تراژدی جان جونز در غار؛ کنجکاوی که به قیمت جان تمام شد
روایت جان ادوارد جونز، جوان ۲۶ سالهای که در سال ۲۰۰۹ داخل غار Nutty Putty یوتا گیر افتاد و پس از ۲۷ ساعت تلاش بیوقفه تیمهای نجات جان باخت
شایانیوز- غارها همیشه برای ما انسانها نماد کشف، رمزآلودگی و هیجان بودهاند؛ دنیایی تاریک و ناشناخته که فقط با نور یک چراغقوه و تپش قلبمان همراهیاش میکنیم. اما همین جهان زیرزمینی میتواند در کسری از ثانیه به محل یک کابوس واقعی تبدیل شود. تراژدی جان ادوارد جونز یکی از همان داستانهایی است که هر کسی آن را بشنود، تا مدتها از ذهنش پاک نمیشود؛ ماجرایی واقعی، تکاندهنده و دلخراش که چهره بیرحم طبیعت را بینقاب نشان میدهد.
![]()
ورود به هزارتوی مرگ
در سال ۲۰۰۹، جان ادوارد جونز ۲۶ ساله، دانشجوی پزشکی برای یک ماجراجویی وارد غار Nutty Putty در ایالت یوتا شد. غاری که برای مسیرهای فوقالعاده تنگ، لغزنده و پیچدرپیچش مشهور بود؛ جایی که حتی باتجربهترین غارنوردها هم با احتیاط قدم برمیداشتند.
جان با تصور اینکه وارد یکی از مسیرهای شناختهشده شده است، پا به تونلی گذاشت که بعدها مشخص شد یک مسیری ناشناخته و بهشدت خطرناک بوده. تونلی با ۲۵ سانتیمتر عرض و ۴۵ سانتیمتر ارتفاع… فضایی که تنها برای خزیدن طراحی شده بود، نه برای چرخش، نه برای بازگشت، نه برای اشتباه.
او که میخواست مسیر را بررسی کند، چند متر جلو رفت و ناگهان خودش را در تنگترین بخش گرفتار دید. و آنچه همهچیز را وحشتناکتر میکرد این بود که جان سر و ته و کاملاً رو به پایین گیر کرده بود؛ بدترین وضعیت ممکن برای یک انسان داخل غار.
![]()
۲۷ ساعت جنگ با تاریکی
در همان لحظات اولیه، صدا زد، فریاد زد، اما جان قادر به برگشت نبود. دقایقی بعد تیمهای نجات رسیدند. آنها در یک فضای تقریباً غیرممکن، ۲۷ ساعت بیوقفه تلاش کردند:
- سیستمهای قرقره و طناب
- ایجاد نقاط اتکا روی سنگها
- استفاده از دریل برای گشاد کردن مسیر
- هارنس و ابزارهای تخصصی آزادسازی
- حتی اقدامهایی که ممکن بود باعث فرو ریختن دیوارههای غار شود
-

اما زاویهای که بدن جان در آن قرار گرفته بود، فشار وزنه بدن بر قفسه سینهاش، تنگی مسیر و عمق محل حادثه، همگی باعث شده بودند رهاسازی از نظر فیزیکی غیرممکن باشد. هر میلیمتر حرکت با درد، خطر و خفگی همراه بود.
تیم نجات حتی یک بار موفق شد او را چند ده سانتیمتر بالا بکشد، اما سنگی که طناب را نگه میداشت ناگهان شکست و جان دوباره به وضعیت قبلی برگشت؛ ضربهای روحی که امید همه را فرو ریخت.
![]()
لحظهای که همه از آن میترسیدند
با وجود تلاشهای قهرمانانه، بدن جان دیگر تاب نیاورد. او در دل تاریکی، در سکوت سرد سنگها و قبل از اینکه نجاتدهندگان بتوانند دستش را بگیرند، جان سپرد.
پس از حادثه، مقامهای ایالت تصمیم گرفتند غار برای همیشه همراه بدن او مهر و موم شود. هیچکس دیگر اجازه ورود نداشت. Nutty Putty امروز یک یادبود خاموش است؛ غاری بستهشده که بدن جان همچنان در دل آن آرمیده و برای همیشه تبدیل شده به نشانهای دردناک از اینکه طبیعت گاهی اشتباهپذیر نیست.
![]()
میراث یک تراژدی
سالها گذشته، اما داستان جان هنوز دلها را میلرزاند. نه فقط به خاطر سرنوشت غمانگیزش، بلکه به این دلیل که بسیاری از ماجراجوها بعد از این واقعه فهمیدند که غارنوردی فقط هیجان نیست؛ احترام به طبیعت، شناخت مسیر و رعایت اصول ایمنی میتواند بین زندگی و مرگ فاصله بیندازد.
حادثه جان ادوارد جونز یادآور این است که در دل زمین، تنها یک لغزش کوچک کافی است تا همهچیز تغییر کند.