|

روایت فیلمی که بسیار جلوتر از زمان خود بود

آخر هفته و کافه فیلم؛ فیلمی آخرالزمانی درباره روزی که انسان دیگه نتونه بچه‌دار بشه

فیلم «فرزندان بشر» روایت نازایی بشر در آخرالزمان است و فروپاشی تمدن را در سکوت، فرسایش تدریجی و مرگ امید به تصویر می‌کشد.

لینک کوتاه کپی شد

شایانیوز- فیلم «فرزندان بشر» یکی از نادرترین نمونه‌های سینمای آخرالزمانی است که به ‌جای تکیه بر فاجعه‌های عظیم، جلوه‌های ویژه اغراق‌آمیز یا نابودی ناگهانی جهان، فروپاشی تمدن را در سکوت، فرسایش تدریجی و مرگ امید، هنرمدانه به تصویر می‌کشد؛ جهانی که با نازایی بشر به پایان خود نزدیک می‌شود. کارگردان در این اثر، آینده‌ای را ترسیم می‌کند که  بسیار آشناست؛ آینده‌ای که  امتداد منطقی امروز است.

کارگردان: آلفونسو کوارون

نویسندگان فیلمنامه: آلفونسو کوارون، تیموتی جی. سکستون (با اقتباس آزاد از رمان پی. دی. جیمز)

ژانر: علمی–تخیلی، درام، سیاسی–آخرالزمانی

klsglkn_bnd

داستان فیلم

ماجرا در سال ۲۰۲۷ می‌گذرد؛ زمانی که بشر به‌ مدت ۱۸ سال است توانایی زایش خود را از دست داده و آخرین نوزاد متولد شده اکنون مرده است. جهان در حال فروپاشی است، کشورها یکی پس از دیگری سقوط کرده‌اند و تنها بریتانیا، آن هم در قالب یک دولت اقتدارگرا و شبه‌نظامی، هنوز سر پا مانده است. مرزها بسته‌اند، مهاجران به اردوگاه‌های غیرانسانی منتقل می‌شوند، خشونت نهادینه شده و امید به آینده عملاً از میان رفته است.

در این بستر تیره، شخصیت اصلی فیلم، تئو فارون (با بازی کلایو اوون)، کارمند سابق دولت و مردی سرخورده، بی‌انگیزه و از نظر عاطفی تهی است که همسر و فرزندش را در گذشته از دست داده و عملاً به زندگی روزمره بی‌معنا تن داده است. زندگی تئو زمانی دگرگون می‌شود که ناخواسته درگیر مأموریتی می‌شود برای حفاظت از «کی»، زنی مهاجر که برخلاف تمام پیش‌فرض‌های جهان، باردار است؛ بارداری‌ای که می‌تواند معنای پایان یا آغاز دوباره تاریخ بشر باشد.

سفر تئو و کی، سفری صرفاً فیزیکی نیست؛ بلکه حرکتی تدریجی از بی‌تفاوتی به مسئولیت، از انفعال به فداکاری و از مرگ درونی به احیای اخلاق انسانی است. فیلم در طول این مسیر، تماشاگر را نه با امیدی شعاری، بلکه با پرسشی دردناک مواجه می‌کند: آیا انسان، حتی اگر فرصت نجات داشته باشد، شایسته آن هست؟

pdjgpjdfkhkdb

جهان فیلم؛ سیاست، مهاجرت و فروپاشی تمدن

یکی از مهم‌ترین نقاط قوت «فرزندان بشر» تصویرسازی سیاسی آن است. کوارون آینده را نه به‌عنوان دنیایی کاملاً بیگانه، بلکه به‌عنوان نسخه‌ای افراطی‌شده از وضعیت کنونی ترسیم می‌کند:

مهاجران به‌ عنوان تهدید امنیتی معرفی می‌شوند،

رسانه‌ها مرگ را عادی‌سازی می‌کنند،

دولت با شعار «امنیت» آزادی را قربانی می‌کند،

و جامعه‌ای خسته، فروپاشی اخلاقی را پذیرفته است.

اردوگاه‌های مهاجران، سربازان مسلح در خیابان‌ها، تبلیغات دولتی و بی‌تفاوتی شهروندان، همگی یادآور بحران‌های معاصر جهان‌اند؛ از پناهجویان و ملی‌گرایی افراطی گرفته تا سیاست‌های ضدانسانی در پوشش نظم و ثبات. فیلم به‌وضوح نشان می‌دهد که نابودی بشر لزوماً با پایان تکنولوژی یا جنگ هسته‌ای آغاز نمی‌شود، بلکه می‌تواند از جایی شروع شود که دیگر کسی به آینده باور ندارد.

lsdjgkldfjll_fg

زبان سینمایی و سبک کارگردانی

از نظر فرمی، «فرزندان بشر» یک شاهکار تکنیکی است. استفاده از ‌سکانس‌پلان‌های طولانی، دوربین روی دست و میزانسن‌های شلوغ اما کنترل ‌شده، تماشاگر را به دل وقایع پرتاب می‌کند و حس ناامنی، اضطراب و بی‌پناهی را عیناً منتقل می‌کند. صحنه‌هایی مانند تعقیب‌وگریز در خودرو یا نبرد شهری در پایان فیلم، نه برای نمایش قدرت بصری، بلکه برای ایجاد تجربه‌ای وجودی طراحی شده‌اند.

نورپردازی سرد، رنگ‌های خاکستری و طراحی صحنه‌ای که عمداً فرسوده، آلوده و بی‌روح است، جهان فیلم را به موجودی زنده اما در حال مرگ تبدیل می‌کند. در این دنیا، حتی آثار هنری بزرگ مانند «گرنیکا»ی پیکاسو در قفس‌های شیشه‌ای نگهداری می‌شوند.

نقد مفهومی

«فرزندان بشر» فیلمی درباره امید است، اما نه امیدی ساده‌لوحانه یا رمانتیک. این امید، شکننده، پرهزینه و اخلاقی است. فیلم می‌پرسد:

اگر آینده‌ای وجود نداشته باشد، اخلاق چه معنایی دارد؟

آیا انسان بدون چشم‌انداز نسل بعد، هنوز انسان می‌ماند؟

و آیا نجات بشر صرفاً زیستی است یا اخلاقی؟

فیلم به ‌طرز هوشمندانه‌ای از اسطوره‌های مذهبی نیز بهره می‌گیرد؛ بارداری کی، تداعی ‌کننده تولدی نجات‌بخش است، اما بدون قدیس‌سازی یا معجزه‌سازی آشکار. نجات در این فیلم نه از آسمان، بلکه از دل تصمیم‌های سخت، ترس، فداکاری و مسئولیت فردی زاده می‌شود.

hbfgnfnjfjfn

اقتباس ادبی

فیلم «فرزندان بشر» اقتباسی آزاد از رمانی به همین نام نوشتهٔ پی. دی. جیمز است، اما این اقتباس اصلاً ترجمهٔ سینمایی یک متن ادبی نیست؛ بلکه بازنویسی آن در بستر سیاست، جامعه و بحران‌های معاصر است. رمان جیمز، اثری محافظه‌کارانه‌تر با تمرکز بر نظم، اقتدار و بازگشت به ساختارهای سنتی است؛ اما  آلفونسو کوارون آگاهانه این لایه‌ها را کنار می‌زند و جهان فیلم را به میدانی برای نقد قدرت، فروپاشی اخلاق عمومی و بی‌معنایی نهادهای سیاسی بدل می‌کند. در فیلم، ناباروری نه یک بحران زیستی صرف، بلکه نشانه‌ای از سترونی تاریخی، فکری و انسانی تمدنی است که دیگر توان بازتولید معنا ندارد. این فاصله‌گیری از متن اصلی، نه ضعف که نقطهٔ قوت فیلم است؛ زیرا کوارون به‌ جای وفاداری صوری به رمان، به روح زمانه وفادار می‌ماند.

hbgdnfnrjy

جایگاه فیلم در تاریخ سینمای سیاسی–آخرالزمانی

برخلاف بسیاری از آثار آخرالزمانی که بر بقا، خشونت و فروپاشی فیزیکی جهان تمرکز دارند، «فرزندان بشر» فیلمی دربارهٔ «ادامه دادن» است؛ نه در معنای زیستی، بلکه در معنای اخلاقی و انسانی آن. این اثر را می‌توان در امتداد سنتی از سینمای تفکرمحور قرار داد که آثاری چون Blade Runner، اقتباس‌های سینمایی 1984 و حتی The Road را شامل می‌شود، اما تفاوت بنیادین آن در حذف قهرمان‌گرایی کلاسیک و جایگزینی آن با انسانی خسته، بی‌اعتقاد و فرسوده است. آخرالزمان در این فیلم با عادی ‌شدن فاجعه تعریف می‌شود؛ جایی که اردوگاه‌های پناهجویان، خشونت پلیس و مرگ کودکان بخشی از نظم روزمره شده‌اند. به همین دلیل، فیلم بیش از آنکه دربارهٔ آینده باشد، آیینه‌ای بی‌رحم از اکنون است.

hfddbd

واکنش منتقدان 

«فرزندان بشر» در زمان اکران، برخلاف ارزش هنری و فکری‌اش، موفقیت تجاری چشمگیری نداشت؛ اما تاریخ سینما بار دیگر نشان داد که برخی فیلم‌ها برای فهمیده‌ شدن به زمان نیاز دارند. در سال‌های بعد، این اثر به ‌تدریج در فهرست مهم‌ترین فیلم‌های قرن 21 قرار گرفت و امروز به‌ عنوان یکی از دقیق‌ترین پیش‌بینی‌های سینمایی از بحران مهاجرت، فروپاشی دموکراسی‌های لیبرال و زوال امید جمعی شناخته می‌شود. بسیاری از منتقدان معاصر، فیلم را جلوتر از زمان خود می‌دانند.

برای مخاطبی که به سینمای معناگرا و پرسش‌های بنیادین درباره سرنوشت انسان علاقه‌مند است، «فرزندان بشر» تجربه‌ای ماندگار است که مدت‌ها پس از پایان تیتراژ، ذهن را رها نمی‌کند.

«فرزندان بشر» مخاطب را با پرسشی بنیادین تنها می‌گذارد: اگر امید دیگر زاده نشود، انسان بودن چه معنایی خواهد داشت؟ آیا آینده صرفاً در تولد خلاصه می‌شود، یا در توان ما برای حفظ انسانیت، حتی زمانی که همه ‌چیز علیه آن است؟ این فیلم پاسخی قطعی ارائه نمی‌کند، اما با جسارتی کم‌نظیر نشان می‌دهد که شاید خطرناک‌ترین فاجعه، ناباروری بدن نباشد، بلکه ناباروری وجدان، همدلی و مسئولیت انسانی است.

پیشنهادات ویژه
پیشنهادات ویژه
دانش آراستگی
دیدگاه تان را بنویسید

آشپزی
خانه داری
تفریح و سرگرمی
دنیای سلبریتی ها