|

قسمت هفدهم سریال سیاوش؛ گرگ یا بزغاله !

سینا همه چیز در مورد سواستفاده ی نصرت از بچه های بی سرپرست را به عمه اش می گوید. اما او به سینا هشدار می دهد که قاطی این بازی نشود و...

لینک کوتاه کپی شد

هفدهمین قسمت از سریال  سیاوش به کارگردانی سروش محمد زاده و تهیه کنندگی مهدی یاری، جمعه سی و یکم اردیبهشت به صورت اختصاصی در سایت نماوا منتشر شد.

سیاوش مارال را به مطب یک پزشک زنان می برد. بهانه اش مطمئن شدن از سلامت مارال و بچه است اما در واقع با دیدن و شنیدن حرف های سینا درباره ی مارال و نصرت به باردار بودن او شک کرده است. خیلی زود هم معلوم می شود که شک او به جا بوده است و مارال اعتراف می کند که این دروغ بزرگ زیر سر پدرش است و او باردار نیست.

یک بار دیگر دنیا روی سر سیاوش خراب می شود. سیاوش بعد از نا امیدی بزرگش از خانواده تنها دلخوشی اش مارال و خانواده ی جدیدش بود اما این دل خوشی هم دیری نمی پاید. در زمانی که سیاوش فکر می کند هیچ چیز از این بدتر نمی شود داغ مرگ بابا کمال هم به سیل غم ها اضافه می شود.

سینا با عمه اش صحبت می کند و به خیال این که او با نصرت هم دست نیست همه ی اطلاعاتش را در اختیار او می گذارد بدین ترتیب نصرت هم از تحت تعقیب بودنش باخبر می شود و شبانه سوله و بساط مبارزه و شرط بندی را جمع می کند.

سریال سیاوش در قسمت هفدهم جنبه ای دیگر را از خودش  و کاراکتر هایش به نمایش می گذارد. روی احساساتی صابر، سیاوش، معین، وحید و... . سیمین خبر درگذشت پدر را به وحید می دهد، سیاوش بدون کلامی خودش را به صابر نشان می دهد و صابر هم از حال وحید و سیاوش خبر را می فهمد. سکانسی زیبا و احساسی که با بازی های درخشان مجید صالحی همراه شده است.

شکستن شخصیت صابر زیر بار اندوه پدر و اشک و خشم او از خودش یکی دیگر از فصول خوب سریال سیاوش را رقم می زند. شخصیت صابر در قسمت های گذشته در مواجهه با صنم، تهمینه و... نیز احساساتی شده بود و در زمان مرگ کمال روی دیگری از خود را نشان می دهد.

سریال سیاوش پله پله به قسمت های نهایی اش نزدیک می شود و هنوز سوالات بی جواب درباره ی شخصیت ها و گذشته ای که میان نصرت و کمال بوده است مطرح است. در این میان حرف های همسر نصرت هم درباره ی اصالت خانوادگی اش و قصد جمع کردن زمین های خانوادگی بعد دیگری به ماجرا های سریال سیاوش اضافه می کند. سریالی که به خوبی هنوز خودش را بعد از هفده قسمت سر پا نگه داشته است و همچنان روایتش را پیش می برد و حتی در این پیش برد قصه نسبت به قسمت های اولیه بهتر نیز عمل می کند. بدین ترتیب مخاطبانی که تا این جا با آن همراه بوده اند هم انتظاری جز یک پایان مناسب ندارند. پایانی بر کشمکش میان کسانی که خانواده را اولیت خودشان در زندگی می دانند و گرگ قصه ی شنگول و منگول برایشان قهرمان تر از بزغاله است...

 

 

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه

دیگر رسانه ها