کاترین کبیر ملکه ای با میل جنسی کم که علیه شوهرش کودتا کرد و بر تخت او نشست
کاترین کبیر از برجستهترین فرمانروایان تاریخ اروپا بود که توانست سالها بر روسیه سلطنت کند، اما زندگی شخصیاش بسیار پیچیده و پرتنش بود.
شایانیوز- کاترین دوم، مشهور به کاترین کبیر (Catherine the Great)، یکی از برجستهترین فرمانروایان تاریخ اروپا بود؛ او با نام سوفی فریدریکه آگوستا فون انهالت‑زربست، به عنوان یک شاهزادهٔ کم نام و نشان آلمانی در ۲۱ آوریل ۱۷۲۹ زاده شد و با پشتکاری کمنظیر توانست جایگاهی بیسابقه در امپراتوری روسیه به دست آورد. کاترین سالها بر یک امپراتوری پهناور سلطنت کرد، اما زندگی شخصیاش بسیار پیچیده و پرتنش بود.
![]()
ازدواج با پتر سوم؛ پیوندی سرد
کاترین در سن ۱۴ یا 15 سالگی برای ازدواج با پتر، دوکِ هولشتاین‑گوتتورپ ، نوهٔ پتر کبیر، به روسیه آورده شد و پس از گرویدن به کلیسای ارتدکس روسیه، نامش به «کاترین الکسیِیونا» تغییر یافت. مراسم ازدواج این دو در ۲۱ اوت ۱۷۴۵ برگزار شد، اما از همان آغاز علاقه و محبت واقعی میان دو طرف وجود نداشت. بر اساس منابع تاریخی، پتر که از نظر شخصیت و علایق کاملاً متفاوت بود، نتوانست با همسرش ارتباط عاطفی برقرار کند.
این زوج از نظر فرهنگی و دیدگاههای شخصی کاملاً نامتجانس بودند: کاترین به سرعت با زبان و مذهب جدید ارتباط برقرار کرد و میل زیادی به یادگیری و ترقی داشت، اما پتر با آنکه آلمانی نبود، علاقهمند به حفظ الگوهای فرهنگی آلمانی، نظامیگری و شیوههای زندگی پروسی(پروس= آلمان قدیم) بود. تفاوت میان دیدگاهها و ارزشها، به زودی منجر به شکاف عمیق در رابطهٔ زناشویی شد.
زندگی مشترک کاترین و پتر سالها بدون عشق، سرد و بیعاطفه باقی ماند و حتی برخی منابع اشاره میکنند که تا سالها پس از ازدواج، رابطه جنسی بین این زوج اتفاق نیفتاده بود.
در برابر تمام ناکامیها، کاترین به مطالعهٔ گستردهٔ ادبیات اروپایی به ویژه آثار مرتبط با روشنگری مانند نوشتههای ولتر، مونتسکیو و دیگر متفکران روی آورد و به پیشرفت فرهنگی و ذهنی خود میپرداخت، در حالی که پتر در فعالیتهای درباری و امور نظامی غرق میشد. این تفاوت در اولویتها نه تنها رابطهٔ شخصی آنها را سردتر کرد، بلکه به مرور زمان کاترین را به سمت جستجوی رضایت، معنا و تعلق در جایگاههای دیگر، غیر از زندگی زناشویی، سوق داد.
![]()
روابط خارج از ازدواج و علایق شخصی
در طی سالهایی که کاترین در روسیه زندگی میکرد و در حالی که رابطهاش با پتر همچنان پرتنش و بیعاطفه بود، او وارد روابط عاشقانهٔ دیگری شد؛ روابطی که در ساختار فردی و سیاسی زندگی او نقش مهمی ایفا کردند. بر اساس منابع معتبر، کاترین در دوران قبل از به تخت نشستنش با چندین مرد رابطه داشت و برخی از تاریخدانان بر این باورند که برخی از فرزندان او احتمالاً از این روابط زاده شدهاند، نه از پتر.
نخستین پسر او، پاول، در ۲۰ سپتامبر ۱۷۵۴ به دنیا آمد و بسیاری مورخان معتقدند که پدر واقعی او احتمالاً سرگئی سالتیکوف، یکی از مردان نزدیک به کاترین بوده است، اگرچه شباهت پاول به پتر میتواند سندی باشد که پتر پدر اوست. علاوه بر پاول، کاترین دو فرزند دیگر داشت که برخی منابع آنها را نیز نتیجهٔ روابطش با دیگر معشوقههایش میدانند.
البته برخی منابع نیز مطرح میکنند که او هرگز فرزندی نداشته و یک بار نیز با بازی کردن نقش بارداری، فرزند نامشروع همسر قبلی پتر را به فرزندی قبول کرده است.
![]()
ایجاد پیوند جدید
یکی از مهمترین ابعاد زندگی شخصی کاترین، رسیدن او به احساس تعلق فرهنگی و ملی جدید در روسیه بود. او به سرعت زبان روسی را آموخت و تلاش کرد نشان دهد که به کشور جدیدش پایبند است. این روند، در واقع، بخشی از سازوکار او برای تعریف هویت مستقلش بود؛ هویتی متفاوت از همسرش.
او نه تنها به عنوان همسر یک تزار زندگی میکرد، بلکه در پی دستیابی به هویت و نفوذ فراتر از موقعیت رسمیاش بود. مطالعهٔ آثار روشنفکری، به ویژه دربارهٔ حکومت، حقوق بشر و ساختارهای اجتماعی، برای او نه تنها سرگرمی فرهنگی بلکه ابزاری برای توسعهٔ دیدگاههای سیاسی و اجتماعیاش نیز به شمار میآمد.
کودتا علیه همسر
هنگامی که پتر به تخت امپراتوری نشست، ضعف عملکرد سیاسی و نارضایتی گسترده از او باعث شد کاترین بتواند با حمایت ارتش، اشراف و بخشی از جامعهٔ روشنفکری، کودتایی علیه او ترتیب دهد. این اقدام که در ۲۸ ژوئن ۱۷۶۲ رخ داد، نقطه عطفی در زندگی سیاسی و شخصی او بود: جایی که زندگی زناشویی شکست خورده به یک زندگی سیاسیِ مستقل تبدیل شد و کاترین یکبار برای همیشه مسیر خود را جدا از همسرش رقم زد.
در حالی که منابع معتبر تاریخی نمیتوانند با قطعیت بگویند که کاترین شخصاً در مرگ پتر نقش داشته یا خیر، به هر روی، مرگ او در مدت کوتاهی پس از کنارهگیری، شرایط را برای تثبیت قدرت کاترین فراهم کرد و جامعهٔ روسیه را برای ۳۴ سال سلطنت او آماده ساخت.
![]()
روسیه تحت حکومت کاترین
پس از کودتای ۱۷۶۲ و به تخت نشستن کاترین کبیر، او توانست با سیاستهای هوشمندانه و اصلاحاتش حمایت اشراف و ارتش را جلب کند؛ امری که بخش عمدهای از ثبات اولیه سلطنتش را تضمین کرد. مردم عادی روسیه اما تجربهٔ متفاوتی داشتند:
طبقه بورژوازی و زمینداران: آنها به طور کلی از کاترین راضی بودند، زیرا او قدرت و امتیازات فئودال آنها را تثبیت و گسترش داد و با اصلاحات قانونی، ساختار دربار و مالکیت زمین را روشنتر و منسجمتر کرد.
طبقات پایین و دهقانان: وضعیت آنها چندان بهبود نیافت و در برخی مناطق حتی شدت سرکوب و فشارهای اقتصادی افزایش یافت. کاترین بیشتر تمرکز خود را بر تقویت دولت مرکزی و توسعه اقتصادی از طریق طبقه اشراف گذاشت تا رفاه عمومی. این موضوع باعث شد گرچه ثبات سیاسی وجود داشته باشد، اما رضایت عمومی میان مردم عادی محدود باشد.
روشنفکران و نخبگان فرهنگی: بسیاری از روشنفکران اروپا و روسیه او را تحسین میکردند، زیرا مکتوبات روشنگری، هنر و علوم را در روسیه ترویج میداد و خود نیز به آموزش و ادبیات علاقهمند بود. این وجه باعث شد تصویر او در سطح بینالمللی مثبت باشد.
به طور خلاصه، کاترین کبیر در میان اشراف و نخبگان محبوب بود، اما رضایت عمومی میان مردم عادی محدود و نسبی بود. سیاستهای او بیشتر بر حفظ قدرت و توسعه امپراتوری متمرکز بود تا رفاه و عدالت اجتماعی گسترده.
![]()
امپراتوری خسته اما با انگیزه
در ارزیابی نهایی زندگی شخصی کاترین کبیر، باید گفت رابطهٔ زناشویی وی با پتر سوم و روابط شخصی دیگر به گونهای تعیین کننده مسیر موفقیت سیاسی و نقش تاریخیاش را نیز ترسیم کرد. او توانست با بهره گرفتن از دانش، فرهنگ، شبکه روابط با سیاستمداران و افراد بانفوذ و هوشمندی سیاسی، از یک زندگی زناشویی بیعاطفه، سرد و پر از ناکامی پلی به سمت قدرت و موفقیت اجتماعی و سیاسی بزند و معنای زندگی خودش را جای دیگری تعریف کند و به یک امپراتور مقتدر و تأثیرگذار تبدیل شود؛ امپراتوری که برای بیش از سه دهه یکی از بزرگترین قدرتهای اروپا باقی ماند.