روحی و روانی

روحی و روانی

شوهرم را تعقیب کردم و فهمیدم با دختر۱۶ ساله ازدواج کرده!

متوجه شدم در منطقه پایین شهر وارد منزل فردی غریبه شد و چند دقیقه بعد در حالی از آن خانه خارج شد و پشت فرمان پرایدش نشست که دختری کم سن و سال او را همراهی می‌کرد. آن‌ها به منطقه ییلاقی طرقبه رفتند و داخل رستوران شدند

اعترافات تلخ نامادری جنایت کار عسل 10 ساله: کمرش را با زانو شکستم

به عسل گفتم به داخل اتاق برود تا من لباس هایم را عوض کنم، اما او گوش نکرد که عصبانی شدم. ابتدا چند سیلی و مشت زدم و بعد هم کمرش را با زانو شکستم. زمانی که زانو را روی کمرش گذاشته بودم و کمرش را به بالا کشیدم صورتش روی زمین افتاد و بی حرکت شد که به مادرم زنگ زدم.