خسارت صدها هزار میلیارد تومانی
قطع اینترنت یکشنبه 20 اردیبهشت؛ کیست نمی گذارد بعد 1700 ساعت نت بین المللی وصل شود؟
۱۱ هفته است که اینترنت در ایران قطع شده است. با وجود اینکه حدود ۳۴ روز از شروع آتشبس میگذرد، نشانهای از بازگشت اینترنت مشاهده نمیشود.
شایانیوز- اینترنت در ایران ۷۲ روز است که قطع شده است. حالا بیشتر از ۱۷۰۰ است که در خاموشی دیجیتال به سر میبریم.
۱۱ هفته است که اینترنت در ایران قطع شده است. با وجود اینکه حدود ۳۴ روز از شروع آتشبس میگذرد، نشانهای از بازگشت اینترنت مشاهده نمیشود.
مقامات رسمی دولت پزشکیان میگویند مسئولیت قطع اینترنت با آنها نیست. روز گذشته، (۱۹ اردیبهشت ۱۴۰۵)، معاون وزیر ارتباطات در نشستی خبری توضیح داد که شورای عالی امنیت ملی، تشخیص میدهد وضعیت امنیتی کشور در چه سطحی قرار دارد. شورای عالی فضای مجازی نیز بنابر تشخیص شعام، سطح دسترسی به اینترنت را تعیین میکند. حال آنکه رئیس این دو شورا کیست؟ شخص مسعود پزشکیان!
قطع اینترنت چقدر خسارت وارد کرد؟
قطعی اینترنت در ایران، دیگر یک اختلال مقطعی یا فنی نیست بلکه به یک وضعیت ممتد و فرساینده تبدیل شده که آثارش نه فقط در زندگی روزمره مردم، بلکه در عمق اقتصاد کشور، به ویژه اقتصاد دیجیتال قابل مشاهده است. آنچه امروز رخ میدهد، بیش از آنکه به یک مشکل زیرساختی شبیه باشد، به یک تغییر پارادایم در نحوه دسترسی به اینترنت در ایران نزدیک شده است.
بر اساس برآوردهای افشین کلاهی، رئیس کمیسیون دانشبنیان اتاق بازرگانی ایران، خسارات ناشی از قطعی و محدودیت اینترنت بینالملل ابعادی فراتر از اختلالهای روزمره دارد. به گفته او، این وضعیت روزانه بین ۳۰ تا ۴۰ میلیون دلار خسارت مستقیم به اقتصاد کشور وارد میکند و با احتساب پیامدهای غیرمستقیم، این رقم به حدود ۸۰ میلیون دلار در روز میرسد. با در نظر گرفتن تداوم این شرایط در بازه ۷۲ روزه اخیر، مجموع خسارت وارده به اقتصاد ایران به رقمی در حدود ۵.۷ میلیارد دلار میرسد؛ عددی قابلتوجه که در مقیاس ریالی، به صدها هزار میلیارد تومان بالغ میشود و بهخوبی نشان میدهد قطعی اینترنت، تنها یک مسئله فنی نیست، بلکه به یکی از پرهزینهترین چالشهای اقتصاد دیجیتال کشور تبدیل شده است.
صورتحساب خسارت ۷۰ و چند روز قطعی اینترنت را چه کسی پرداخت میکند؟
این روزها نهادهایی مانند معاونت علمی و صندوق نوآوری از پرداخت تسهیلات حرف میزنند. این سوال از سوی فعالان اقتصادی بارها مطرح شده که چرا دولتی که زیرساخت اصلی کسبوکار را قطع میکند، برای جبران آن از حمایت سخن میگوید اما در واقعی وامی میدهد که سود آن را نیز خواهد گرفت.
شاید هم مسئولان فکر میکنند چون شبکه ملی اطلاعات در دسترس است، پس زیانی هم وجود ندارد. این در حالی است که اقتصاد دیجیتال با اینترانت نیمهجان کار نمیکند. کسبوکار آنلاین یا وصل است یا نیست. فروشگاهی که در دسترس همه مردم نیست، شرکت صادراتی که نمیتواند با مشتری خارجی تماس بگیرد، برنامهنویسی که پروژه بینالمللیاش را از دست میدهد، همه در عمل از بازار حذف شدهاند؛ حتی اگر چراغ مودمشان هنوز روشن باشد و بتوانند بله را باز کنند. با اینترنت پرو هم فقط مشکل برخیها حل میشود، نه همه مردم.
برگردیم به همان تفاوت بنیادینی که در ابتدا مطرح کردیم. وقتی کرکره اقتصاد دیجیتال، به هر دلیلی از جمله آنچه حفظ امنیت خوانده میشود، پایین کشیده میشود، هزینه این امنیت را چه کسی باید بپردازد؟ آیا تاوان تصمیمات حاکمیتی را باید برنامهنویس یک شرکت نرمافزاری در تهران، یا زن سرپرست خانواری که در سیستان و بلوچستان از طریق اینستاگرام سوزندوزی میفروشد، از سفره خالی خود بدهند؟
دولت نمیتواند هم اینترنت را ببندد و هم شانه از زیر بار خسارت مالی آن خالی کند. صورتحساب این ۷۰ روز تاریکی باید پرداخت شود. در غیر این صورت، آنچه از دست میرود تنها چند صد هزار شغل نیست؛ آخرین تهماندههای امید یک نسل مولد است که اگر بمیرد، با هیچ بخشنامه و وامی زنده نخواهد شد.