بهای سنگین خاموشی
در آستانه ۹۰۰ ساعت خاموشی اینترنت؛ ایران رکوردار قطع اینترنت در جهان
اعداد قطعی اینترنت هنوز متوقف نشدهاند. از ۹ اسفند و قطع دسترسی ایرانیها به اینترنت، لحظهشماری برای اتصال دوباره ادامه دارد.
شایانیوز- قطع اینترنت در ایران اکنون از نظر مدت و شدت، از تمامی موارد مشابه در دیگر کشورها پیشی گرفته است. این اختلال گسترده با عبور از ۸۶۴ ساعت، وارد سیوهفتمین روز متوالی خود شده و همچنان ادامه دارد.
گزارش نتبلاکس نشان میدهد از ۹ اسفند ۱۴۰۴ تا 16 فروردین ۱۴۰۵، سطح اینترنت ایران به مدت 37 روز متوالی روی تنها یک درصد ظرفیت عادی قرار داشته است.
برای شهروندان عادی این یعنی قطع کامل. حالا سؤال این است: قطعی اینترنت برای نظام تصمیمگیری چه کارکردی میتوانست داشته باشد؟ طبیعتاً نظام از ضررهای اقتصادی قطع اینترنت به خوبی آگاه است، پس هدفش ایجاد نارضایتی نبوده. اما چرا دوباره این سیاست را به کار گرفته است؟
![]()
احتمالاً یکی از اهدافش کنترل اخبار جعلی و عدم واگذاری میدان روایت به طرف مقابل بوده، یا جلوگیری از هماهنگی اعتراضات خیابانی. آیا این سیاست در اجرای این اهداف احتمالی موفق بوده است؟
سابقه آبان ۹۸ نشان میدهد قطع اینترنت هیچگاه نتوانسته از وقوع اعتراضات جلوگیری کند؛ اعتراضات در ۲۹ استان و صدها شهر رخ داد. کاری که قطع اینترنت کرد، نه توقف اعتراضات، که پنهانسازی ابعاد آن بود.
پس تلاش برای کنترل اخبار جعلی چه شد؟ کمتر روزی است که فرمانداریها درباره تخلیه شهرها تکذیبیه ندهند. یعنی اخبار جعلی همچنان کار خود را میکند. بارها رسانهها ناچار شدهاند اخبار جعلی در خصوص ترور یا اطلاعیه منتسب به نهادها را تکذیب کنند. احتمال دارد قطع اینترنت با هدف اثرگذاری بر کانالهای خارج از ایران بوده، اما تجربه همین دوره نشان میدهد رسانههای نزدیک به دولت بارها ناچار شدهاند به خط روایت این کانالها واکنش نشان دهند.
برای نمونه تسنیم ناگزیر به انتشار تصاویر متحرک از اینترنشنال شده، رسایی میگوید باید اینترنشنال هدف قرار گیرد؛ یعنی روایت آنطور که نظام خواسته پیش نرفته و اتفاقاً روایت طرف مقابل فرصت بیشتری یافته است.
چرا؟ چون انسداد فضا دقیقاً باعث ایجاد شکاف اعتماد میشود. هر چه دولت آزادی اطلاعات را محدودتر کند، مردم بیشتر به سمت منابع ممنوعه جذب میشوند. از طرف دیگر، خلأ اطلاعاتی ناشی از قطع اینترنت، به شایعات و اخبار جعلی سرعت انتشار بیشتری میدهد – چون واقعیت برای اثبات خود نیاز به زمان و سند دارد، اما شایعه بدون هیچ کدی منتشر میشود. نتیجه: محدودیت اینترنت، نه تنها روایت را کنترل نکرد، بلکه به نفع روایت مقابل تمام شد.
قطع اینترنت نه تنها نتوانست اهداف اولیه را محقق کند، بلکه حس تبعیض را تقویت کرد. وقتی سخنگوی دولت میگوید «تمهیداتی برای کسانی که میتوانند صدا را برسانند صورت گرفته»، این به ۹۹ درصد مردم میگوید «نمیتوانید صدا باشید». این تبعیض، بیاعتمادی به روایتهای رسمی ایجاد میکند. شاهد آن کاربران زومان هستند که حتی به اخبار ترجمه شده در سایت با دیده تردید مینگرند و خواهان سند هستند.
جدیترین روایتی که از سوی برخی موافقان قطع اینترنت مطرح شده، «غیرعادی بودن شرایط» است. آنها میگویند در شرایط اضطراری در همه جای دنیا محدودیتها وضع میشود و جنگ اوج شرایط اضطراری است.
اما این روایت هم نتوانسته کاربرانی را که پشت دهکده جهانی ماندهاند قانع کند. آنها میگویند: چرا در جنگ ایران اینترنت قطع شده؟ آنها به تجربه اوکراین اشاره میکنند؛ کشوری که با وجود جنگ تمامعیار با روسیه، نه تنها اینترنت خود را قطع نکرد، بلکه از اینترنت ماهوارهای به عنوان ابزار ارتباطی و حتی نظامی استفاده کرد.
یک نهاد بررسیکننده نیز نشان داده از ۱۳ جنگ بزرگ پس از سال ۱۳۸۹، فقط در ۳ مورد اینترنت قطع شده که دو مورد آن مربوط به ایران است. این یعنی: یا نوع تهدید ایران منحصربهفرد است که نیاز به توضیح دارد، یا توجیه «شرایط جنگی» بیش از آنکه واقعی باشد، بهانهای است برای هدفی دیگر.
حدود پانزده سال پیش جنبشی در آمریکا شکل گرفت به نام «جنبش وال استریت»؛ شعاری که داشت این بود: «۹۹ درصد در برابر یک درصد». ۹۹ درصد یعنی عموم مردم، یک درصد یعنی همان سرمایهگذاران، بانکداران، و مسئولانی که ثروت و قدرت را در دست گرفته بودند. آنجا ثروت و قدرت نماد تبعیض بود. اینجا در ایران، اینترنت نماد تبعیض شده است. ۹۹ درصد مردم اینترنت ندارند و یک درصد دارند.
آن یک درصد کیست؟ مسئولان، مدیران، نزدیکان به سیستم، و با عرض شرمندگی ما خبرنگاران. آنجا ثروت و قدرت نماد تبعیض بود. اینجا اینترنت نماد تبعیض شده است. با یک فرق بزرگ: آن یک درصد وال استریت با تمام قدرتی که داشت نمیتوانست صدای ۹۹ درصد را خاموش کند، اما اینجا این تبعیض یک درصدی نماد خاموشی آن ۹۹ درصد شده است.