نفرین دنیا جهانبخت سر زایمان برا آقای جَم و جور؛ چهار تا استخون بود دیگه!
دنیا جهانبخت به گفته خودش پنجشنبه فرزندش به دنیا می آید و او هنوز از لعن و نفرین کردن مهراد دست برنداشته است.
دنیا جهانبخت بعد از کلی حاشیه و حرف و حدیث پنجشنبه 20 آبان فرزندش را به دنیا می آره. دنیا این روزها به گفته خودش با این که همه شرایط را مهیا کرده و بهترین بیمارستان را هم برای زایمان انتخاب کرده اما استرس شدیدی دارد.
به گزارش «شایانیوز» دنیا بعد از اینکه مهراد جم او را رها کرد و به ایران برگشت حسابی از او او دلخور شده و چندی پیش در یک لایو درباره رابطه اش با مهراد جم گفت: یه جوری میگن انگار مایکل جکسون مارو ول کرده رفته، بابا 4 تا استخون و یه روکش این حرفا رو نداره دیگه.
tavoos_init_player( 'tavoos-vplyr-twig07mVvPV2BcR6', 'https://static0.shayanews.com/thumbnail/07mVvPV2BcR6/Zvu8uorhJqQ5XRTJ0l0wT1nCLp36Gtb1ZyUNyqaaJ0DZjNawzS5kseHr8npxUAKSeyjqTkz5kMF4Vd8JrHJvvQ,,/127372751636284357.jpg', [ { "file": 'https://static0.shayanews.com/servev2/07mVvPV2BcR6/7lv1HQZoUSk,/127372751636284357.mp4', "type": "mp4", "label": "720p" } ], 'https://video.tavoos.net/services/vast/snvwRxYn-iBRw-eO8K-PqKP-04OK1HoGP7aH/479' );
دنیا جهانبخت در ادامه گفته: مبارک همون مسعود جهانی و ویلاهای خز شمالشون و ..... آرتام رو از الان کنار مسی و رونالدو تجسم می کنم (البته فک نکنم اون موقع مسی هنوز بازی کنه ولی حرف دنیا خانوم سنده !) اصلا مغز من این چیزای بی ارزش رو فراموش کرده و بهش فکر نمیکنه.
با اینکه دنیا هیچ اسمی از مهراد نبرده اما به وضوح مشخص است که روی صحبت خانم بلاگر با مهراد جم و خانواده و اطرافیان اوست.
چی شد که مهراد به یکباره دنیا را رها کرد و برگشت ایران
دنیا جهانبخت با انتشار استوری و در پاسخ به سوالی درباره اینکه چطور شد مهراد او و فرزند به دنیا نیامده اش را ترک کرد و به ایران برگشت به کنایه نوشت:
دلش برای خیابون امیری و خیابون بِرِیم و دهکده آبادان و ماهی کبابی های باباش و بچه محل هاشون و آغوش گرم خانواده و راهروهای ارشاد و صد البته گریه و زاری مسعود جهانی و عشقِ وطن و رفیقهاشو احتمالا استیج تنگ شده بود و ما هم توریست بودیم این وسط!
وقتی مهراد دم رفت دنیا را تحقیر کرد!
دنیا در توضیح این اتفاق تلخ برای هوادارانش نوشت: روز آخری و دم آسانسور افتادم به پاش و گفتم نرو و با کلی اشک و جیغ التماس کردم اما مهراد منو پرت کرد اونور و دکمه صفر آسانسور رو زد و رفت...
اون صحنه تنها صحنه ای که هیچ وقت فراموش نخواهم کرد.