|

ناگفته های جامانده از بابک خرمدین؛ او عاشق مادرش بود

بابک خرمدین که همچون خواهرش و داماد خانواده قربانی جنایت والدینش شد جامعه و به ویژه شاگردانش را در حیرت و شوک بزرگی فرو برد.

لینک کوتاه کپی شد

کشته شدن بابک خرمدین به دست پدر و مادرش داغ سنگینی روی سینه شاگردان و دوستانش گذاشت. بابک خرمدین به تدریس کارگردانی سینما برای هنرجویانش می پرداخت. او با تمرکزی دقیق بر صحنه تعدادی از فیلم‌ها و فیکس کردن آنها، به دانشجویانش از تاثیر قاب بندی و نگاه بازیگرانی می‌گفت که ماحصل آن قرار است تماشاگر را تحت تاثیر قرار دهد .

شاید او هم همانند ما هیچ‌گاه گمان نمی‌کرد خودش بازیگر اصلی داستان تراژیکی باشد که بسیاری از آثار جنایی و فیلم‌های موسوم به اسلشر در برابر آن کم می‌آورند. به گفته شاگردانش عشق به سینما را از تدریس اش می توان دید. بابک خرمدین که همچون خواهرش و داماد خانواده قربانی جنایت والدینش شد جامعه و به ویژه شاگردانش را در حیرت و شوک بزرگی فرو برده است.

در ادامه نظر جمعی از شاگردان بابک خرمدین را درباره اخلاق و شخصیت او می خوانید:

متین حیدری نیا: مردی با شخصیت و با معرفت که هیچ گاه بدون فنجان قهوه وارد کلاس نمی شد، به شکلی سینما رو تدریس می کرد که انگار از خدا تعریف می کند، آرامش عجیبی رو به آدم منتقل می کرد، روحت شاد رفیق من، استاد من، بابک خرمدین متواضع و نازنین، دیر یا زود دور هم جمع می شیم، دلم خیلی زیاد برات تنگ می شه.

ملیکا افتاده: متاسفانه صبح شنبه با ایشون کلاس داشتیم و دقیقا آخرین کلاسی بود که داشتن. خیلی خیلی برای هنر ارزش قائل بودن. انقدر با شوق درس می دادن که ساعت از دست همه ما در می رفت و کلاس ۲ ساعت نزدیک به ۲ساعت و نیم تا ۳ ساعت طول می کشید.

شهزاد کاظمی: من شاگردشون نبودم ولی سلام علیک داشتیم. با هم تو یک دانشگاه بودیم. آدم سربه زیر و ساکتی بود. خدا بیامرزتشون.

طیبه نیک نژاد: ایشون همیشه اعتقاد داشتن خشونت رو نباید مستقیم در فیلم نشون داد، غافل از اینکه ...، در نقد یکی از فیلمهاشون به نام "بودن " که راجع به مردی بود که خودش رو فدای خونوادش کرده بود، بهشون اعتراض کردم که چقدر این جوون فداکاره، مگه میشه؟استاد پاسخ دادن شاید شما سنگدلی وگرنه خیلی ها خودشون رو قربونی خونوادشون می کنن. در مقام مادر بارها صحبت کرد در کلاس و جز تواضع، مهربانی، ادب در کلام و رفتار، عشق به سینما چیزی ندیدیم ازشون، و چقدر دردناکه که ما چند ساعت قبل از این اتفاق باهاش کلاس داشتیم و دلش نمی خواست کلاس رو ترک کنه، برای آرامش روحشون دعا کنیم.

درسا جمشیدی: استاد عزیز و دوست‌ داشتنی، با سواد و دلسوز ... یادمه اولین بار که باهاشون کلاس داشتیم بهمون گفت هیچ وقت به همدیگه حسادت نکنین، موفقیت دوستاتون رو دوست داشته باشین، عشق کنین...افسوس ...خدا رحمتتون کنه استاد عزیزم...

حسن صادق زاده: درک و هضم این اتفاق خیلی باور نکردنیه و سخت هستش. من ایشون رو خیلی سالهای پیش توی جشنواره فجر دیدم. برحسب اتفاق همینجوری همکلام شدیم و از صحبت کردنشون و اطلاعاتشون فهمیدم که توی سینما فعالیتی دارند و چند بار دیگه ملاقاتشون کردم توی سینما و خیلی چیزها ازشون یادگرفتم. وقتی خبر این اتفاق هولناک رو شنیدم و عکسشون رو دیدم واقعا باور نکردم همچین اتفاقی می تونه برای همچین آدمی بیفته.

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه

دیگر رسانه ها