ملکه ی گدایان

ملکه ی گدایان

فاصله و دوری میان البرز و افرا...!

البرز و افرا برای رسیدن به یکدیگر باید مانع ها را کنار بزنند. خورشید از یک طرف، آریا هم از یک طرف...! و اما لعیا...!

این داستان ادامه دارد!

((قسمت پایانی فصل اول)): البرز، خورشید و وصالی که در اوج امنیت رخ می دهد. اما عشق... ! (این داستان ادامه دارد)

این قصه سر دراز دارد!؟

افرا، البرز و آغاز بحرانی تاز! آریا، پارسا و اتفاقی پیش بینی نشده!

هیچ کس از سرنوشت خبر نداره!

خورشید از هتل با خواهرش تماس می گیرد و وانمود می کند که مشکلی با او ندارد و...

غلط کردی گفتی دوست دارم!

آریا به پای پارسا و لعیا پیچیده و می خواهد بداند در باغ ویلا چه خبر است که خبری می رسد و...

عاشقانه در آزمایشگاه

خورشید به لعیا شک کرده و در این راستا اتفاق ناگواری رقم می خورد که...

بمب البرز شمس در راه است...!

تعادل جدیدی که میان شخصیت های داستان ملکه ی گدایان شکل گرفته است می تواند به دست های داریوش بر هم بخورد.

ملکه گدایان قسمت 12؛ سیم آخر افرا

البرز، سارا، آزمایشگاه شیمی و افرای عاشقی که به دنبال معشوق در به در می شود...

البرز در محاصره ی لاشخور ها

و اینک عشق، توطئه، واقعیت، دروغ، شبیر با ادعای خود همه چیز را به هم می ریزد...

قسمت نهم ملکه گدایان و شکست عشقی در مفت آباد

اهداف ملکه برای گرفتن هویت البرز کم کم در حال هویدا شدن است که دلبستگی البرز به افرا قوت می گیرد و در آن سوی، آریا وارد بحرانی جدید می شود...

رونمایی از چهره ی واقعی ملکه در قسمت هشتم

با روشن شدن چهره ی واقعی ملکه داستان شکلی تازه به خود می گیرد. لعیا از طرفی خواهرش را فریب می دهد و خود را به عنوان محرم اسرارش جا می زند و از سویی دیگر سعی می کند البرز را به سمت تولید مواد مخدری بکشاند

افرا وا مانده از همه جا...!

البرز و آریا در خیریه به هم رسیده اند و انگار هیچکدام از هویت دیگری خبر ندارند. افرا هم به دستور ملکه برای گدایی کردن، از شبیر نوزاد گرفته و راهی چهارراه شده است که درگیر ماجرایی غافلگیر کننده می شود.

قسمت پنجم سریال ملکه ی گدایان؛ ملکه چه کسی است؟

خسرو به هوش آمده است و البرز در پی کشف هویت خود می خواهد به او متوسل شود که پارسا کماکان مانع او می شود. همه چیز گره خورده است که لعیا از راه می رسد...

قسمت چهارم ملکه گدایان؛ البرز؛ مغلوب بازی ملکه!

سارا به البرز گفته است که خورشید ملکه است و همه توطئه ها زیر سر مادر است.

ملکه گدایان قسمت سوم؛ در مفت آباد خون به پا می شود!

افرا از نام ملکه به عنوان زنی که پشت همه ی توطئه هاست رونمایی کرده و منتظر عاقبت آن است. ملکه قرار است به مفت آباد بیاید و همه ی بچه ها مضطرب هستند و چشم به راه ملکه ای که تا به حال ندیده اند اما در مفت آباد خون به پا می شود و خبری تلخ و هولناک به البرز می رسد...!

شروع بازی آقای شیمیدان!

همه اطرافیان البرز ادعا می کنند او یک متکدی می باشد. همه البرز را فردی دچار اختلال ذهنی می دانند که هر بار هویتی متفاوت به خود می گیرد، همه این تئوری را قبول دارند به جز خود البرز که احساس می کند توطئه ای در کار است! او برای حل این معما راهی مکانی غریب به نام مفت آباد می شود...

ملکه گدایان و شروعی نه چندان ناامید کننده

«البرز شیمیدان ساکن آلمان است. قرار است در ترکیه با نامزدش ازدواج کند. همه چیز برای یک مراسم به یاد ماندنی مهیا است که خبر می رسد پدر البرز به کما رفته است. البرز با گذشته ای مبهم، از بازگشت به ایران هراس دارد اما برای آخرین ملاقات با پدر، راهی جز بازگشت به ایران ندارد...»