|

آرمان از مادر غزاله تقاضای عفو کرد؛ التماس‌های آخر برای رهایی از اعدام

روز گذشته (۱۷ مهرماه ۱۴۰۰) جلسه صلح و سازش پرونده جنجالی آرمان با خانواده غزاله در دادسرای جنایی تهران برگزار شد.

لینک کوتاه کپی شد

قصاص آرمان آخرین مرحله از رسیدگی به پرونده است. حکم قصاص آرمان بعد از رسیدگی‌های قضایی صادر شد و با گذر از پیچ و خم‌ها و طی روال قانونی بالاخره حکم قصاص آرمان در دیوانعالی کشور مهر تائید خورد و این حکم در مرحله اجرا قرار گرفت. هر چند زمان دقیق اجرای قصاص آرمان هنوز مشخص نیست، اما تلاش خانواده آرمان برای جلوگیری از اجرای حکم قصاص آرمان در جریان است.

به گزارش «شایانیوز» و به نقل از رکنا، صبح دیروز آرمان از زندان رجایی شهر کرج به دادسرای جنایی تهران منتقل شد و این در حالی بود که خانواده غزاله به دعوت قاضی شهریاری، سرپرست دادسرای جنایی تهران نیز برای برگزاری جلسه صلح و سازی در دادسرا حاضر شده بودند.

در این جلسه که پدر و مادر آرمان هم در آن حاضر بودند؛ قاضی شهریاری گفت: «آرمان در شرایطی ناخواسته مرتکب قتل شده و چیزی بیشتر از آنچه تا به حال عنوان کرده نمی‌داند. در این سال‌ها که او در زندان به سر برده نشان داده که مستحق بخشش است، چون انسان بدذات و بدکاره‌ای نیست. او دچار لغزش و خطایی بزرگ شد که موجب بر هم خوردن دو زندگی شد. هر دو خانواده زندگی شان بهم خورده است و خانواده آرمان در این مدت علاوه بر لمس کردن مرگ تدریجی پسرشان در زندان و انتظار سخت برای بخشش یا اعدام او، تلاش کردند تا به نوعی با خانواده غزاله همدردی کنند و از در مدت ۷ سال از آنان به هر نحوی درخواست بخشش نمایند.»

شهریاری با دلجویی از خانواده غزاله شکور که دختر خود را در اوج جوانی از دست داده اند تلاش کرد رضایت آن‌ها را جلب کند تا از قصاص آرمان صرف نظر کنند. در همان حال مادر آرمان با گریه به پای مادر غزاله افتاد و از او تقاضای عفو و بخشش کرد. وی گفت آرمان را به مادر ببخش خودتان یک مادر هستید و غم نبود فرزند را حس کرده اید و من حاضرم مرا به جای آرمان اعدام کنید. بار‌ها به دست و پای شما افتاده ام که به التماس‌های دل یک مادر که ۷ سال با سایه مرگ پسرش جدال می‌کند، گوش بدهید.

مادر غزاله هم در حالی که اشک هایش را پاک می‌کرد، گفت: «۷ سال است که روزگار ما سیاه شده است. فقط همین یک دختر را داشتم و برای او امید و آرزو‌های زیادی داشتم. او را طوری بزرگ کردم که کمبودی نداشته باشد و در رفاه باشد. اما یکدفعه آرمان تمام نقشه‌هایی را که برای آینده غزاله داشتم نابود کرد و ما بدبخت شدیم. با این وجود من به آرمان فرصت دادم، اما او و خانواده اش پرونده را به سمت و سویی کشاندند که ما مجبور بودیم به جای احقاق حق، ثابت کنیم که دخترمان واقعا از بین رفته است. همه این‌ها قلب ما را بیشتر به درد آورد و باعث شد به جایی برسیم که دیگر نمی‌توانیم به گذشت از قصاص فکر کنیم.»

376000_450

آرمان از مادر غزاله تقاضای عفو کرد

پدر آرمان هم در پاسخ به حرف‌های مادر غزاله گفت: «آرمان هر کاری کرد از روی حماقت و نادانی انجام داده است. اگر آرمان درایت درستی داشت این اتفاق نمی‌افتاد. نباید عشق او را به غزاله به عشق افرادی در رده خودتان مقایسه کنید. من و همسرم به دست و پای شما می‌افتیم و از شما تقاضای بخشش داریم. اما اگر مستندی روی پرونده گذاشتیم تنها برای نجات فرزندمان بود که در انتظار چوبه دار است. کدام پدر و مادری می‌تواند دست روی دست بگذارد تا فرزندش حتی اگر خطار کار هم باشد؛ اعدام شود؟»

آرمان هم رو به مادر غزاله گفت: «می دانم که مستحق مجازات هستم، اما از شما می‌خواهم که من را به مادر و پدرم و به برادرم ببخشید.» جلسه صلح و سازش در دادسرای جنایی در حالی پایان پیدا کرد که تا این لحظه خانواده غزاله تصمیمی برای بخشیدن آرمان ندارند.

اسفند ماه سال ۹۲ یکی از مرموزترین پرونده‌های جنایی، با ناپدید شدن دختر جوانی به نام غزاله و دستگیری پسر مورد علاقه او به نام آرمان کلید خورد. رسیدگی به پرونده قضایی، با اعلام مفقودی غزاله از سوی خانواده اش آغاز شد. این در حالی بود که ماموران پلیس با مظنون شدن به آرمان وی را بازداشت کردند. آرمان که در ابتدا از سرنوشت غزاله اظهار بی اطلاعی کرد، پس از طی مراحل بازجویی از جزئیات ارتباط خودش با غزاله گفت.

آرمان در اولین اعتراف خود گفت:"مدتی بود به غزاله علاقه داشتم. روز حادثه غزاله مقابل خانه مان  آمد، با هم بحثمان شد و او را هل دادم. زمین خورد و از سرش خون آمد و ...   یکدفعه متوجه شدم که دیگر نفس نمی‌کشد. از ترس، غزاله را داخل یک چمدان گذاشتم و در سطل زباله شهرداری انداختم. " در حالی که دوربین‌های مدار بسته اطراف منزل آرمان، لحظه خروج او با چمدان را ضبط کرده بودند، اما هرگز اثری از جسد غزاله پیدا نشد.

با طی روند قضایی پرونده، آرمان پای میز محاکمه رفت، اما این بار گفت:"اعترافات اولیه من تحت فشار بود. آن روز غزاله موقع خارج شدن از خانه مان در پله‌ها زمین خورد. من با دیدن خون در راه پله شوکه شدم و از ترس اینکه راز ورود او به خانه مان فاش شود، غزاله را در چمدان گذاشتم و به سطل زباله انداختم. "

دادگاه بعد از شنیدن اظهارات آرمان، بنا بر ادله موجود وی را به قصاص محکوم کرد و حکم صادر شده به مرحله اجرا درآمد. اما درست در لحظه اجرای حکم، پدر و مادر غزاله به عنوان اولیای دم، به آرمان مهلتی یک ماهه دادند. با دادخواست اعاده دادرسی از سوی متهم، وی بار دیگر پای میز محاکمه رفت و این بار هم در دفاع از خود گفت که عامل قتل غزاله نیست.

با رسیدگی مجدد به پرونده، قضات دادگاه بار دیگر آرمان را به قصاص محکوم کردند. حکم صادر شده در دیوانعالی کشور مهر تائید خورد و در مرحله اجرا قرار گرفت.

دیدگاه تان را بنویسید

 

پیشنهادات ویژه