|
ما رو به منابع منتخبت توی گوگل اضافه کن

درگذشت حاج ناصر علاالدین؛ پدر رضا علاالدین مالک پاساز علاالدین+ عکس

ناصر علاالدین که پدر رضا مالک مجموعه علاالدین است درگذشت و به این بهانه نگاهی می اندازیم به زندگی و نحوه شکل گیری پاساژ علاالدین تهران

لینک کوتاه کپی شد

نام خانواده علاءالدین برای چند دهه با یکی از شناخته‌شده‌ترین مراکز خرید و فروش موبایل در تهران گره خورده است. بنیان گذار این ساختمان هم حاج ناصر علاالدین بودکه شنبه 21 شهریور ماه درگذشت.

آنچه درباره ناصر علاءالدین در منابع منتشرشده امروز تکرار شده، ارتباط مستقیم او با شکل‌گیری مجتمع تجاری علاءالدین است. خبرگزاری‌ها و رسانه‌های داخلی او را «بنیان‌گذار» این مجتمع معرفی کرده‌اند و وب‌سایت رسمی مجموعه نیز با انتشار پیام تسلیت، خبر درگذشت او را اعلام کرده است.

nasser-alaeddin-death-alaeddin-shopping-center-tehran-2-1024x576

بر اساس روایت‌های منتشرشده درباره تاریخچه این خانواده، ناصر علاءالدین از اوایل دهه ۱۳۵۰ در تقاطع خیابان جمهوری و حافظ فعالیت تجاری داشت و صاحب یک فروشگاه پلاستیک بوداو در سال ۱۳۵۳ حدود هزار متر از زمینی را که بعدها مجتمع علاءالدین در آن شکل گرفت خریداری کرد. رضا علاءالدین، پسر بزرگ او، به‌عنوان مالک و سازنده پاساژ علاءالدین معرفی شده است.

خبر درگذشت ناصر علاءالدین تنها چند ماه پس از مرگ حسام علاءالدین، نوه او، منتشر شده است. حسام پسر احمد برادر حاج ناصر علاالدین، پدر حاج رضا، موسس پاساژ بزرگ علاالدین است. علاالدین با انتشار بیانیه در ارتباط کاری حسام با هولدینگ علاالدین که رضا، عموی پدر حسام مالکیت آن را در دست دارد، رد کرده است.

حسام علاالدین

بازنشر یک مصاحبه قدیمی با رضا علاالدین

مستقیم به اتاق کوچک «حاج آقا» رفتم. اتاق حاج رضا علاءالدین مدیر پاساژ معروف « علاءالدین» در تقاطع خیابان جمهورى و حافظ. همه چیز جمع و جور و کوچک بود. کاغذها و وسایل روى میز نشان از هویت صاحب آن مى داد. نوعى از پراکندگى و عدم نظم که در بى نظمى سامان خاص خود را داشت. مى پرسم چرا اینجا اینقدر کوچک است مى گوید: «یک دفتر بزرگ در طبقه آخر پاساژ هست ولى به خاطر این که در دسترس باشم و نزدیک تر به جریانات، اینجا را ترجیح مى دهم.»

«حاج آقا» همه معاملات را منظم پیگیرى مى کند. مونیتورى بزرگ با تصاویر چهار دوربین مدار بسته و سه خط تلفن ثابت و دو خط تلفن موبایل روى میز. نگران است و اندکى دلواپس.
file
 
به من مى فهماندکه دل خوشى از خبرنگاران ندارد و اعتمادى هم نمى تواند به آنها بکند. سعى مى کنم به او این اطمینان را بدهم که نمى خواهم براى او و مجموعه تحت مدیریتش مشکلى ایجاد کنم. مى گویم شما را پیش از آن که کاسب بدانم کارآفرین مى دانم، بنابراین به دنبال آنم که بدانم چگونه و چطور به این جایگاه رسیده اى و دیگر آن که پاسخى بدهى به مجموعه شایعاتى که همچون باد در افواه مى گردد و دهن به دهن و گوش به گوش منتقل مى شود. واکمن را که روى میز مى گذارم مخالفت مى کند: «نه، اینو روشن نکن.»
- چرا !
- (خنده اى مى کند) و مى گوید: «از ما سند نگیر.»
 
 حاج رضا علاءالدین پسر بزرگ حاج ناصر علاءالدین از یک خانواده ۶نفره، مدیر و صاحب پاساژ محسوب مى شود که نام خود را بر ملک خود نهاده است. وقتى از «حاج رضا» درمورد چرایى اسم «علاءالدین» بر پاساژ مى پرسم کمى تأمل مى کند و مى گوید:«شاید اشتباه کردم و نباید از نام فامیل خودمان استفاده مى کردم. ولى مى شود گفت هم خوب است و هم بد. در بعضى مواقع خوب و از برخى جهات بد است».
 
مى پرسم چند نفر دراین پاساژ مشغولند مى گوید:«۷هزار خانوار به طور مستقیم و حدود ۳برابر این مقدار هم به طور غیرمستقیم اینجا مشغولند و کار مى کنند. در عین حال ، از قبل این مجموعه فعالیت هاى خدماتى بسیارى رونق گرفته که حجم قابل توجهى را شامل مى شود. برآورد ما این است که حدود ۳۰هزار نفر از این مجموعه منتفع مى شوند».
 
مى پرسم در بازار شایع شده که شما به فردخاصى «وصل» هستید. آیا درست است مى گوید: «نه والله. من جز خدا به کسى وصل نیستم و با هیچ فرد و گروهى هم که جزو مردان سیاسى کشور باشند مراوده و بده بستان ندارم. البته همه کسانى را هم که به مردم خدمت مى کنند دوست دارم.» او اعمال نفوذ خودش را براى تغییرات در سطوح مدیریتى برخى دستگاه ها هم انکار مى کند و مى گوید: «دلیلى ندارد که چنین اقداماتى را انجام بدهم.
 
من فقط از رئیس پاسگاه منطقه درخواست کردم که یک باجه و کیوسک پلیس زیر پل بگذارند تا این منطقه که مورد رجوع خانواده ها و مردم است با امنیت بیشترى مواجه باشد. ضمن آن که این محل به دلیل این که کاسب هاى فراوانى دارد و حجم قابل توجهى پول جابه جا مى شود نیازمند امنیت بیشترى است که پلیس در این زمینه مى تواند یار و کمک رسان کسبه و مردمى باشد که به اینجا رجوع مى کنند. ما فقط پول و هزینه نصب کیوسک پلیس را پرداخت کردیم. همین».
 
مى پرسم چه رشته اى خوانده اید مى گوید: «ریاضى». مى پرسم شما که ریاضى خواندید آیا آمار دارید که روزانه چقدر اینجا مراجعه کننده دارد مى گوید: «تخمین ما حدود ۳۰ هزارنفر است که به تناوب روزها و ایام سال متغیر است». مى پرسم فکر مى کنید مشکل شما در این مجموعه به لحاظ کسبى چیست مى گوید: «اصلى ترین مشکل کسبه «علاءالدین» نوسانات عوارض گمرکى براى ورود موبایل است. به غیر از این ما مشکل خاصى نداریم. در زمانى که حقوق گمرکى ۴ درصد بود زمینه اى ایجاد شد که اینجا قوى ترین محل تجارت خاورمیانه شود. به طورى که اینجا مرکز توزیع و خرید و فروش تلفن همراه در خلیج فارس شده بود. با تغییر رویکرد بازار منطقه به امارات برگشت.»

 

پیشنهادات ویژه
پیشنهادات ویژه
دانش آراستگی
دیدگاه تان را بنویسید

آشپزی
خانه داری
تفریح و سرگرمی
دنیای سلبریتی ها
نیازمندی‌ها