|

گلشیفته فراهانی اعتراف کرد!/ من هم همدرد ریحانه ام

در روم کلاب هاوسی که در مورد ماجرای تجاوز به ریحانه پارسا تشکیل شده بود، گلشیفته فراهانی از افشاگری این بازیگر حمایت کرد.

لینک کوتاه کپی شد

در روم کلاب هاوسی که شب گذشته در مورد ماجرای تجاوز یک کارگردان به ریحانه پارسا تشکیل شده بود، گلشیفته فراهانی از افشاگری این بازیگر حمایت کرد و گفت:

من هم همدرد ریحانه ام. من هم در همان جامعه ای بزرگ شدم که تو تاکسی و اتوبوس و جامعه اذیت و آزارهای جنسی را دیدم اما آدم باید از این درد و رنج و خشم آزاد بشود.

معمولا جزیره های آتشفشانی خیلی حاصل خیزند. ریحانه خیلی برایم عزیزه و نمی دانم چجوری این فشار و این اقیانوس درد را تحمل می کند.

5f48a6a105523

او درادامه گفت: من همیشه فکر می کنم ما آدم هایی ک این طرف زندگی می کنیم همه از یک پل یکسان رد شدیم و در این موضوع یک درد مشترک داریم و این درد مشترک مارا ناخودآگاه به هم نزدیک می کند. خودم، زهرا امیرابراهیمی و همه از همین پل صراط رد شدیم . من وقتی از ایران آمدم بیرون، نابود بودم. مثل یک سطل زباله بوم و وضعیت خیلی خیلی بدی داشتم و خیلی ها را باید می بخشیدم. خشم داشتم و از خیلی ها خشم داشتم و این درد و خشم خیلی پیچیده بود. آتشفشان تمام آن سال ها فوران کرد و خیلی کارهایی که انجام شد پایه اش خشم و درد بود. اما از یک جایی به بعد آدم می گوید بروم یک گوشه این جزیره آتشفشانی و گندم بکارم و آدم شروع می کند به ساختن و در مقابل تمام بدی ها و ناحقی هایی که در کودکی و نوجوانی های ما شده الان وقتشه که اولیا و پدر و مادر خود باشیم . پدر و مادری که خودمان می خواهیم انتخاب کنیم باشیم و آن چیزی را درون خودمان بسازیم که آنها نتوانستن بسازند.

ریحانهپارسا

او در ادامه خطاب به ریحانه پارسا گفت: چرا همان کاری را علیه خودمان بکنیم که تمام کسانی که رنجمان دادند کردند. چرا به خودمان هی ضرر بزنیم و خود نابودگری کنیم. از یک جای باید خودمان را بغل بگیریم. من، گلشیفته پنج ساله را گذاشتم روز پای خودم و گفتم من امروز ازت مراقبت می کنم، در این جهان نابودگری نرو و فقط اینطوری می توانیم در مسیر درمان کردن خودمان قدم برداریم. وقتی تاریکیه که نمی شود با تاریکی جنگید باید چراغ روشن کرد. من به جایی رسیدم که بجای توجه به عالم بیرون به خودم توجه کنم. به جای توجه به اینکه چقدر هفت ماه آخر زندگی ام در ایران اذیت شدم و آزار دیدم و آدم ها در خون و روح من زندگی کردند. آدم باید یک جایی این ها را بالا بیاورد. وقتی درد ها را بالا آورد و معده اش از سم ها خالی شد آن وقت می تواند غذای درست به خودش بدهد.

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه

دیگر رسانه ها