99 ضربه شلاق پژمان جمشیدی به چه معناست؟ آیا او مرتکب جرم جنسی شده؟
یک وکیل دادگستری میگوید: در قانون، عدد ۹۹ لزوماً به یک جرم خاص (مثل جرم جنسی) اشاره ندارد. این یک «مجازات تعزیری» است.
انتشار خبر صدور حکم قضایی در پرونده منتسب به پژمان جمشیدی و تکرار عباراتی مانند «۹۹ ضربه شلاق» یا «مجازات تعزیری» در رسانهها، موجی از برداشتها و قضاوتهای متفاوت را در افکار عمومی به راه انداخته است؛ تا جایی که بسیاری تنها بر اساس نوع مجازات، درباره ماهیت اتهام یا حتی قطعی بودن جرم نتیجهگیری میکنند. اما آیا در حقوق ایران میتوان صرفا از روی نوع مجازات، به نوع جرم رسید؟ آیا صدور یک حکم بدوی به معنای اثبات قطعی اتهام است؟ و اساسا تفاوت میان مجازاتهای حدی و تعزیری در نظام کیفری ایران چیست؟
به گزارش «شایانیوز» و به نقل از خبرآنلاین، در همین خصوص، حمیدرضا آقابابائیان، دکترای حقوق بین الملل عمومی و جزا و وکیل پایه یک دادگستری در گفتوگو با خبرآنلاین میگوید: شلاق میتواند برای جرائم بسیار غیرجنسی هم صادر شود. تا زمانی که دادگاه به صورت رسمی نگویید "اتهام آزار جنسی است"، نباید این برداشت را داشت. در حقوق، "اتهام" چیزی است که ادعا میشود، اما "حکم" چیزی است که ثابت شده است.
با این حال این وکیل دادگستری ادامه میدهد: در صورت صحت خبر با توجه به تعداد ۹۹ ضربه شلاق، پژمان جمشیدی محکوم به جرم موضوع اعمال منافی عفت شده است. مستفاد از ماده 19 قانون مجازات، شلاق تعزیری زنان و مردان، دارای درجات مختلف (درجه 6: شلاق از سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه و تا نود و نه ضربه در جرائم منافی عفت؛ درجه 7: شلاق از یازده تا سی ضربه و درجه 8: شلاق تا ده ضربه) است اما شلاق حدی، درجه بندی ندارد و صرفا تعداد آن بسته به نوع جرم حدی، نظیر زنا یا شرب خمر، تغییر میکند.
مشروح این گفتوگو را در ادامه بخوانید:
وقتی گفته میشود فردی به «۹۹ ضربه شلاق تعزیری» محکوم شده، این مجازات در قانون ایران مربوط به چه نوع اتهاماتی میتواند باشد؟
در قانون، عدد ۹۹ لزوماً به یک جرم خاص (مثل جرم جنسی) اشاره ندارد. این یک «مجازات تعزیری» است. یعنی قانونگذار برای یک دسته از جرائم (که میتواند شامل کلاهبرداری، توهین یا اعمال خلاف عرف و جرائم جنسی و امثالهم باشد) این میزان را تعیین کرده است. پس نمیتوان با دیدن این عدد، بلافاصله عنوان جرم را حدس زد.
آیا از این حکم میتوان به این برداشت رسید که پژمان جمشیدی شاکی را مورد آزار و اذیت جنسی قرار داده؟
اصلاً! این یک اشتباه رایج است. شلاق میتواند برای جرائم بسیار غیرجنسی هم صادر شود. تا زمانی که دادگاه به صورت رسمی نگویید "اتهام آزار جنسی است"، نباید این برداشت را داشت. در حقوق، "اتهام" چیزی است که ادعا میشود، اما "حکم" چیزی است که ثابت شده است.
در صورت صحت خبر با توجه به تعداد ۹۹ ضربه شلاق، پژمان جمشیدی محکوم به جرم موضوع اعمال منافی عفت شده است.
این سوال را اگر بخواهیم به شکل دیگری مطرح کنیم، باید بپرسیم بر اساس این حکم بدوی پژمان جمشیدی از اتهام تجاوز تبرئه شده است؟
خیر، در صورت صحت خبر با توجه به تعداد ۹۹ ضربه شلاق، پژمان جمشیدی محکوم به جرم موضوع اعمال منافی عفت شده است. مستفاد از ماده 19 قانون مجازات، شلاق تعزیری زنان و مردان، دارای درجات مختلف (درجه 6: شلاق از سی و یک تا هفتاد و چهار ضربه و تا نود و نه ضربه در جرائم منافی عفت؛ درجه 7: شلاق از یازده تا سی ضربه و درجه 8: شلاق تا ده ضربه) است اما شلاق حدی، درجه بندی ندارد و صرفا تعداد آن بسته به نوع جرم حدی، نظیر زنا یا شرب خمر، تغییر میکند.
تفاوت شلاق تعزیری با شلاق حدی چیست و چرا این تفاوت از نظر حقوقی مهم است؟
شلاق "حدی" مقدارش ثابت و تغییرناپذیر است (طبق شرع). اما شلاق "تعزیری" که در اخبار میشنویم، توسط قانونگذار تعیین شده و قاضی میتواند در آن تغییر ایجاد کند یا حتی در برخی شرایط آن را به جریمه نقدی تبدیل کند.
آیا بعد از اعتراض و تجدیدنظر، امکان تغییر یا نقض کامل چنین حکمی وجود دارد؟ معمولا در چه شرایطی؟
خیر. هر حکمی که صادر میشود، تا زمانی که "قطعی" نشود، قابل تغییر است. اگر متهم در مرحله "تجدیدنظرخواهی" بتواند ثابت کند که دادگاه اول اشتباه کرده، حکم میتواند کاملاً لغو شود (تبرئه) یا میزان آن کم شود.
شلاق میتواند برای جرائم بسیار غیرجنسی هم صادر شود. تا زمانی که دادگاه به صورت رسمی نگویید "اتهام آزار جنسی است"، نباید این برداشت را داشت.
در پروندههای جنجالی که هنوز رای قطعی نشده، انتشار جزئیات حکم یا اتهام چه محدودیتهای قانونی و رسانهای دارد؟
محدودیتهای رسانهای در انتشار جزئیات حکم طبق قوانین مربوط به «رازداری در پروندههای قضایی» و «حق حریم خصوصی»انتشار جزئیات پروندهای که هنوز رای قطعی (قطعی شدن حکم)نشده است، میتواند مصداق «آدم آزاری رسانهای» و «نقض اصل برائت» باشد.
انتشار اتهامات بدون تایید دادگاه، میتواند منجر به پیگرد کیفری رسانهها به دلیل نشر اکاذیب یا تخریب شخصیت افراد شود. در پروندههای حساس، رسانهها موظفند تا زمان صدور رای قطعی، از افشای جزئیات حاوی نام یا مشخصات اشخاص خودداری کنند. قانون میگوید تا زمانی که حکم قطعی نشده، هر کسی نباید جزئیات پرونده را پخش کند. چون اگر رسانهها اتهامی را پخش کنند که بعداً در دادگاه ثابت نشد، عملاً شخصیت آن فرد را نابود کردهاند و این خود جرم است.
در افکار عمومی معمولا عدد «۹۹ ضربه شلاق» به برخی جرائم خاص گره خورده؛ آیا از نظر حقوقی میشود صرفا از روی نوع مجازات درباره عنوان اتهام نتیجهگیری کرد؟
خیر، این یک نتیجهگیری غلط است. در حقوق جزا، «مجازات» معلول و «جرم» علت است. از روی معلول نمیتوان با قطعیت به علت رسید. مثلا بگوییم چون کسی "حبس" گرفته، حتماً دزد بوده؛ در حالی که ممکن است جرم او فقط "توهین" یا "سرپیچی از دستور" باشد. نوع مجازات فقط نشان میدهد جرم چقدر "سنگین" بوده، نه اینکه "چیست".
اجرای چنین حکمی در عمل چگونه است؟ آیا شلاق همیشه اجرا میشود یا امکان تبدیل، تعلیق یا توقف آن وجود دارد؟
اجرای آنها تحت نظارت دقیق است. در برخی موارد، اگر متهم جرم اولش باشد، قاضی میتواند حکم را "تعلیق" کند؛ یعنی به او میگوید: "اگر تا دو سال دیگر جرم نکردی، این شلاق را اجرا نمیکنیم".پس در عمل، اجرای شلاق تعزیری تحت شرایطی است:
- اجرای مستقیم: توسط مامور اجرای احکام.
- تعلیق مجازات: طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی، اگر متهم مرتکب جرم اول نباشد و مجازات او سبک باشد، قاضی میتواند اجرای مجازات را تعلیق کند (یعنی اگر در مدت مشخص مرتکب جرم نشد، مجازات اجرا نمیشود).
- تبدیل مجازات: در برخی موارد، مجازات بدنی میتواند به جریمه نقدی یا سایر مجازاتهای جایگزین تبدیل شود (البته این مورد در مورد شلاق با ضوابط بسیار سختگیرانهای همراه است).
وکیل متهم گفته حکم ظرف ۲۰ روز قابل اعتراض است؛ در این بازه دقیقا چه فرآیندی طی میشود و پرونده به کدام مرجع میرود؟
وقتی دادگاه حکم را میدهد، متهم ۲۰ روز فرصت دارد تا به دادگاه بالاتر (تجدیدنظر) بگوید: "من با این حکم موافق نیستم، لطفاً دوباره بررسی کنید". در این مدت، پرونده به دادگاه دوم میرود تا دوباره از صفر یا از نظر قانونی بررسی شود.
در این دادگاه تجدید نظر ، پرونده یا «تایید» میشود (حکم قطعی میگردد)، یا «نقض» میشود (حکم تغییر میکند یا متهم تبرئه میشود.)
صرفنظر از موارد فوق از آنجا که ورزشکاران و هنرمندان و امثالهم به هر دلیل مرجع تقلید قشر عظیمی از نوجوانان و جوانان جامعه دراعمال و رفتار و گرفتار و کردار هستند باید به گونه ای در جامعه زندگی کنند که رفتار آنها الگوی توسعه و مشوق پیشرفت جوانان و طرفداران باشد و نه منبع یاس و ناامیدی و اعمال زشت و ناپسند. چون دادگاه و دادسرا و زندان و شلاق مجازات مجرمان باید باشد و نه سلبریتی های چون پژمان جمشیدی و امیداریم این پرونده هشداری باشد به دیگر افراد معروف که "اصالت و نجابت" محصول ذات افراد است و پول و سرمایه اگر دست اهلش نباشد منشا ذلت خواهد شد.