انتقال وزن مذاکرات به منافع اقتصادی
مذاکرات ژنو و پیشنهادات وسوسه کننده ایران به آمریکا؛ پشت پرده این امتیازپاشیها چیست؟
در دور دوم مذاکرات ایران و امریکا در ژنو، ایران پیشنهادهای اقتصادی گستردهای به طرف امریکایی داده است. هدف این امتیازدهیها چیست؟
شایانیوز- در روند مذاکرات ژنو، جمهوری اسلامی بستهای از مشوقهای اقتصادی، سرمایهگذاری و مشارکتهای تجاری را به طرف امریکایی پیشنهاد کرده تا منافع اقتصادی واشنگتن در ایران دیده شود. از جمله:
- فرصتهای سرمایهگذاری در بخش نفت، انرژی و معادن ایران
- مشوقهای مالی برای شرکتهای امریکایی در پروژههای مشترک
- پروژه خرید هواپیما از شرکتهای امریکا
تیم مذاکره کننده ایران پیشنهاد دادهاند که در صورت حصول توافق هستهای و لغو تحریمها حوزههایی از اقتصاد ایران که بازدهی بالایی دارند برای شرکتها و منافع امریکایی گشوده هستند.
در همین راستا حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه ایران ابراز داشته است:
«برای پایداری یک توافق، ضروری است که امریکا نیز در حوزههایی با بازده اقتصادی بالا و سریع منتفع شود.»
این رویکرد نشان میدهد که ایران، به جای اینکه تنها روی رفع تحریمها تمرکز کند، به دنبال مشوقهای واقعی برای امریکا در بخشهای اقتصادی است تا این کشور را برای اجرای توافق نهایی تشویق کند. این رویکرد همچنین نشان دهنده تغییر استراتژیک ایران از تمرکز صرفاً هستهای به ترکیب سیاست و اقتصاد در مذاکرات حساس بینالمللی است.
![]()
پشت پرده امتیازدهیها
مقامات ایرانی حالا بر این باورند که دستیابی به توافق هستهای بدون درگیر کردن منافع واقعی اقتصادی طرف مقابل در ساختار مذاکرات ممکن نیست. ایران اذعا کرده که هر توافق هستهای جدید باید شامل «فواید اقتصادی ملموس برای هر دو طرف» باشد، و این یعنی تلاش تهران برای «ذینفع کردن ایالات متحده در اقتصاد ایران».
این رویکرد، از دید تحلیلگران بینالمللی، نشان دهندهٔ یک تغییر راهبردی در شیوه مذاکره ایران است. تهران میخواهد ساختار اقتصادی و تجاری واقعی را نیز وارد چارچوب توافق کند تا طرف امریکایی احساس کند که از امضای توافق نه تنها در حوزه امنیتی سود میبرد، بلکه از فرصتهای اقتصادی با بازدهی سریع نیز بهرهمند میشود. این نگاه، همانگونه که حمید قنبری، معاون دیپلماسی اقتصادی وزارت امور خارجه ایران بیان کرده، برای دوام یک توافق ضروری است؛ زیرا تجربهٔ خروج امریکا از برجام در ۲۰۱۸ نشان داد که بدون ضمانتهای اقتصادی قوی، هر توافق سیاسی ممکن است شکننده باشد.
![]()
سه لایه راهبردی در امتیازدهی ایران
۱. وخامت اوضاع اقتصادی و نیاز به احیای ظرفیتهای اقتصادی داخلی
تحریمهای یک جانبه امریکا در سالهای اخیر بخشهای حیاتی اقتصاد ایران را تحت فشار قرار دادهاند و تهران تلاش دارد ابعاد مذاکرات را به حوزههایی گسترش دهد که مسیرهای جدید سرمایهگذاری و درآمدزایی را باز کنند. در این چارچوب، پیشنهاد ایران برای مشارکت شرکتهای امریکایی در بخشهای انرژی، معدن و خرید هواپیما در واقع نمایانگر این پیشفرض است که اگر امریکا بتواند سود مالی واقعی از بازار ایران به دست آورد، فشار سیاسی را کاهش میدهد و امکان همکاری پایدار افزایش مییابد.
این پویش اقتصادی در دل خود یک پیام کلیدی دارد: توافق هستهای بدون تضمینهای اقتصادی قابل اجرا معنای واقعی پیدا نمیکند. بنابراین ایران در مذاکرات جاری تلاش دارد با بهرهگیری از ابزارهای اقتصادی، فشار تحریم را با ایجاد فرصتهای برد–برد متوازن کند.
![]()
۲. فشارهای ژئوپلیتیک و تهدیدات نظامی؛ مذاکرات در سایه تهدید جنگ
مذاکرات ژنو در شرایطی برگزار شد که تنشهای نظامی در خاورمیانه رو به فزونیاند. امریکا حضور نظامی خود را در منطقه به شدت افزایش داده و حتی ناو دوم هواپیمابر، جرالد فورد، را به خلیج فارس اعزام کرده است، در حالی که ایران نیز رزمایشهای موشکی و تمرینهای نظامی گسترده در تنگهٔ هرمز اجرا کرده است.
در چنین فضایی، تهران به جای تمرکز صرف بر «اصول فنی هستهای» تلاش کرده تا زمینههایی را که طرف امریکایی در آن هزینهٔ اقتصادی ملموس دارد در توافق بگنجاند، زیرا مذاکرهای که فقط بین دو مسئلهٔ فنی انجام شود، از دید ایران ممکن است از قدرت و انگیزه کافی برای کاهش تهدید نظامی و فشار خارجی برخوردار نباشد. این گرایش نشان دهنده محاسبه راهبردی تهران برای ترکیب فشار اقتصادی و دیپلماسی است تا از ابزارهای سخت و نرم به طور همزمان استفاده کند و از این طریق احتمال بقای توافق را افزایش دهد.
۳. بیاعتمادی ساختاری و نیاز به «ضمانتهای ملموس»
با خروج امریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ نوعی بیاعتمادی تاریخی و ساختاری میان تهران و واشنگتن ایجاد شده است. این بیاعتمادی باعث شده ایران در مذاکرات جاری بیش از آنکه به متون کلی و بیانیههای اصولی اتکا کند، به ضمانتهای ملموس و قابلراستیآزمایی اقتصادی نیاز داشته باشد.
![]()
4. انتقال وزن مذاکرات از موشکی و نیابتی به منافع اقتصادی
ایران به دلیل هسته عقیدتی که در مرکز ایدئولوژی نظام قرار دارد، نمیتواند به صراحت پیرامون مسائل موشکی و نیابتی مذاکره کند؛ پذیرش شروط امریکا مبنی بر خلع سلاح موشکی و قطع حمایت ایران از نیروهای نیابتی محور مقاومت در منطقه، در هیچ چارچوبی ممکن نیست و همانطور که بارها گفته شده، خط قرمز جدی است. از طرفی امریکا نیز از این دو شرط دست برنمیدارد. بنابراین چارهای نمیماند جز اینکه ایران در سایر زمینهها حتی در مورد تعلیق برنامه هستهای، امتیازهای چشمگیر و وسوسه کننده ارائه دهد تا از وزن توجه امریکا به سایر شروط بکاهد و آن را سرشکن کند میان سایر زمینهها.
به این ترتیب، تهران میکوشد مذاکرات را به یک فرآیند برد–برد تبدیل کند که در آن منافع اقتصادی، سیاسی و امنیتی در کنار هم دیده شوند تا امکان دستیابی به توافق پایدار و کاهش تنشهای بالقوه فراهم گردد و مهمتر از همه آنکه توجه امریکا به سایر موارد که خط قرمز ایران هستند، منحرف شده و تحت تأثیر منابع و سودهای کلان اقتصادی قرار گیرد.