|

مرد روسپی: از متقاضیان مبلغ کلان می گرفتم

مرد 37 ساله می گوید: برای رابطه جنسی با زنان از آنها چند صد هزار تا چند میلیون تومان پول می گرفتم!

لینک کوتاه کپی شد

متاسفانه این روزها برخی از افراد درگیر اعتیاد جنسی می شوند. اعتیادی که از سر ناآگاهی به وجود می آید و به مرور زمان به حدی می رسد که که فرد معتاد غرق در امیال جنسی می شود و به هیچ چیز دیگری فکر نمی کند. در واقع معتاد جنسی قدرت کنترل میل جنسی خود را ندارد، شهوت برایش تبدیل به عادت می شود و به حالتی می رسد که نه می‌تواند شهوت را تحمل کند و نه می‌تواند آن را متوقف کند.

به همین منظور گفتگویی با یکی از معتادان جنسی انجام شده است که در ادامه می خوانید:

برای رابطه جنسی با زنان از آنها چند صد هزار تا چند میلیون تومان پول می گرفتم! مرد 37 ساله، معتاد جنسی که 2 سال است ترک کرده و دلش نمی خواست با ما صحبت کند. او نگران بود که صحبت از گذشته باعث شود که لغزش کند و به دوران اعتیادش بازگردد. اما در نهایت راضی شد که با ما به گفتگو بنشیند.

این مرد می گوید: من را قضاوت نکن. هر کسی باید جای شخصی که قضاوت می کند قرار بگیرد و بعد او را مورد نقد قرار دهد. شرایط زندگی من اصلا مناسب نبود. نمی خواهم خودم را تبرئه کنم، اما شرایطی که داشتم تاثیر زیادی در مسیری که گرفتار آن شدم داشت.

وی ادامه می دهد: حال و روز امروز ما و خصوصیات اخلاقی مان منشا در دوران کودکی دارد. اینکه شرایط و محل زندگی شما کجاست؟ چه کسانی در اطراف شما زندگی می کنند؟ در چه محیط اجتماعی رشد می کنید؟ یا با چه کسانی رفت و آمد دارید؟ امروز شما را می سازد. متاسفانه در کودکی من همه چیز زشت بود. از همان ابتدا که یادم می آید، پدر و مادرم از هم جدا شدند و تا امروز که من 37 ساله شدم، هیچ گاه محبت مادری ندیدم. مادرم از همان دوران کودکی باعث شد که من در زندگی، خلا بزرگی را احساس کنم. یادم می آید روزی که با یکی از بچه های محله مان دعوایم شده بود. مادرش به حمایت از او من را دعوا می کرد و آن روز بیشتر از هر روزی خلا نبود مادرم را احساس کردم.

این مرد 37 ساله عنوان می کند: بی معرفتی مادرم راجع به اینکه من را ترک کرده بود باعث شد تا وقتی به سن بلوغ رسیدم از هر کسی محبت گدایی کنم. من به سنی رسیده بودم که آزادی داشتم و می توانستم هر وقت که دلم می خواست به خانه بیایم، هر وقت که دلم می خواست بیرون بروم. برای همین با دختران زیادی دوست می شدم و به خاطر پر کردن خلاهایم روابط عاطفی و جنسی با آنها برقرار می کردم. تا اینکه بعد از گذشت سه، چهار سال از مادرم و تمام دخترهایی که با آنها در ارتباط بودم متنفر شدم تا جایی که تصمیم گرفتم از آن لحظه به بعد انتقام بگیرم. من در مسیری افتاده بودم که خودم هم از خودم متنفر شده بودم. به خاطر ظاهر مناسب و زیبایی که داشتم، می توانستم به راحتی از دخترها سو استفاده کنم. دخترهایی که خلا عاطفی داشتند را طی مدت یک روز به خودم وابسته می کردم و در نهایت آنها حاضر بودند برای با من بودن هر کاری کنند!

مرد اظهار می کند: من برای رابطه جنسی با دختران و زنان از آنها پول می گرفتم و مبلغ تعیین شده نیز بستگی به حماقت طرف مقابلم داشت. از چند صد تومان پول گرفته تا رقم های میلیونی بابت این کار پرداخت می شد! او می افزاید: کمی صحبت با خانم ها باعث می شد که نیاز عاطفی در برخی از آنها را درک کنم و همین موضوع باعث می شد آنها را وابسته به خود کنم.

این مرد روسپی می گوید: به حدی در لجن زار فرو رفته بودم که دیگر هیچ چیز مرا راضی نمی کرد. چندین بار قصد پایان دادن به این مسیری که در آن قرار گرفته بودم را داشتم اما باز هم ادامه می دادم. از این که با احساسات دیگران بازی می کردم گاهی وجدانم به صدا در می آمد و من را سرزنش می کرد اما گاهی هم اعتیاد جنسی که به آن مبتلا شده بودم دوباره من را وادار به انجام رابطه جنسی می کرد. مرد 37 ساله بیان می کند: شهوت در وجود هر انسانی قرار دارد. اما زیاده خواهی شهوت منجر به شهوت رانی می شود. کسی که رابطه جنسی زیادی داشته باشد دچار تنوع طلبی می شود و این تنوع طلبی باعث می شود که دیگر کسی را دوست نداشته باشی!

این مرد روسپی تصریح می کند: یک روز خانمی را دیدم که با بقیه دخترهایی که با آنها در ارتباط بودم، کاملا تفاوت داشت و همین باعث شد من تغییر کنم. بگذارید برایتان مثالی بزنم! وقتی قیمت تعیین شده کالای یک دست فروش، 50 هزار تومان باشد، آن را تا ده هزار تومان هم به شما می فروشد. اما کالای ارزشمندی چون جواهر اینگونه به فروش نمی رسد. شما برای خرید آن باید بهای زیادی را بپردازید. تا زمانی که پول آن را ندهید حتی نمی توانید به آن جواهر دست بزنید. این کالای ارزشمند در گاو صندوق و امن ترین جای منزل شما نگه داری می شود و برای آن ارزش زیادی قائل هستید. این جواهر همسر من است، کسی که با بقیه تفاوت داشت.

کالای دست فروش هم همان دخترانی هستند که ارزش خود را نمی دانستند و برای با من بودن هر کاری می کردند. من برای رسیدن به همسرم، بهای زیادی پرداختم. همسرم باعث شد تا از مسیری که گرفتار آن شده ام بیرون بیایم و برای رسیدن به او در جلسات معتادان جنسی گمنام شرکت کردم و به بهبودی رسیدم. خوشبختانه امروز از آن منجلاب بیرون آمده ام و خدا به من پسری داده است که او را لبریز از محبت می کنم.

مرد در پایان می گوید: امروز من به بیش از 50 نفر از دوستان و آشنایان، بدون هیچ چشمداشتی محبت می کنم. زیرا که منشا گرفتاری های من از کمبود محبت بود. مادرم، خانمی که منشا خلاهای ایجاد شده در من بود و همسرم، خانمی که من را از این گرفتاری، نجات داد.

منبع: تابناک

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه

دیگر رسانه ها