علاوه بر نمونه هایی فحش دادن دخترها در کوچه و خیابان در فضای مجازی هم این روند افزایش داشته است. امیر تتلو از هوادارانش خواست یکی از آهنگ های او را جلوی خانواده بخوانند و تصویر بگیرند. تعداد پرشماری ویدیو از دختران جدید روی اینستاگرام منتشر شد که از الفاظ رکیک استففاده می کردند و می خندیدند!
این استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران ادامه داد: جای تاسف دارد که کلمات رکیک، پدیده شومی شده که اکثر افراد را در برگرفته و به تبع آن، آن ادب و معرفت و احترام به بزرگتر و کوچکتر هم از بین رفته است.
قراییمقدم عنوان کرد: در نتیجه این اتفاق، دختران هم از این پدیده شوم تبعیت کرده و از الفاظ رکیک و کلماتی که در شأن و حرمت یک دختر نیست استفاده میکنند.
این استاد جامعهشناس با بیان اینکه در گذشته اکثریت قاطع دختران سر به زیر بودند و ادب و معرفت را رعایت میکردند اظهار کرد: دختران بهخاطر حرمتی که خانواده و جامعه به آنها یاد داده بودند بیشتر مبادی ادب و نزاکت بودند، اما امروز متاسفانه میبینیم که تعداد زیادی از دختران، عاری از این خصیصه هستند.
وی با توجه به این حرمتشکنیها که در جامعه بیشتر به چشم میخورد، گفت: این حرمتشکنیها برای الان نیست، بلکه از حدود ۴۰ سال پیش از مدرسه شروع شد. وقتی حرمت بزرگتر مثل مدیر، ناظم و معلم و حتی مستخدم در مدرسه رعایت نشد و جوانی را با عنوان یک جوان متعهد جایگزین یک مدیر باتجربه کردند به این صورت شد که دانشآموز یاد گرفت مدیر و معلم مهم نیستند.
این استاد جامعهشناسی با بیان اینکه متاسفانه قداست مدیر، معلم و ناظم را در مدرسه از بین بردند، افزود: فرد با آموزش این مسئله که مسئولان مدرسه مهم نیستند نه تنها مادرش را هم مهم ندانست، بلکه متوجه شد که پدر هم قداست ندارد و حتی رییسجمهور و دیگر افراد در جامعه هم برایش مهم نیستند.
قراییمقدم گفت: این حرمتشکنیها از اوایل انقلاب شروع شد و الان بهصورت یک پدیده درآمده است که آن را بیشتر در صحبت و گویش و حتی حرکات و رفتارها بهکار میبرند.
این استاد جامعهشناس با بیان اینکه مقصر این معضل را از درون میدانم افزود: تقصیر را درونی میدانم، البته ماهواره و رسانههای خارجی هم در این امر بیتاثیر نبودند و در حقیقت حالت یک معلم بد را برای افراد داشته است.
وی اضافه کرد: این پدیده لودگی و بیادبی و حرمتشکنی و بیاحترامی پس از انقلاب در مدارس شروع شد و ادامه یافت.
این استاد جامعهشناسی دانشگاه تهران با بیان اینکه مقالات بسیاری در این خصوص نوشتم که در یکی از روزنامههای سراسری منتشر شد، گفت: مقالاتی در این خصوص از جمله «آتش در نیستان»، «کودکی با فرهنگ ملی» و یا «آموزش و پرورش بیمار» نوشتم که در آن به معضلات این موضوع پرداختم.
وی اضافه کرد: متاسفانه در گذشته به این مسئله توجه نکردند و گفتند باید جوانهای متعهد، معلم شوند و آموزش و پرورش اقدام به پاکسازی کرد که پس از آن، شاگرد به معلم بیاحترامی کرد.
قراییمقدم عنوان کرد: متاسفانه رفتار و کردار بسیاری از دختران در شرایط کنونی شایسته نیست و این نتیجه عملکرد خودمان است. این کلمات و رفتار و حتی اصطلاحات گویشی که بهکار میبرند نشاندهنده این حرمتشکنیها است.
این استاد جامعهشناس در خصوص راهکارهای این معضل در جامعه به اقتدار معلم اشاره کرد و گفت: باید این اتفاق را از درون خانواده و مدرسه آغاز کنیم، یعنی در مدرسه اقتدار را شروع کنیم و احترام معلم، مدیر و ناظم را بهجا بیاوریم.
وی با بیان اینکه آموزش و پرورش باید به شاگردان بفهماند که مقام معلم و مدیر و ناظم چیست، افزود: این قدرت آموزش و پرورش است که اقتدار معلم را برگرداند و هرچه آنها در این موضوع سهلانگاری کنند وضع بهمراتب بدتر خواهد شد.
قراییمقدم با اشاره به استفاده از هنر در تفهیم این موضوع در جامعه عنوان کرد: در هنر بهخصوص ساخت فیلمها و حتی سریالها و یا برنامههای تولیدی باید این گویشها را بیشتر مورد توجه قرار داد.
وی با بیان اینکه باید مودبانه صحبت کنیم و این پالایش میخواهد گفت: ما باید آن آداب و ارزشهای فرهنگی نه چندان دور که امروز مغفول مانده را تبیین و پاسداری و در نهایت رعایت کنیم.
این استاد جامعهشناسی با بیان اینکه حرمت در درون خانوادهها شکسته شده است، عنوان کرد: ابتدا باید این حرمت در هنر مورد استفاده قرار بگیرد و سپس آموزش و پرورش که بهعنوان موثرترین نهاد در آموزش محسوب میشود آن را نهادینه کند.
قراییمقدم با اشاره به نظم و احترامی که از سوی مدرسه به فرزندان آموزش داده میشود، افزود: آموزش و پرورش جایی است که نظم، تربیت و انضباط را آموزش میدهد، حال تصور کنید اگر بنا باشد سیستم آموزشی کشور نسبت به این مولفههای مهم بیتفاوت باشد چه بلایی بر سر تربیت فرزندان ما خواهد آمد؟
وی اضافه کرد: در ایران باستان، وظیفهشناسی و مسئولیتپذیری را به کودکان آموزش میدادند، یعنی کودکان را نوجوانان و نوجوانان را جوانان و جوانان را میانسالان تربیت میکردند.
این استاد جامعهشناسی با بیان اینکه بیاییم وظیفهمداری و مسئولیتپذیری که در کشور کمرنگ شده را به فرزندان آموزش دهیم، گفت: همه باید تلاش کنیم که هویت ایرانی، تاریخ ایرانی و اسطورههای ایرانی در اخلاق و رفتار همگان دیده شود. مطمئناً اگر این رویه با جدیت دنبال شود نجابت، تقوا و پاکدامنی دوباره در جامعه به منصه ظهور خواهد رسید.
به گزارش شایانیوز بخشی از استفاده از الفاظ رکیک می تواند به افزایش خشونت در دختران مربوط شود که شواهد عینی و سخنان برخی مسئولین از جمله معصومه ابتکار این امر را تایید میکند. اما چرا دختران خشن می شوند؟
چرا خشونت در بین دختران افزایش یافته است؟
به گفته یک روانشناس خانواده، افزایش آمار اشتغال زنان، فشارهای کاری و اجتماعی، استقلال مالی و افزایش میزان تحصیلات باعث شده تا نقش زنان دچار تغییرات بنیادینی شود و این تغییر نقش خود عاملی برای افزایش خشونت زنان است.
این روانشناس محدودیتها و مشکلات زنان در جامعه را یکی دیگر از عوامل موثر در این زمینه میداند: «مشکلات حقوقی، نبود فرصتهای برابر برای زنان، به علاوه مشکلات اجتماعی باعث میشود تا زنان احساس کنند که تحت ظلم و ستم قرار گرفتهاند، برآیند همه اینها به صورت خشونت از سوی زنان بروز و ظهور پیدا میکند.»
تلاش این گزارش بررسی تعدادی از جنبههای افزایش خشونت در دختران برای روشن شدن هرچه بیشتر جزئیات این پدیده اجتماعی بود. طبیعتا این بررسیها جای خالی پژوهشهای آماری دقیق را پر نخواهد کرد.
با توجه به شرایط خاص جامعه ایران و تفاوت هایی که بین نسلها وجود دارد لزوم آگاه سازی جامعه به خصوص والدین در خصوص رفتار فرزندان به ویژه دختران بیش از پیش اهمیت پیدا کرده است.
افسر افشار نادری، جامعه شناس در گفتگویی بافراروبه این موضوع میپردازد:
به تازگی معصومه ابتکار معاون رئیس جمهوری در امور زنان در سخنرانی خود از انجام پیمایشی خبر دادند که بر اساس آن میل به خشونت در بین دختران رو به افزایش است. البته ایشان از جزئیات این پیمایش دادههایی ارائه نکردند. شما علت این افزایش خشونت در دختران را چه میدانید؟
واقعیت این است که خشونت در بین کل افراد جامعه افزایش پیدا کرده است، اما در دختران به دلیل شرایط اجتماعیشان نمود بیشتری دارد.
چون نیازهای دختران در جامعه به طور هنجارمند رفع نمیشود خشونت در بین آنها افزایش یافته است. دختران ما نیاز به کار کردن، تفریح و ازدواج دارند و هیچ کدام از اینها آنطور که باید تامین نمیشود.
قطعا پسرها هم به شغل و تفریح نیاز دارند، اما نسبت به دختران راحتتر میتوانند این نیازها را برآورده کنند. دختران با محدودیت هایی روبه رو هستند و بر اساس نظریه "محرومیت" *عدم رفع نیازها را جور دیگری مثلا به صورت خشونت در جامعه نشان میدهند.
چه تغییری در جامعه داشتهایم که امروز شاهد افزایش خشونت در دختران هستیم؟
در گذشته دختران خیلی راحت میتوانستند ازدواج کنند، اما الان ازدواج دختران با مانع رو به رو میشود.
به طور کلی ازدواج در جامعه در حال از بین رفتن است. اما هنوز روابط پسر و دختر در قالبی غیر از ازدواج در جامعه عادی نشده است و این مساله روی آنها فشار میآورد.
یکی دیگر از دلایل افزایش خشونت این است که به طور کلی شغل به سختی پیدا میشود و کارآفرینی کردن بسیار دشوار است.
در گذشته پدر و مادرها بیشتر میتوانستند نیازهای فرزندان خود را تامین کنند، اما امروزه به دلیل مشکلات مالی و … توجه والدین به فرزندان خود کمتر شده است.
چون امکان ازدواج هم برای فرزندان وجود ندارد در نتیجه آنها بدون اینکه نیازهایشان برطرف شود و پدر و مادر با روی خوش پذیرای آنها باشند در خانواده میمانند؛ که این مساله روی دختران تاثیر بیشتری میگذارد.
یعنی فشار ساختاری چه از نظر خانوادگی، چه از نظر اجتماعی و چه فرهنگی روی دختران آنقدر زیاد است که باعث میشود آنها دست به عکس العمل هایی بزنند که شاید "انعکاسی" باشد مثل خشونت.
یک فرض این است که خشونت پیشتر هم در بین دختران وجود داشته است، اما ظهور و بروزی در جامعه یا فضای عمومی نداشته است. آیا امروزه با توجه حضور بیشتر زنان در جامعه ممکن است صرفا خشونت نمود بیرونی پیدا کرده باشد؟
نه اینطور نیست. چون در گذشته نیازهای مردم به صورت طبیعی برطرف میشد آرامش بیشتری داشتند، اما امروزه این نیازها به صورت طبیعی برطرف نمیشود.
وقتی شغلی وجود ندارد و نمیتوانید با کار کردن پول در بیاورید، برای اینکه بتوانید صاحب درآمد بشوید ناچار هستید دست به کاری غیر از آن چیزی که نرمال است بزنید؛ این خودش از نظر روانی به افراد فشار میآورد.
قبلا شما ازدواج میکردید نیازهای جنسیتان برطرف میشد، اما الان، چون نمیتوانید نیازتان را از راه ازدواج برطرف کنید، مجبورید از راه هایی که مطابق با هنجار جامعه نیست وارد بشوید که در نتیجه با عکس العمل جامعه و خانواده رو به رو می شوید. این مسائل به جوانان به خصوص دخترها فشار میآورد.
قبلا بچهها تفریح داشتند، الان اوقات فراغت و تفریحی برای دختران و پسران تعریف نشده است.. خب پس نیازهای تفریح آنها هم برطرف نمیشود. اینها همه آن فشاری است که به فرد وارد میشود و او را از حالت نرمال خارج میکند.
تاثیر رسانه و فضای مجازی در افزایش خشونت در دختران چقدر است؟
خیلی کم. صفحههای مجازی نمیآیند آنها را وادار به خشونت کنند. اما به هرحال جوانان، با دیدن همنوع خودشان در این فضا و اینکه بچهها در کشورهای دیگر چقدر خوشبخت، راحت و بی نیاز زندگی میکنند و شاید مقایسه خودشان با آنها، ممکن است یک مقدار دست به عصیان بزنند. اما این عامل تاثیر آنچنانی ندارد. فشار داخل و ساختار داخل آنها را از حالت عادی خارج کرده است.
قطعا نقش حکومت در فراهم آوردن زندگی نرمال برای جوانان بسیار پررنگ است. اما اگر بخواهیم در مورد نقش نهادهای مدنی، خانواده و… و میزان تاثیرگذاریشان بر خشونت دختران صحبت کنیم. شما تاثیراین را چگونه ارزیابی میکنید؟
نهادهای مدنی در ایران آیا آنقدر فعال هستند؟ آیا آنقدر اجازه دارند که بتوانند تغییری در افراد بوجود بیاورند؟ خیر. در جامعه ما نهادهای مدنی مانند بسیاری از نهادهای دیگر به صورت درست وجود ندارد.
خانوادهها انقدر دغدغه حل مشکلات خود را دارند که دیگر آنقدر به فرزندشان بها نمیدهند. در نتیجه الان جوانان ما در یک خلایی ماندند که از هر طرف بر آنها فشار وارد میشود و کنترل خودشان را برای نرمال زندگی کردن از دست داده اند..
یعنی شما فقط حکومت و دولت را در این مساله موثر میدانید؟
من میگویم شرایط اجتماعی و شرایط اجتماعی ما هم در دست دولت و حکومت است. به همین دلیل آن چیزی را که شما میگویید حکومت ما میگوییم شرایط اجتماعی. حرف ما این است که ساختارها باید درست شود؛ و این شرایط در دست کسی غیر از حکومت نیست.