|

تندیس ناپیراسو؛ ملکه ای بی سر از قلب تمدن ایران در موزه لوور پاریس

تندیس ملکه ناپیراسو از باارزش‌ترین نمونه‌های هنر ایران باستان و افتخاری تاریخی و ملی است؛ و امروزه در موزه لوور پاریس نگهداری می‌شود،

لینک کوتاه کپی شد

شایانیوز- در میان آثار برجسته  تمدن‌های کهن، تندیس ناپیراسو (Napir-Asu) یکی از نادرترین و بزرگ‌ترین نمونه‌های پیکره‌سازی فلزی باستانی  است که تاکنون از بستر محوطه‌های باستانی  ایران به دست آمده است. این اثر که امروزه در موزه  لوور پاریس نگهداری می‌شود، نمونه‌ای بی‌سابقه از مهارت و توان فنی صنعتگران ایلامی است و مهم‌ترین سند بصری درباره جایگاه زنان در ساختار سیاسی–فرهنگی دوره  ایلام میانی محسوب می‌شود.

popikl

کاوش و کشف

در سال ۱۹۰۳ میلادی، گروه باستان‌شناسی فرانسه به سرپرستی ژاک دو مورگان در محوطهٔ تاریخی شوش (Susa)، پایتخت دیرین ایلام در استان خوزستان ایران، حفاری می‌کرد. در یکی از بخش‌های معبد نین‌هورساگ (Ninhursag)، معبدی که ریشه‌های ساخت آن به مرحله‌های نخستین سکونت مذهبی این شهر بازمی‌گشت، تیم کاوش به قطعه‌ای عظیم و غیرعادی در کف یکی از اتاق‌های فوقانی برخورد کرد. این قطعهٔ فلزی حجیم که بعدها هویت آن مشخص شد، مجسمه‌ای با ۱٫۲۹ متر ارتفاع و حدود ۱۷۵۰ کیلوگرم وزن بود که بخش‌هایی از آن، مانند سر و بخش اعظم دست چپ، در طول قرن‌ها تخریب شده بود.

این مجسمه به ‌سرعت توجه متخصصان را، به دلیل اندازه، ساختار پیچیده  فلزی و نقش‌های تزئینی دقیق، به خود جلب کرد و از همان ابتدا به ‌عنوان یکی از برجسته‌ترین آثار هنر فلزکاری خاور نزدیک شناخته شد.

oioikjk

پیشینه  تاریخی؛ ایلام در هزاره  دوم پیش از میلاد

مجسمهٔ ناپیراسو به دوران ایلام میانی (حدود ۱۳۴۰–۱۳۰۰ پیش از میلاد) بازمی‌گردد؛ دورانی که ایلام یکی از بازیگران مهم سیاسی، فرهنگی و مذهبی منطقهٔ جنوب غربی ایران و بخش‌هایی از بین‌النهرین بود. در این دوره، شوش، مرکز قدرت ایلامی بود و مناسک مذهبی، ساخت شهرها و ایجاد نمادهای قدرت در کانون توجه قرار داشت. از ویژگی‌های مهم این دوره، حضور ایلامیان در تعامل با سنت‌های بین‌النهرینی، توسعهٔ فرهنگی و هنری و اهمیت بخشیدن به ساختارهای حکومتی–دینی است.

ناپیراسو «همسر» شاه اونتاش-ناپیریشا (Untash-Napirisha) است؛ پادشاهی که شهر مذهبی دورا-اونتاش (چغازنبیل) را احداث کرد و با فعال‌سازی مناسک و نمادهای سلطنتی و آیینی، نقش مهمی در تحکیم قدرت سیاسی و مذهبی ایلام داشت.

بر اساس برخی پژوهش‌ها، ناپیراسو ممکن است دختر یا از نزدیکان خانوادهٔ پادشاه بابلی «برنابوریاش دوم» بوده باشد؛ موضوعی که بازتاب ‌دهندهٔ روابط بین‌المللی و پیوندهای زناشویی میان سلسله‌های قدرتمند آن دوره است و توضیح می‌دهد چرا مجسمهٔ او در معبدی با ریزه‌کاری‌های مذهبی کشف شده است.

kklkkhkhk

ساختار فنی  تندیس

تندیس ناپیراسو نمونه‌ای بسیار بزرگ و نادر از مجسمه‌های فلزی دوران باستان است که با فناوری پیچیدهٔ ریخته‌گری به «روش مومی» (lost-wax casting) ساخته شده است. در این روش، که در آن دوران یکی از پیشرفته‌ترین تکنیک‌های فلزکاری به شمار می‌آمد، ابتدا هسته‌ای از خشت و گل ساخته می‌شد و سپس با لایه‌ای از موم پوشانده می‌شد تا فرم کلی بدن، لباس و تزئینات شکل گیرد. پس از آن، روی ساختار مومی با لایهٔ دیگری از خاک پوشش داده می‌شد و با گرم کردن، موم ذوب شده و جای خود را به فلز می‌داد. سپس مسِ ذوب ‌شده در قالب ریخته می‌شد تا بخش بیرونی مجسمه شکل گیرد و پس از سرد شدن، هستهٔ گلین از درون خارج می‌شد. پس از شکل‌گیری بدنهٔ خارجی، جزئیات لباس و نقش‌ها با تکنیک‌های پرداخت و حکاکی روی سطح فلز ایجاد می‌شد.

آنچه این اثر را منحصر به‌ فرد می‌کند، ترکیب هستهٔ برنزی با پوشش بیرونیِ مسی است که از نظر متالوژیکی دارای سطوح مختلف فلز است: هسته شامل برنز با درصد قلع بالاتر (حدود ۱۱٪) و پوشش بیرونی شامل مس با درصد قلع بسیار پایین‌تر بوده است؛ ترکیبی که نیازمند آگاهی دقیق از خواص متالوژیکی و دماهای ذوب متفاوت فلزات است.

جزئیات تزئینی لباس، از دایره‌های نقطه‌دار، اشکال مثلثی و خطوط منظم گرفته تا نمایش رگه‌های پارچه‌مانند، همچون روبان‌ها یا چین‌های متقارن، نشان می‌دهد که این مجسمه نه تصویری ساده از پوشش رسمی، بلکه منبعی ارزشمند برای مطالعهٔ هنر نساجی و نمادهای پوشاک ایلامی است و دربردارندهٔ نشانه‌هایی از لباس رسمی و شیوهٔ نمایش قدرت و تشخص اجتماعی است.

hfhgfjhfgj

بدن بی‌سر و نشانه‌های گذر زمان

سر و بخش‌هایی از دست چپ این نجسمه از میان رفته‌اند. پژوهش‌های باستان‌شناسی نشان داده‌اند که این بخش‌ها در دوران باستان یا پس از مدتی از مجسمه جدا شده‌اند؛ در نتیجه آسیب فیزیکی یا برخوردهای تاریخی با اثر.

کتیبه روی مجسمه

در بخش جلویی دامن مجسمه، کتیبه‌ای به خط میخی ایلامی حک شده که یکی از مهم‌ترین بخش‌های اطلاعاتی دربارهٔ این اثر به شمار می‌رود. در این متن، ناپیراسو هویت خود را معرفی می‌کند و سپس نفرینی صریح را علیه هر کسی که قصد داشته باشد این مجسمه را جا به‌ جا کند، بشکند، نوشتهٔ آن را محو سازد یا نام او را پاک کند، اعلام می‌دارد. این نفرین شامل آسیب به نام، نابودی نسل و خشم خدایان بزرگ ایلام، از جمله ناپیریشا (Napirisha)، کیریریشا (Kiririsha)، اینشوشیناک (Inshushinak) و بلتیا (Beltiya)، است؛ دعایی که پیش از تبدیل شدن اثر به شیئی موزه‌ای در دوران مدرن، معنایی حفاظتی و مقدس داشته است.

این متن نشان می‌دهد که مجسمه نه‌ فقط یادواره‌ یک شخصیت سیاسی و اجتماعی، بلکه اثری آیینی و مذهبی نیز بوده است.

jhggfdffn

جایگاه اثر در آیین و قدرت ایلام

مجسمه‌های بزرگ فلزی در جهان باستان به ‌ندرت ساخته می‌شدند، زیرا تولید آن‌ها نیازمند منابع انسانی و فنی عظیم بود. حتی در میان تمدن‌های هم‌زمان، مانند بین‌النهرین یا مصر، پیکره‌های فلزی در ابعاد بزرگ بسیار محدود هستند. بنابراین مجسمهٔ ناپیراسو با ۱٫۲۹ متر ارتفاع و بیش از ۱٫۷۵ تن وزن، نمونه‌ای استثنایی است که توانمندی توسعه‌ یافتهٔ صنعتگران ایلامی در عصر برنز را نشان می‌دهد.

این تندیس نشانگر نقش زنان در ساختار نخبگانی ایلام نیز هست؛ هرچند پژوهش دربارهٔ جایگاه سیاسی–اجتماعی زنان در جامعهٔ ایلام همچنان ادامه دارد، اما این اثر نشان می‌دهد که زنانی در موقعیت‌های پرنفوذ می‌توانسته‌اند نقشی مهم در ساختار قدرت ایفا کنند، نه صرفاً کارکردهایی محدود به درون دربار.

lkloiojn

وضع کنونی و اهمیت جهانی

امروزه مجسمهٔ ناپیراسو در موزهٔ لوور پاریس نگهداری می‌شود و یکی از گران‌بهاترین آثار هنر ایلامی در مجموعه‌های بین‌المللی است. این اثر در سال ۱۹۹۳، همراه با دیگر آثار برجستهٔ لوور، در نمایشگاهی در موزهٔ متروپولیتن نیویورک به نمایش درآمد و به‌ عنوان نمونه‌ای ممتاز از هنر برنز هزارهٔ دوم پیش از میلاد به جهانیان معرفی شد.

مجسمهٔ ملکهٔ ناپیراسو،  پیکره‌ای باشکوه با قدمتی بیش از ۳۳۰۰ سال و سندی روشن از توان فنی، ساختار اجتماعی–فرهنگی و نگرش آیینی-مذهبی تمدن ایرانِ ایلامی است. این یادمان، از بازنمایی هویت یک زن در دربار ایلام گرفته تا مهارت در ریخته‌گری و تزئینات، و از کتیبهٔ حفاظتی تا وضعیت کنونی بدنه، مجموعه‌ای از پیام‌های چند لایه دربارهٔ هنر، تاریخ و ساختار قدرت در عصر برنز ارائه می‌دهد؛ پیام‌هایی که پس از گذشت بیش از سه هزاره، همچنان پژوهشگران تاریخ بشر را به شگفتی و تأمل وامی‌دارند.

و الحق که تمدن چند هزار ساله و ریشه‌دار «ایران باستان» باید هم بشریت را به شگفتی وادارد. ایران و ایرانی همواره شگفتی آفریده است و این زنجیره تاریخی تاکنون و تا ابد ادامه خواهد داشت....

پاینده ایران

پیشنهادات ویژه
پیشنهادات ویژه
دانش آراستگی
دیدگاه تان را بنویسید

آشپزی
خانه داری
تفریح و سرگرمی
دنیای سلبریتی ها