|

قسمت پانزدهم سریال قورباغه

پایان راه رامین در میان باران قورباغه...!

من تنها کسی هستم که تو این برهوت به فکر به دست آوردنم نه از دست دادن. بدستش میارم، چون بهش نیاز دارم. می خوامش، چون لایق بدست آوردنشم.

لینک کوتاه کپی شد

پازدهمین قسمت سریال قورباغه به نویسندگی و کارگردانی هومن سیدی و تهیه کنندگی علی اسدزاده دوشنبه، نهم فروردین به صورت اختصاصی از سایت نماوا منتشر شد.

برای خرید قانونی و دانلود حلال قسمت پایانی قورباغه اینجا کلیکی کنید

رامین از مراسم به قتل رسیدن نوری و خواهرش نیز جان سالم به در می برد و نه اسیر پلیس می شود و نه افراد شمس آبادی او را پیدا می کنند. او با گذر از آب دریا دوباره به فرانک می رسد. کسی که رامین بعد از همه ی خراب کاری هایش به او پناه می برد.

رامین حتی بعد از ماجرای نوری هم از فرانک سوء استفاده می کند. وقتی که می فهمد داماد خانواده شان پول های امانتی او را بالا کشیده است باز هم به سراغ فرانک می رود و این بار به شکلی جدی تر به ایده ی کشت و پرورش گیاه قورباغه فکر می کنند.

این ایده آن ها را به تایلند می کشاند. جایی این گیاه برای اولین بار بعد از گذر از کلمبیا در آن جا کشت شده است. میل به دست آوردن قورباغه چشم های رامین را کور کرده است. او با رسیدن به تایلند خودش را به یکی از گنگستر های بانکوک می رساند و همه ی پول های فرانک را در ازای به دست آوردن بذر گیاه قورباغه دو دستی تقدیم این گنگستر سیسیلی می کند و هیچ چیز دستش را نمی گیرد.

نهایتا اما برای انتقام نقشه ای می کشد و پول ها را پس می گیرد اما مورد اصابت گلوله قرار می گیرد و به پایان قصه اش می رسد.

رامین از ابتدای داستان تا انتها طوری رفتار می کند که انگار باهوش ترین فرد جهان است. انگار که با ذهن و فکر و نقشه هایش می تواند همه چیز و همه کس را کنترل کند. انگار که می تواند دست هر کسی را بخواند و واکنش مناسبی بروز دهد. او با نگاه و سکوت و حرف و صورتش این باور را به اطرافیانش القا می کند که صاحب این هوش منفی و سیاه است.

اما آن چه از او در واقعیت می بینیم شکست و شکست و شکست است. او در همه ی نقشه هایش شکست می خورد. از همان ابتدا و با فکر دزدی از نوری شکست می خورد. بعد تر در جنگ یا صلح با سروش طوری پیش می رود که نهایتا از عواید هیچ کدام از این دو رویکرد بهره مند نمی شود. در جدال با لیلا شکست می خورد، در کشمکش با نوری می بازد و حتی در مقابل شمس آبادی نادیده نیز مغلوب است. حرف های بی سر و ته نریشن های شبیه به سخن بزرگان او در اصل ضعف او تاثیری نمی گذارد.

قورباغه بعد از شروع جنجالی اش در ادامه با کشمکش های جذاب میان نوری و کاراکتر های سر راهش و با فضا سازی تازه ی سریال خوب پیش می رود اما باز هم در قسمت های پایانی افت می کند و نهایتا با پایانی نه چندان راضی کننده به کارش پایان می دهد.

آن چه میان نوری و سایر کاراکتر ها و آن چه میان کاراکتری چون لیلا با شمس و آبادی و نوری می گذرد به قوام کنش های دیگر نیست و این پایان بندی سریال را دچار لکنتی اساسی می کند. قسمت پایانی قورباغه به اندازه ی یک فیلم سینمایی ماجرا دارد اما همه  این ماجرا ها با سر هم بندی بدی به یکدیگر وصل شده اند و خودشان نیز استحکامی ندارند.

رسیدن به تایلند و وارد معامله شدن با خلافکار های بانکوک و آدم ربایی و اشتباهات عجیب رامین و در میان همه ی این ها عشق فرانک به رامین و... هیچ کدام به اندازه ی کافی نمی تواند از اهمیت درخوری برخوردار شود و همگی آن ها همچون محل گذری برای رامین برای رسیدن به پایان سهل انگارانه ی سریال عمل می کنند.

در نهایت سریال قورباغه با کیفیتی بسیار بالاتر از رقبایش در شبکه ی نمایش خانگی و با کیفیتی کم تر از آن چه از آن انتظار می رفت به پایان می رسد. سریالی که در طول مدت پخشش مخاطبان زیادی را به خود جذب کرد و رکورد های خوبی هم به جای گذاشت...

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه

دیگر رسانه ها