|

درخواست"رابطه جنسی" کارگردان هوسباز به سحر قریشی؛ خیلی منقلب شدم!

سحر قریشی بازیگر جنجالی سینمای ایران است که اینبار از درخواست نامشروع آقای کارگردان در زمان ممنوع الکاری اش گفت.

لینک کوتاه کپی شد

سحر قریشی بازیگر جوان و خوشگل سینما و تلویزیون است که بعد از آخرین طلاقش در سال ها پیش هنوز ازدواج نکرده و مجرد است. البته خانم بازیگر دو سه باری صیغه و محرم اشخاصی معروف شده است اما سرانجام به ازدواج نکشید.

به گزارش«شایانیوز» سحر قریشی از همان ابتدا که نقش یلدا را در سریال «دلنوازان» بازی کرد چهره زیبایی داشت چه برسد به حالا که خانم بازیگر به یکی از پر ادعا ترین هنرمندان در میان خانم ها تبدیل شده است. قریشی به گفته خود چهره ای نچرال دارد اما اگر به تصاویر قبل و بعد او نگاهی بیندازید به راحتی متوجه تغییرات زیرپوستی او می شوید.

سحر قریشی درست پس از بازی در این سریال با معروفیتی که بدست اورد از همسرش طلاق گرف و جدا شد. او در مصاحبه ای گفت: من به خاطر دوران ممنوع الفعالیتی دائما تهدید می شدم که بخوای در سینما کار کنی اگر وارد فلان پروژه نشی نمیزاریم کار کنی!

سحر قریشی

ناگفته های سحر قریشی

تا اینکه یک دفتر سینمایی با اسم یک کارگردان معروف مرا خواستند که مِن باب آشنایی با ایشان را نداشتم ولی از نظر جایگاه ایشان را می شناختم. گفتند: راننده‌ای را دنبال شما می فرستیم تشریف بیاورید دفتر.

این اتفاق برای بسیاری از بچه هایی که علاقه‌مند به بازیگری هستند افتاده است. چیزهایی عجیبی تاکنون شنیده ام و سر صحنه می‌بینم. متاسفانه بسیاری از بانوان علاقه مند به بازیگری هیچ موقع به این دفاتر نمی رسند و اگر برسند به دفاتری خواهند رسید که دفتر نیست و این اتفاق برای من سحر قریشی افتاد. به احترام آن فیلمساز، با ذوق و هیجان  روز جمعه قبول کردم به دفتر آن کارگردان معروف بروم. تلفنی به من گفتند که برای تو ماشین خواهیم فرستاد. 

سحر قریشی

ماشین ( تاکسی سمند) دنبالم آمد و من سوار ماشین شدم. وارد مسیر شدیم و با راننده صحبت می کردم و متوجه شدم ایشان راننده آقای کارگردان معروف هستند چون شروع به گفتن خاطره کرد و خاطره‌هایی که ایشان تعریف می کرد بخش‌هایی از آن را توسط همکاران دیگر شنیده بودم.

رسیدیم به دفتر راننده گفتند که همین پلاک است و به ایشان گفتم می شود بایستید. چون جایی که مرا برده بود خیلی خلوت بود. ایشان موافقت کردند و من پیاده شدم و هرچه زنگ دفتر را میزدم کسی در را باز نمی‌کرد. شانسی که من آوردم این بود که کسی در را باز نکرد. مثل اینکه پشیمان شده بود و نمی دانم در اون شرایط فقط خدا به من رحم کرد.

سحر قریشی

هی زنگ زدم و به راننده گفتم در دفتر را باز نمی‌کنند. بعد گفتم که خود ایشان هم زنگ بزنند اما باز هم در را باز نکردند و بعد متوجه شدم آنجایی که من رفتم اصلا دفتر این کارگردان سرشناس نبود.چون خیلی شناخت از موقعیت دفاتر نداشتم نمی دانستم که اینجا دفتر َآن کارگردان مطرح نیست. آنجا دفتر نبود و در هم روی من چون راننده ایستاده بود باز نشد و من هم برگشتم اما یک حال خیلی منقلبی و بدی داشتم.

سحر قریشی

  • ناشناس ارسالی در

    سحر قریشی نباید اینطوری باشد

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه