|

کابوسی هولناک در جامعه با خرمدین ها

در برابر رویدادهای تلخ نخستین واکنش انکار است هنگامی که خبر کشته‌ شدن بابک خرمدین و ردیابی پدر و مادرش پخش شد هم نخستین واکنش انکار بود.

لینک کوتاه کپی شد

الهام فخاری، عضو شورای شهر تهران در شرق نوشت: آیا این روایت راست است؟ در برابر رویدادهای تلخ و تنش‌زا نخستین واکنش انکار است. هنگامی که خبر کشته‌ شدن بابک خرمدین و ردیابی پدر و مادرش پخش شد هم نخستین واکنش جامعه بهت و انکار بود.

ما به‌ عنوان شهروندان دچار انکار، خشم، پذیرش، ترس و اندوه عمیق شده‌ایم. این رویداد تنها یک قتل کم‌سابقه خانوادگی نیست. جامعه این کشتن را نوعی خودویرانگری می‌بیند و از حال‌وروز اکنون خویش دچار ترس و ناامیدی می‌شود.

نهاد خانواده

از سرمایه‌های بنیادی هر جامعه دستاوردهای نهاد خانواده است و برای پایداری یک جامعه خانواده بنیادی‌ترین نهاد به شمار می‌رود. قتل بابک خرمدین یک ضربه دردناک به کل پیکره اجتماعی بود که کبودی، کرخی و بعدها درد آن تا مدت‌ها دیرپا خواهد ماند. شیوه پخش خبر، گزارش‌های لحظه‌به‌لحظه رسانه‌های مجازی وعدم حفاظت از شرایط بازگویی اعترافات مجرمان یکی از خطاهایی است که آحاد جامعه به‌ویژه کودکان و نوجوانان را در خطر روان‌شناختی جدی قرار داده است.

درحالی‌که دستورالعمل‌های ویژه‌ای در جهان برای مراحل بازداشت، بازجویی و رسیدگی به اتهامات به‌ویژه درباره جنایت‌های ویژه مانند این مورد وجود دارد، اینجا بدون رعایت حقوق همگانی و بی‌رعایت اصول بهداشت روانی جامعه مرحله‌به‌مرحله و ریزترین موارد رسانه‌ای شد.

پیامد این کار افزایش حمله‌های هول، بی‌اعتمادی و هراس در میان خانواده‌ها و گروه‌های سنی مختلف می‌تواند باشد. از سوی دیگر چیستی این جنایت شوکی را در میان هم‌محله‌ای‌ها، دوستان و آشنایان این خانواده پدید آورده است. مردم از خود می‌پرسند آیا مردی را که با او معاشرت داشته، ورزش کرده، گپ و گفت داشته‌اند، درست می‌شناخته‌اند.

پیشگیری و مدیریت بحران کاری

این وضعیت به فشار ناهماهنگی شناختی، آزردگی شدید عاطفی و تعارض زیاد منجر شده است. از سویی مردم محله از موج منفی ارتکاب قتل درست در نزدیکی و همسایگی‌شان که با خونسردی و توسط یک پدر و مادر سالمند برنامه‌ریزی و انجام شده، تأثیر پذیرفته و دچار مسئله شده‌اند.

در چنین رویدادهایی افزون بر کار تخصصی آگاهی و قضائی، باید به پشتیبانی روانی و یاوری اجتماعی به‌مثابه کارویژه نهادهای عمومی و هم صنف تخصصی بیشتر پرداخته شود. مردم محله به‌ویژه نیازمند مداخله‌های تخصصی و پشتیبانی نهادهای متولی بهداشت روانی و سازمان نظام روان‌شناسی و مشاوره هستند.

حل این بحران که فراتر از جنایت هولناک، دربرگیرنده آسیب شدید روان‌شناختی به شهروندان محله و همچنین پیامدهای منفی بر همه مردم بوده، نیازمند کار تخصصی و خدمت داوطلبانه اجتماعی متخصصان سلامت روان است.

همواره تأکید داشته‌ام که پیشگیری و مدیریت بحران کاری فقط زیرساختی و فیزیکی نیست و از سویی باید گونه‌های بحران را در نظر گرفت و برای بحران‌های گوناگون دستور و برنامه اقدام متناسب با همواری نهادهای تخصصی آماده کرد.

منبع: وقت صبح

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه

دیگر رسانه ها