فلزنگاره نیایش آفتاب؛ اثری که مثل خورشید تاریخ ایران را روشن میکند اما در لوور است
فلزنگاره نیایش آفتاب یکی از برجستهترین نمونههای هنر فلزکاری دوران کهن در ایران به شمار میرود و اکنون در موزه لوور نگاه داشته میشود.
شایانیوز- فلزنگاره نیایش آفتاب که در برخی منابع به آن «تابلوی مراسم نیایش راهبههای آفتاب» نیز گفته میشود، یکی از برجستهترین نمونههای هنر فلزکاری دوران کهن در ایران به شمار میرود؛ اثر بیمانندی که نه تنها مهارت فلزکاری استادان دوران ایلام میانه را به نمایش میگذارد، بلکه تصویری زنده و گویا از باورها، آیینها و زندگی اجتماعی مردمان خاورزمین در زمان باستان و در هزاره دوم پیش از میلاد را در برابر ما مینهد.
پیشینه تاریخی و فرهنگی اثر
این قطعهٔ باستانی ارزشمند به دورهٔ ایلام میانه بازمیگردد، تقریباً بین ۱۱۵۰ تا ۱۱۲۰ پیش از میلاد دورانی که ایلامیان یکی از تمدنهای ممتاز در خاور نزدیک را شکل داده بودند و شوش به عنوان یکی از مراکز فرهنگی و دینی مهم این تمدن شناخته میشد.
«فلزنگارهٔ نیایش آفتاب» در سالهای ۱۹۰۴–۱۹۰۵ میلادی توسط ژاک دو مورگان، باستانشناس فرانسوی، در خرابههای معبدی در شهر باستانی شوش کشف شد. این اثر پس از کاوش به موزهٔ لوور پاریس منتقل شد و اکنون در این موزه، به عنوان یکی از مهمترین نمونههای هنر و فرهنگ ایران باستان، نگهداری میشود.
![]()
ویژگیهای فنی و توصیف ظاهری
فلزنگارهٔ نیایش آفتاب از برنز ساخته شده است و ابعاد آن در حدود ۶۰ در ۴۰ سانتیمتر است؛ که نشان دهندهٔ هنر برجسته، دقیق و پیچیدهٔ فلزکاران ایلامی در عصر برنز است.
آنگونه که از نقشهای برجستهٔ اثر برمیآید، این تابلو صحنهای آیینی و مذهبی از نیایش با خورشید یا خدای خورشیدگون را به تصویر میکشد؛ دو مرد (گویا روحانیان یا شرکتکنندگان در آیین هستند) در حالت نیم نشسته در مرکز این فلزنگاره دیده میشوند، که یکی از آنها دست خود را به سوی دیگری دراز کرده و گویی مواد خاصی یا مایع آیینی را تعارف میکند. اطراف آنها ظروف، کوزهها و دیگر ابزار خاصی که در مراسمهای خاص استفاده میشده است، دیده میشود که حاکی از مراسم پرستش، تطهیر و اهدا هدایا است؛ شاخصههایی که از اهمیت آیینی و مذهبی این اثرحکایت دارد.
کتیبه اثر و پیام آن
یکی از مهمترین بخشهای فلزنگاره، کتیبهای است که بر سطح آن حک شده و هویّت سازندهٔ اثر را معرفی میکند. متن این کتیبه به زبان ایلامی چنین است:
«من شیلهاک اینشوشیناک پسر شوتروک ناهونته پادشاه شوش و انشان و خدمتگزار خدای اینشوشیناک این تابلو را ساختم.»
این نوشته علاوه بر مشخص کردن نام سازنده که نشانگر حمایت و اهتمام شاهان ایلامی به هنر و مذهب بوده است، نشان میدهد که اثر به عنوان هدایایی آیینی یا یادبودی مذهبی ساخته شده و نقش آن تنها زیباشناسی نبوده، بلکه نوعی معنای پرستشی و ارتباط انسان با خدایان را نیز در خود دارد و تمایل دارد این مفهوم را به بیننده منتقل کند و با او به اشتراک بگذارد.
![]()
نمادها و معناشناسی اثر
تحلیلهای باستانشناسی نشان میدهد که هنر ایلامیان در این دوره، از فنون ذوب و ریختهگری پیشرفتهای بهره میگرفت و استادکاران فلزکار توانسته بودند عناصر برجسته، نقشپردازیهای دقیق و ترکیبهای پیچیدهٔ فلزی را در آثاری مانند فلزنگارهٔ نیایش آفتاب و بسیاری آثار دیگر خلق کنند؛ چیزی که نشانگر سطح بالای مهارت فنی و هنری در فلزکاری است.
نمادهای موجود در اثر از جمله ظروف برای نوشیدن، فضاهای آیینی، ستونها و سکوها، آن را به منبعی بیبدیل برای مطالعهٔ ساختار مذهبی، آیینهای نیایش و زندگی اجتماعی در دوران ایلام تبدیل کرده است. نگاه دقیق به این نمادها نشان میدهد که ایلامیان باورهایی پیچیده دربارهٔ پاکسازی روح، اعطای هدایا به خدایان و ارتباط انسان با نیروهای ماورایی داشتهاند و این موضوع را به صورت تصویرهایی برجسته و بسیار دقیق و مفهومی در آثار گوناگون ثبت کردهاند.
اهمیت تاریخی و جهانی
فلزنگارهٔ نیایش آفتاب یک قطعهٔ هنری کهن و البته سندی مهم از فرهنگ و آیین انسانی در یکی از نخستین تمدنهای توانمند خاورمیانه به شمار میرود. این اثر، مانند بسیاری از آثار باستانی دیگر که از ایران به موزههای بزرگ جهانی منتقل شدهاند، اکنون در موزه لوور پاریس قرار دارد و به بازدیدکنندگان سراسر جهان نمایش داده میشود. اثر گرانبهایی که نمایانگر جغرافیای فرهنگی ایران باستان است و ارتباط میان هنر، مذهب و قدرت سیاسی را در دوران ایلام میانه بازتاب میدهد.
![]()
کلام آخر
نگهداری این اثر در موزهٔ لوور پاریس، اگرچه بحثهایی دربارهٔ مناسبات فرهنگی و مالکیت میراث باستانی مطرح کرده، اما این قطعه را به یکی از شناختهشدهترین نمایندگان هنر ایلام در سطح جهانی تبدیل کرده و هزاران بازدیدکننده و پژوهشگر را به تعمق دربارهٔ تاریخ ایران کهن وا میدارد.
این میزان احترام و محافظتی که به این اثر روا داشته میشود، قابل تقدیر است.
بهتر است دست از ابراز تملک برداریم وقتی هیچ ارزشی برای گذشته خود و میراث کهن سرزمینمان قائل نیستیم و تحت حکومت زمامدارانی زندگی میکنیم که گویی کمر بستهاند به نابودی میراث و یادگارهایی که از گذشتههای دور و باشکوه بر جای مانده است؛ آنانی که قصد دارند ریشههای ما را بخشکانند.
همان بهتر که این اثر و سایر آثار گرانقدر بشری و ایرانی در آن سوی مرزها با نهایت دقت و احترام، پاس داشته میشوند و یادواره سرزمین مادری و کهن ما را سبز و زنده نگاه میدارند و پیش چشم مردمان جهان به نمایش میگذارند. به نوبه خود قدردانیم از موزه لوور برای پاسداری از ریشههای ما.
پاینده ایران
![]()