دیپلماسی به تنگه هرمز بازمی گردد؟
ترامپ بمباران، محاصره و اکنون یک عملیات اسکورت مبهم را امتحان کرده است - و ایران هنوز تنگه هرمز را کنترل میکند.
اندیشکده آمریکایی شورای روابط خارجی نوشت: دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده آمریکا روز یکشنبه (۱۲ اردیبهشت) اعلام کرد که ایالات متحده عملیاتی را برای کمک به نفتکشها و کشتیهای باری گرفتار در خلیج فارس آغاز کرد تا کشتی ها بتوانند از این آبراه عبور کنند.
به گزارش «شایانیوز» و به نقل از ایرنا، ۲ ناوشکن نیروی دریایی ایالات متحده روز دوشنبه (۱۳ اردیبهشت) وارد خلیج فارس شدند و دو کشتی تجاری با پرچم آمریکا نیز از آن خارج شدند. ایران در واکنش، با حمله به کشتیهای تجاری و هدف قرار دادن امارات متحده عربی با موشک و پهپاد برای نخستین بار از زمان آغاز آتشبس پاسخ داد. نیروهای ایرانی همچنین به ناوهای آمریکا آتش هشدار گشودند و نیروهای آمریکایی در واکنش، ۶ قایق کوچک ایرانی را منهدم کردند.
تلاش برای باز کردن تنگه هرمز با زور میتواند بار دیگر درگیری گستردهتری را شعلهور کند و ناوهای آمریکا را در یک آبراه باریک، با زمان اندک برای واکنش، در معرض حملات ایران قرار دهد.
در چنین شرایطی، همه این تحولات ممکن است به سرعت «پروژه آزادی» را—که شامل وعدههای مبهم کمک نظامی بدون اعلام عملیات کاروانی مشخص است به یک اقدام ناقص و شتابزده دیگر در درگیریای تبدیل کند که پیوسته با خطا و تصمیمات ناپایدار همراه بوده است. تا زمانی که ایران توانایی حمله به کشتیهای تجاری را حفظ کند، شرکتهای کشتیرانی اندکی حاضر خواهند بود این مسیر پرخطر را طی کنند.
زمانی که ایالات متحده و اسرائیل جنگ علیه ایران را آغاز کردند، ترامپ با اطمینان خواستار «تسلیم بیقید و شرط» ایران شد و مطمئن بود که جنگ در «چهار تا پنج هفته» پایان مییابد.
اما بیش از دو ماه بعد، این تحولات نشان میدهد که جنگ مطابق انتظار ترامپ پیش نرفته است. در مقابل، ایران با استفاده از پهپادها، قایقهای تندرو و مینها، عملا تنگه هرمز را که مسیر عبور ۲۰ درصد نفت جهان است، با اختلال جدی مواجه کرده است.
ترامپ در ابتدا تلاش کرد با تهدید به بمباران زیرساختهای انرژی و پلهای ایران، این کشور را به عقبنشینی وادار کند. او در ۷ آوریل(۱۸ فروردین) هشدار داد که «یک تمدن کامل امشب نابود خواهد شد و دیگر هرگز بازنخواهد گشت».
با این حال، این تهدیدها عملی نشد، احتمالا به این دلیل که ایران اعلام کرده بود در پاسخ، زیرساختهای انرژی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد. در نتیجه، ترامپ آتشبسی ۲ هفتهای (که اکنون نزدیک به یک ماه ادامه یافته) اعلام کرد، وارد مذاکرات با تهران شد و همزمان در ۱۲ آوریل(۲۳ فروردین) محدودیتهایی بر صادرات نفت ایران از تنگه هرمز اعمال کرد.
ترامپ به نظر میرسد تصور میکند این محاصره همان ابزار تعیینکنندهای است که سرانجام ایران را وادار به تسلیم خواهد کرد. او در ۲۳ آوریل(۳ اردیبهشت) به خبرنگاران گفت: اگر آنها نتوانند نفتشان را صادر کنند، کل زیرساخت نفتیشان منفجر خواهد شد. همچنین هفته گذشته اظهار داشت: این محاصره هوشمندانه است. حالا مجبورند کوتاه بیایند و بگویند تسلیم میشویم.
با این حال، این اعتماد به کارایی محاصره آمریکا بر پیشبینیهای خوشبینانهای استوار است که بر اساس آن ایران بهزودی ظرفیت ذخیرهسازی نفت صادراتنشده خود را از دست میدهد و در صورت توقف تولید، زیرساختهای نفتیاش آسیب دائمی خواهد دید. بسیاری از کارشناسان حوزه انرژی نسبت به این ادعاها تردید دارند.
رابین میلز کارشناس صنعت نفت در گزارشی برای مرکز سیاست انرژی جهانی دانشگاه کلمبیا نوشت که «محاصره صادرات نفت ایران توسط آمریکا نه خسارت فاجعهبار و نه حتی خسارت بسیار جدی به صنعت بالادستی نفت ایران وارد خواهد کرد. در صورت رفع محاصره، ایران احتمالا میتواند به سرعت تولید خود را به حدود ۷۰ درصد بازگرداند و طی چند ماه بخش عمده ظرفیت پیش از جنگ را بازیابی کند.»
اما تهران مسیرهای تجاری خود را از خلیج فارس به سمت دریای خزر و مسیرهای زمینی به کشورهای همسایه مانند آذربایجان، چین، پاکستان، ترکیه و ترکمنستان تغییر داده است. ایران برخلاف کشورهایی مانند کوبا، بهسادگی با محاصره دریایی منزوی نمیشود.
شاید به همین دلیل است که ترامپ اکنون به بررسی ازسرگیری حملات هوایی علیه ایران فکر میکند. بنا بر گزارشها، فرماندهی مرکزی ایالات متحده فهرست جدیدی از اهداف در ایران تهیه کرده و برخی جریانهای تندرو به ترامپ میگویند که او میتواند با چند هفته حمله هوایی «کار را تمام کند». با این حال، شواهدی وجود ندارد که نشان دهد قدرت هوایی آمریکا در ماه جاری میلادی بیش از اسفندماه تعیینکننده خواهد بود و در مقابل، خطر آن وجود دارد که این حملات موجب واکنش شدیدتر ایران علیه زیرساختهای انرژی در سراسر خلیج فارس شود.
اقدامات آمریکا برای کمک به عبور کشتیهای تجاری از تنگه هرمز در برابر محاصره ایران نیز ممکن است نتیجه مشابهی داشته باشد و تنها رنج ناشی از این بحران را افزایش دهد؛ بحرانی که آنتونیو گوترش دبیرکل سازمان ملل متحد، هشدار داده است که «اقتصاد جهانی را خفه میکند».
هرچه زودتر ترامپ بپذیرد که راهحل نظامی برای این بحران وجود ندارد، بهتر خواهد بود. تنها راه برونرفت از این بنبست، دیپلماسی است. به گزارش آکسیوس، تهران اکنون پیشنهاد یک مهلت یکماهه برای مذاکره درباره بازگشایی تنگه هرمز و پایان دائمی جنگها در ایران و لبنان و سپس یک ماه مذاکرات دیگر برای حل مسئله هستهای را مطرح کرده است.
اگرچه این ضربالاجلها ممکن است بیش از حد خوشبینانه باشند—زیرا توافق هستهای سال ۲۰۱۵(۱۳۹۴) نزدیک به دو سال طول کشید اما بازگشایی سریع تنگه هرمز در صورت لغو محاصرههای متقابل امکانپذیر است.
در مجموع، آنچه اکنون پس از شکست سنگین عملیات موسوم به «خشم حماسی» میتوان بهطور واقعبینانه به آن امید داشت، بازگشت به وضعیت پیش از جنگ است؛ زمانی که تنگه هرمز برای همه کشورها باز بود.