کد خبر:۵۷۳۱۹
۲۹/آبان/۱۳۹۹
۱۰:۴۱:۱۵

گفتگوی با دو دختر مکانیک در ایران همه را شگفت زده کرد!

گفتگوی با دو دختر مکانیک در ایران همه را شگفت زده کرد!

به تازگی با دو دختر جوان به نام های نیلوفر و کیانا آشنا شده ایم که به شغل مکانیکی روی آورده اند. در این مطلب قصد داریم بیوگرافی کامل آن ها را تقدیم حضورتان نماییم. تا انتهای مطلب ما را همراهی نمایید.

شایانیوز-

گفتگوی جالب با دو دختر مکانیک در ایران مورد نوجه مردم قرار گفت؛ شما می توانید این ویدیو را در سایت شایانیوز مشاهده کنید:

همه چیز درمورد زندگی نیلوفر و کیانا

ماجرا از جایی شروع می‌ شود که یکی از آن‌ها آرزو داشت ماشینش را خودش تعمیر کند و دیگری بتواند روغن موتور ماشینش را خودش عوض کند. سودای مکانیک شدن، هر دوی آن‌ها را به سمت و سوی علاقه شان کشانده بود، بدون توجه به اینکه مکانیکی در جامعه ما یک شغل مردانه است.

نیلوفر فرهمند و کیانا یاراحمدی که هر دو آن‌ها ۲۹ سال دارند پنج سالی است که از عمر رفاقتشان می‌گذرد، دو مکانیک جوانی هستند که عکس‌ها و خبرهایشان طی چند روز اخیر در فضای مجازی در حال انتشار است.

نیلوفر کارشناس گرافیک و فارغ التحصیل دانشگاه علم و فرهنگ که از دنیای گرافیک و سایر مهارت‌ ها قبیل عکاسی، مجسمه سازی و … فاصله گرفته و اکنون او را به عنوان اولین مکانیک خانم می شناسند.

و کیانا یاراحمدی کارشناس رشته حقوق و فارغ التحصیل دانشگاه امام خمینی بروجرد که با تجربه کار کردن در دفاتر حقوقی به همراه نیلوفر در حال یادگیری فوت و فن‌ های مکانیکی است.

مطالب پیشنهادی از سراسر وب

کیانا و نیلوفر از 4‌ ماه پیش در یک مکانیکی شاگردی می‌کنند. نیلوفر مجسمه‌ساز و گرافیست است کیانا هم حقوق خوانده اما آنها می‌گویند مکانیکی را برای شغل آینده‌شان انتخاب کرده‌اند.

کیانا ناخن‌ های فرنچ کرده و دست‌های لطیفش را توی دستکش می‌ کند، تا کار را شروع کند. ظهر جمعه است و سرشان خیلی شلوغ نیست. شاید به‌ خاطر خلوتی کار است که هم کیانا و هم نیلوفر چند دقیقه‌ ای جلوی آینه وقت گذاشته‌ اند و به‌ خودشان رسیده‌ اند.

نیلوفر روسری کیانا را روی سرش درست می‌ کند و از علی‌ آقا اجازه می‌ گیرند تا چند دقیقه‌ ای مصاحبه کنند. علی آقا صاحبکار آن هاست؛ صاحبکار کیانا یاراحمدی و نیلوفر فرهمند ، شاگردان مکانیکی.

تا هفته پیش اگر به کسی می‌ گفتی یک تعمیرگاه مکانیکی در تهران 2 شاگرد دختر دارد، به جز نیشخند چیزی تحویلت نمی‌ داد اما امروز در شهر صحبت از این 2 دختر است؛ از کاری که انجام می‌ دهند؛ کاری که تا 4‌ ماه پیش هیچ زنی جرأت نکرده بود سراغش برود.

رویای نیلوفر فرهمند و کیانا یاراحمدی

رویایی که در موردش حرف می‌ زدند، ایجاد یک گاراژ بزرگ مکانیکی بود تا سایر خانم‌ ها و افرادی که به مکانیکی علاقه دارند در سنین مختلف، بتوانند آن را به صورت تئوری در محیطی که شرایطش فراهم باشد یاد بگیرند، رویایی که برای آن ها نزدیک به واقعه بود.

از کیانا در مورد واکنش افرادی که به مکانیکی مراجعه کردند پرسیدم و گفت: «واکنش مردم خیلی خوب بوده است، عده‌ ای از آن‌ها تعجب می‌کردند و بعدش با کلی استقبال و تشویق رو به رو می‌ شدیم که کلی به ما انرژی می‌ داد.»

نیلوفر در میان حرف کیانا گفت: «در کنار این واکنش های مثبت واکنش‌ های منفی هم بود، مثلا خانمی که با دیدن ما حرفی نمی‌ زد اما ابرو خود را به نشانه‌ ای بالا انداخت یعنی شما اینجا چه کار می کنید ؟ یا جای یک خانم اینجا نیست.»

مصاحبه با نیلوفر و کیانا دختران مکانیک ایرانی

می‌ شود دستتان را ببینیم ؟

نیلوفر: بله حتما.

دست نیلوفر یک کم سیاه است اما به دستان کیانا نمی‌ آید که در تعمیرگاه کار کند ؟

کیانا: من هر شب که از تعمیرگاه به خانه می‌ روم، کارهای خانومانه هم می‌ کنم؛ مثلا دست‌هایم را در پماد زینک می‌ خوابانم. کلا سعی می‌ کنم به دست‌ هایم برسم. به هر حال من یک دختر هستم و باید خانومی خودم را حفظ کنم. نمی‌ خواهم این کار لطمه‌ ای به زیبایی دست‌هایم بزند.

نیلوفر: چون دستکش‌ استفاده می‌ کنیم خیلی دست‌هایمان کثیف و روغنی نمی‌ شود. همیشه بعد از کار اینجا هم با لیف، سفیدآب و سنگ‌ پا به جان دست‌ هایمان می‌ افتیم. هر 10روز یک‌ بار هم پوست دست خودش ترمیم می‌شود و این کمک می‌کند تا سیاهی‌ ها برود.

سؤالی که خیلی‌ ها از شما دارند این است که از سر علاقه اینجا هستید یا دلیل دیگری دارد؛ مثلا خواستید تابو‌شکن شوید و توجه‌ ها را جلب کنید و بگویید که مکانیک بودن کار مردانه نیست و زن هم می‌ تواند کاری را انجام بدهد که تا به امروز در انحصار مردان بوده ؟

نیلوفر: من در زندگی‌ ام خیلی تفاوتی بین زن و مرد قائل نیستم. اگر یک مرد می‌ تواند مکانیک باشد، یک زن هم می‌ تواند، ولی اگر ما الان اینجاییم به‌ خاطر این است که این کار را دوست داریم.

برای من همیشه عملکرد ماشین سؤال بود. هر وقت ماشین خودم خراب می‌ شد و پیش مکانیک می‌ رفتم، می‌ خواستم که برایم توضیح بدهد و به من یاد بدهد که چه کار می‌ کند؛ به‌ خاطر همین هم آمدم اینجا به علی آقا گفتم به من کار یاد می‌ دهید و ایشان هم خیلی راحت قبول کرد.

کیانا: من هم به تنها چیزی که تا حالا فکر نکرده‌ ام، تابوشکنی بوده. من از بچگی به ماشین و کار تعمیر علاقه داشتم . اعضای خانواده‌ ام نزدیک 15سال است که ماشین‌ هایشان را پیش علی آقا می‌ آورند و به او اطمینان داشتم. وقتی نیلوفر با او صحبت کرد که بیاییم اینجا کار کنیم، برایم باور نکردنی بود که علی آقا قبول کرده و قرار است ما مکانیکی کنیم.

من همان موقع داشتم تلاشم را می‌ کردم که در آزمون وکالت قبول شوم اما از وقتی مکانیکی را شروع کردم ، دیگر کاملا آزمون وکالت را کنار گذاشته‌ ام. هیچ وقت فکر نمی‌ کردم که بتوانم کار مکانیکی را شروع کنم.

این ذهنیت را خود من هم داشتم که محیط مردانه است، به‌ خودم می‌ گفتم کجا می‌توانم بروم، از کجا باید شروع کنم، شاید من را نپذیرند و… . موقعی هم که کار را شروع کردم، به هیچ‌ کسی نگفتم. تنها کسی که در جریان بود، نیلوفر بود.

دیدگاه تان را بنویسید