ایران برای مقابله با ناو آبراهام لینکلن که حریف میطلبد چه در چنته دارد؟
در پی تنش میان ایران و امریکا و اعزام ناو آبراهام لینکلن به خلیج فارس، تهران برای مقابله با چنین تهدیدی برنامههای متنوعی طراحی کرده است.
شایانیوز- با بالا گرفتن تنش میان جمهوری اسلامی و امریکا و اعزام ناو هواپیمابر USS آبراهام لینکلن به خلیج فارس، تحلیلهای نظامی نشان میدهند که تهران برای مقابله با چنین تهدیدی برنامههای گسترده و متنوعی در حوزهٔ «دفاع نامتقارن» و «بازدارندگی دریایی» طراحی کرده است. این برنامهها مبتنی بر توانمندیهای متنوعی است که میتواند نقش مهمی در دفاع از منافع و تضعیف مؤثر توان عملیاتی ناوهای امریکایی ایفا کند.
برنامهٔ دفاع دریایی ایران برای مقابل ناو آبراهام لینکلن
پهپادها و هجمههای گروهی
یکی از مؤلفههای کلیدی استراتژی دفاعی ایران در برابر ناو امریکایی، استفاده از پهپادهای انتحاری و گروهی است. ایران به دلیل ضعف در برابر ناوهای فوق پیشرفتهٔ امریکایی، به تولید انبوه پهپادهای کم هزینه اما قابل پخش در تعداد زیاد روی آورده است. در این استراتژی، تعداد بالا میتواند باعث فشار بر سامانههای دفاع هوایی ناوها شود و آنها را تحت فشار قرار دهد.
اما واقعیت ماجرا آنجاست که هلیکوپترهای بردبالای موجود در کلکسیون ناو آبراهام لینکلن، قابلیت پرواز بر فراز این پهپادها را دارند و به دلیل همین «قابلیت پرواز در ارتفاع بالاتر» نسبت به پهپادهای ایرانی، بر روی فعلیت آنها کنترل دارند. در حالی که قاعتاً میبایست پهپاد ارتفاع پرواز بیشتری داشته باشد اما عکسهای مستند منتشر شده چیز دیگری میگویند.
مضاف بر آن، ابزارها و تجهیزات نظارتی و شناسایی هدف موجود در ناو آبراهام لینکلن، محدوده را تا شعاع چند کیلومتری رصد میکنند و پرواز کوچکترین ریزپرندهها را با دقت بسیار زیاد شناسایی کرده و قبل از نزدیک شدن به محدوده استحفاظی ناو، آنها را منهدم مینمایند.
موشکهای ضدهوایی و ضد کشتی ساحل به دریا
بخش دیگری از استراتژی ایران، مبتنی بر موشکهای ضدکشتی و بالستیک ساحل به دریا است که در طول ساحل و زیر خلیج فارس و دریای عمان مستقر شدهاند. این موشکها با بردهای متفاوت طراحی شدهاند و میتوانند شناورهای جنگی سنگین مانند ناوهای هواپیمابر یا اسکادران آنها را در برد قرار دهند:
موشکهای ضد کشتی کلاس «رعاد» و «قادر»
ایران دارای چند نوع موشک ضد کشتی با قابلیتها و بردها و دقتهای مختلف است، از جمله:
موشک ضد کشتی قادر: نوع متوسط با برد حدود ۲۰۰–۳۰۰ کیلومتر، طراحی شده برای پرواز در ارتفاع پایین و کاهش قابلیت کشف توسط رادارهای دشمن.
موشک ضد کشتی رعاد: مدل دیگر با برد تقریبی ۳۰۰ کیلومتر و سر جنگی سنگین، قادر به هدفگیری شناورها از سواحل و حتی از پلتفرمهای متحرک است.
موشک ضد کشتی ظفر: برد کوتاهتر اما طراحی شده برای استفاده از شناورهای سبک و پرتابهای انعطافپذیر در آبهای کمعمق منطقهای.
این موشکها میتوانند از سواحل، کشتیها و ناوهای کوچک ایران پرتاب شوند و بخشی از رویکرد «حملهٔ چند محوری» در کنار پهپادهای گروهی را تشکیل دهند.
رونمایی سپاه پاسداران از شهر عظیم موشکی در زیر دریا
مأموریت زیردریاییها
۱. کلیت راهبرد
ایران قادر به رویارویی مستقیم شناور علیه شناور نیست؛ بنابراین عمدهٔ تمرکز تهران بر دفاع نامتقارن، نفوذ زیرسطحی و تهاجم در محورهای پنهان قرار دارد. در این رویکرد، زیردریاییها به عنوان یکی از اصلیترین ابزارهای بازدارندگی در جنگ زیرسطحی، مینگذاری، هجوم غافلگیرانه و تهدید ناوبری دشمن دیده میشوند.
۲. شناورهای کلیدی در تقابل با ناوهای امریکایی
ایران هماکنون چند رده مهم از زیردریاییها را در نیروی دریایی خود دارد که هر کدام نقش استراتژیک متفاوتی ایفا میکنند:
کلاس فاتح: زیردریایی نیمه سنگین بومی
نوع: زیردریایی نیمه سنگین کوچک طراحی شدهٔ بومی
وزن: حدود ۵۹۳ تن هنگام غوطهوری
طول: حدود ۴۸ متر
سرعت زیرسطحی: تا ۱۴ گره
برد و مداومت عملیاتی: حدود ۳۵ روز
تسلیحات: لولههای اژدر ۵۳۳ میلیمتری و توان حمل تا ۸ مین دریایی، همچنین قابلیت شلیک اژدرهای پیشرفتهٔ والفجر و موشکهای ضد کشتی زیرسطحی
ویژگیهای الکترونیکی: سیستمهای سونار متعدد (فعال و غیرفعال)، سنسورهای الکترونیک و سامانه مدیریت نبرد یکپارچه برای کشف و ردگیری اهداف دریایی و زیردریاییهای دشمن
فاتح به دلیل ترکیب نسبی قدرت آتش، مخفیکاری و برد عملیاتی مناسب، به عنوان ستون فقرات توان زیردریایی ایران در مناطق عمیقتر خلیج فارس و دریای عمان شمرده میشود و میتواند در نقش دفاع زیرسطحی، درگیری با شناوریهای سطحی دشمن و مینگذاری مهمات در مسیر ناوها به کار رود.
کلاس غدیر: مینیزیردریاییهای ساحلی
نوع: مینی زیردریایی کوچک
وزن: حدود ۱۲۰–۱۳۰ تن
ویژگی: بسیار جمع و جور، قابل پنهانسازی در آبهای کمعمق
تسلیحات: توان شلیک اژدرها و موشکهای ضدکشتی زیرسطحی مانند Jask-2 و Nasr-1، همچنین قابلیت کارگذاری مینهای دریایی
خصوصیات تاکتیکی: میتوانند بر بستر دریا پنهان شوند، در نزدیکی ساحل و میدان تنگهٔ هرمز کمین کنند و از اثر نیروی طبیعی آبهای کمعمق برای مخفیکاری بهره ببرند.
طرح تاکتیکی کلی برای غدیر این است که با عملیات گمنام و کمصدا در آبهای کمعمق، مرتباً خود را در مسیر عبور شناورها و شناورهای سطحی قرار دهد و حملات ناگهانی انجام دهد؛ همین پنهانکاری و مانور زیرسطحی باعث میشود حتی پیشرفتهترین سیستمهای ضد زیردریایی همیشه نتوانند به راحتی آن را کشف کنند.
توان عملیاتی و بازدارندگی در برابر ناو آبراهام لینکلن
در ارزیابی استراتژیک، ایران نمیخواهد به صورت مستقیم و در مواجههٔ رودررو ناو هواپیمابر امریکایی را غرق یا نابود کند؛ بلکه تاکتیکهایش حول چند محور متفاوت است:
بهرهبرداری از جغرافیای منطقه
خلیج فارس و به ویژه تنگهٔ هرمز از نظر عمق نسبتاً کم و پیچیدگی صوتی محیط، بزرگترین مزیت را برای قایقهای سطحی و زیردریاییهای کوچک مثل غدیر دارد. این محیط موجب میشود که سیستمهای ضد زیردریایی پیشرفتهٔ امریکایی در کشف مخفیکاری زیرسطحی با چالش مواجه شوند، چون شرایط آب و صوت میتواند ردیابی را پیچیده و پرهزینه کند.
تهاجم غافلگیرانه و حمله انبوه
ایران میتواند طی عملیاتهای چند ساحتی کار ی کند که زیردریاییها در سکوت به موقعیتهای استراتژیک نفوذ کنند و موشکها را به صورت ناگهانی علیه ناو پرتاب کنند. این تاکتیک مخصوصاً هنگامی که با کارگذاری مینهای دریایی همراه شود، میتواند گذر ناوگان دشمن از تنگهها را دشوار و پرهزینه کند.
هزینه اقتصادی و جنگ زیرسطحی
هزینهٔ ایجاد و نگهداری سامانههای نامتقارن مثل پهپادهای انتحاری، موشکهای ضدهوایی و زیردریاییهای کوچک در مقایسه با هزینهٔ حفظ و بهرهبرداری از یک ناو هواپیمابر امریکایی میلیاردها دلاری، بسیار کمتر است. این عدم توازن اقتصادی یکی از دلایلی است که ایران را به توسعهٔ این نوع توانمندیها سوق داده تا از طریق «جنگ نامتقارن» و تهدیدات مستمر، دفاع موثر در برابر نیروی دریایی قویتر ایجاد کند.
این مدل دفاعی نشان میدهد که ایران سعی دارد از طریق توانمندیهای متنوع و تاکتیکهای نامتقارن، قدرت ناو آبراهام لینکلن را در صورت تشدید درگیری محدود کند یا دستکم آنها را با چالشهای قابل توجه مواجه سازد، بدون اینکه به قدرت متعارف نیروی دریایی امریکا از لحاظ فناوری یا اندازهٔ ناوگان نزدیک شود یعنی تأکید بر بازدارندگی و هزینهسازی برای طرف مقابل به جای رویارویی مستقیم معمول.
استراتژی ایران ترکیبی از زیردریاییهای مخفی، مینگذاری، جنگ الکترونیکی و نیروهای سطحی سریعمانور است که اگر همزمان عمل کنند، حتی ناوگان پرقدرت امریکایی را مجبور میکند برای تضمین امنیت خود، منابع زیادی در پاکسازی زیردریاییها، مینها و تهدیدهای ناشناخته صرف کند؛ این همان رویکرد معروف به Anti-Access/Area Denial (A2/AD است که هدفش افزایش هزینهٔ حمله و کاهش توان عملیاتی مستقیم دشمن است.