلیون ایرانی برادر و خواهران من هستند و من نیز یک ایرانی هستم اما باید در زندگی افراد به یک اصول احترام بگذارند و هماکنون آن احترام به ایران است.
زاهدی تاکید کرد: کسانی که پول میگیرند تا کشورشان را دشمنان بمباران کنند آنها خائن کشور خود هستند.
![]()
اردشیر زاهدی: ترامپ دیوانه و پمپئو آدم بدبختی است
وی با بیان اینکه ترامپ یک آدم دیوانه است، گفت: بهدنبال ترور ژنرال سلیمانی، ترامپ میگوید که ما مدارکی داشتیم آنها بهدنبال ضربهزدن به آمریکا بودند، پس چرا آن را به کنگره آمریکا و یا به مردم دنیا ارائه نمیکنند؟
وی درخصوص اظهارات اخیر وزیر خارجه آمریکا نیز گفت: پمپئو نیز آدم بدبختی است. چطور وزیر خارجه این کشور همه را تروریست میداند، در حالی که آمریکا بزرگترین تروریست جهانی است و الان نیز که آمریکا بهعنوان یک مهمان در داخل عراق است، اقدام به عملیات تروریستی میکند.
بیوگرافی اردشیر زاهدی
اردشیر زاهدی پسر فضلالله زاهدی، آخرین سفیر ایران در آمریکا و داماد محمدرضا پهلوی سال 1307 در تهران به دنیا آمد. تحصیلات مقدماتی را در تهران و اصفهان به پایان برد و سال 1323 مدتی در دبیرستان اسلامیه بیروت درس خواند. یکسال بعد عازم آمریکا شد. سال 1329 در رشته مهندسی کشاورزی و علوم اقتصادی از دانشگاه یوتا فارغالتحصیل شد و در این مدت زبانهای انگلیسی و فرانسه را آموخت.
سال ۱۳۳۶ با شهناز پهلوی، دختر فوزیه و محمدرضا ازدواج کرد و از همان سال بهعنوان نماینده شاه در امور دانشجویان خارج از کشور به اروپا رفت. زاهدی پس از آن از سال ۱۳۳۸ تا ۱۳۴۰ سفیر ایران در واشنگتن شد. او در دوران سفارتش از سوی دانشگاه یوتا و کامرس آمریکا دکترای افتخاری علوم و حقوق دریافت کرد.
![]()
گفتوگوی مجله عصر اندیشه با اردشیر زاهدی درباره رابطه با اشرق را در ادامه میخوانید
چند سال پیش عکسی از شما با اشرف پهلوی ابتدا در فیس بوک و سپس در رسانهها منتشر شد که پس از سالها چهرهای تازه از خواهر شاه نشان میداد… بانو اشرف. بله. تازگی ندیدمشان، ولی در حال حاضر در جنوب فرانسه زندگی میکنند.
در حال حاضر از وضعیت ایشان مطلع هستید؟ ملاقاتهایتان با او همچنان ادامه دارد؟
سن که بالا میرود آدم یواش یواش فراموشکار میشود. البته ایشان سنشان از من بیشتر است، همسن اعلیحضرت هستند. یک بیماری داشتند. من در یکسال و نیم اخیر که مشکل بیماری داشتم، جنوب نرفتم. حتی قرار بود برای کنفرانس به جنوب فرانسه بروم که نشد. ممکن است فراموشی داشته باشند. یکبار سرما خورده بودند که از طریق تلفن جویای حالشان بودم. در این چند هفته اخیر اینقدر گرفتاری خودم را داشتم که هیچ تماسی با ایشان نداشتم.
در تماسهای تلفنی با اشرف درباره گذشتهشان و کارهایی که کردند، صحبت کردهاید؟
شرافتمندانه به شما بگویم: نمیتواند! یک خرده برایش مشکل است.
چه چیز را نمیتواند؟
درحال حاضر شرافتمندانه بخواهم صحبت کنم و حقیقتاً بخواهم دروغ نگویم، تردید دارم [اشرف] در موقعیتی باشد که اصلاً بتواند در اینباره صحبت کند.
یعنی عذاب وجدان دارند؟
اگر از ایشان این سوالها را بکنید، معلوم نیست بتواند جوابتان را بدهد. معلوم نیست! سربسته عرض کردم. الان هم که روزبهروز حافظهشان کمتر میشود و نمیتوانند حرف بزنند. آیا اینکه فراموشی بهدلیل بیماری باشد یا سن، خدا میداند. سن بالا معمولاً این ضعفها را میآورد.
اشرف بعد از انقلاب با روشنفکران دانشگاهی خارج از کشور تماسهای زیادی داشت…
ایشان زن فعالی بودند؛ بهخصوص بعد از اینکه وضع عوض شد، با کسانیکه کار کردند، همهشان را حفظ کردند و نگه داشتند.
بله، برخی از آن افراد مثل «احسان یارشاطر» و «مهناز افخمی» را هدایت کردند.
آقای یارشاطر هم مثل خود من مریض شده است. به لرزش دست مبتلا است.
یعنی بیماری پارکینسون؟
اینطور به نظر می رسد.
ایشان آمریکا زندگی میکنند؟
آقای یارشاطر هنوز هم رئیس بنیاد مطالعات ایران در دانشگاه کلمبیا هستند.
ایرانیکا را هم ادامه میدهند؟
ایرانیکا هم وابسته به بنیاد مطالعات ایران است. اینها یک شعبهای هم در لندن داشتند و یک مجلهای هم برای من میآمد.
با توجه به شرایطی که از اشرف گفتید، در صورت مرگ او وضعیت بنیاد مطالعات و حلقه روشنفکران وابسته به وی چه میشود؟ وصیتی دارند؟
هنوز در این رابطه با ایشان صحبت نکردم. وارد این مساله نشدهام.
هیچ اطلاعی ندارید؟
نه، اما اگر اتفاقی بیفتد باید یکی باشد که ترانزیت باهاش باشد؛ اگر وصیتی نوشته دیده باشد و… من اشخاصی را دیدم، در زمانیکه سرگردان بود، به ایشان کمک کرده بودند. آن را اطلاع دارم، اما آیا این افراد از خودشان بودند یا نه، حقیقتاً نمیدانم. بیش از سایرین نسبت به من صمیمیت نشان دادند، بهعنوان یک پیشخدمت.
عکسی که از شما و اشرف منتشر شده مربوط به چه زمانی است؟
پنج سال پیش است. یک عکس هست که من پهلوی ایشان هستم.
![]()
کجا گرفته شد؟
در جنوب فرانسه است. به یاد ندارم نشستهایم یا ایستاده؟
هردو حالت هست…
بله به گمانم همان است؛ دو سه تا عکس گرفتند.
این عکس مربوط به 5 سال گذشته در جنوب فرانسه است؟
اگر بیشتر نباشد، کمتر نیست.
در منزل خودشان است؟
یک منزلی داشتند که فروختند. حال در اجاره هستند یا جایی را خریداری کردند، الان حقیقتاً نمیدانم. در پنج شش سال اخیر به دلیل گرفتاریهای خانوادگی خودم، بیماری و دخترم و… میخواستم بروم ایشان را ببینم، اما متاسفانه نشد. یکبار پایم شکست و نشد و اینبار هم عمل جراحی پیش آمد.
پس از انقلاب، اشرف به آمریکا و فرانسه در رفتوآمد بود؟
تا جاییکه من مطلع هستم، هر دو جا بودند. یکی در پاریس زندگی میکردند و دیگری در نیویورک در رفتوآمد بودند. بعد دیگر نیویورک را ترک کردند و الان در جنوب فرانسه زندگی میکنند.
میگویند بزرگترین پنت هاوس در نیویورک متعلق به ایشان بوده است. این صحت دارد؟
بله داشتند، ولی فروختند.
چرا فروخته شد؟ با توجه به اینکه شرایط مالی اشرف هم همیشه مساعد بوده است…
شاید خرج کردند.
برای کارهای روشنفکری هم هنوز پولی میدهند؟
این برنامهها بعد از اینکه وضع در ایران، عوض شد تغییر کرد. هرکسی رفت سراغ زندگی خودش. بعضیها با ایشان بودند و بعضیها رفتند.
چرا علیرغم دوستی با اشرف، شما در فعالیتهای رسمی ایشان مثل بنیاد مطالعات و… حضور نیافتید؟
من هیچگاه وارد این کارها نشدم. اغلب اینها را نمیبینم، چون اختلاف سلیقه وجود دارد و من هم به معتقداتی اعتقاد دارم. آنچه که فکر میکنم خوب یا بد است، میگویم…