نزاع بیسابقه در فوتبال برتر؛ 4 مدیر استقلال به جان هم افتادند!
در برنامه فوتبال برتر، بحث واعظ آشتیانی و علی خطیر از کلکل و کنایه آغاز و با ورود حجت کریمی به اتهامزنیهای متقابل و جنجال تازهای انجامید
استودیوی برنامه «فوتبال برتر» در شهرک سینمایی غزالی این بار صحنه یک بحث پرحاشیه شد؛ جایی که حضور همزمان چهار چهره سابق مدیریتی استقلال، فضای برنامه را تحت تأثیر قرار داد. گفتوگوی میان این افراد در بخشهایی به کلکل، کنایه و جدل کشیده شد و همین موضوع به یکی از نکات قابل توجه برنامه تبدیل شد.
به گزارش «شایانیوز» به نقل از ورزش سه؛ در ابتدا این امیررضا واعظ آشتیانی بود که به عنوان مهمان ویژه فرصت حرف زدن پیدا کرد و از همان ابتدا ساز مخالفت با اعضای ارشد فدراسیون فوتبال را کوک کرد. او اعلام کرد انتظار داشته مدیران ارشد فدراسیون نیز در این مناظره حضور پیدا کنند؛ موضوعی که به نوعی شخصیت حقوقی طرف مقابل را زیر سؤال میبرد.
اما در ادامه، کلیدواژههایی مثل «استراتژی» و «نتیجه» از سوی واعظ آشتیانی مطرح شد که پاسخ تند علی خطیر را به همراه داشت. خطیر در واکنش به صحبتهای او، به نوعی سعی کرد تخصص و البته تجربه واعظ آشتیانی در مدیریت باشگاه استقلال و همچنین فدراسیون دوچرخهسواری را زیر سؤال ببرد.
این مکالمه پر تنش از جایی آغاز شد که در ابتدا امیررضا واعظ آشتیانی از ضرورت مطالبهگری صحبت کرد و این موضوع را به این مسئله مرتبط ساخت که مدیران ارشد فدراسیون حق پرسش گری را از مردم گرفتهاند و آنها را متهم به غارنشینی میکنند. در ادامه مدیرعامل سابق استقلال با یک سوال بحث را آغاز کرد: واقعا استراتژی فدراسیون فوتبال از زمان مدیریت مهدی تاج از ابتدا فعالیتش در فدراسیون فوتبال تا به امروز چه بوده؟ ریل گذاری ایشان چه بوده است؟
وی در ادامه سعی کرد جایگاه طرف مقابل را زیر سوال ببرد و گفت: زمانی که از من دعوت کردند که به برنامه بیایم، فکر میکردم که نفر اول و دوم فدراسیون اینجا خواهند آمد و پاسخگو هستند. البته برای دوستان احترام قائل هستم اما مدیران ارشد باید پاسخ میدادند که فوتبال چه استراتژی خاصی دارد؟ به جای بهانه جویی باید به سمتی برویم که بپذیریم چه اشتباهاتی داشتهایم و این خودش یک نوع شجاعت و جسارت است.
زمانی که فرصت به علی خطیر رسید، او واکنش مستقیم به حرفهای واعظ آشتیانی داشت. موضوعی که ثابت میکرد انتهای این بحث تنش خواهد بود. خطیر در شروع صحبتهای خود گفت: ما اینجا هستیم که مصداقی صحبت کنیم و بتوانیم جواب بدهیم. درباره کلی گویی و مشکلات فوتبال و جامعه میشود ۲ ساعت صحبت کرد. من و آقای علوی اینجا هستیم تا آنجایی که میتوانیم مشکلات را بررسی کنیم تا ببینیم چه مقدار فدراسیون مقصر است. یک سری از مشکلات خارج از عهده فدراسیون است و در آن نقشی ندارد (مثل مشکلات اقتصادی، جنگ و …). اگر بخواهیم کلی گویی کنیم به نتیجه نمیرسیم.
زمانی که فرصت به واعظ آشتیانی رسید او این گونه جواب خطیر را داد: ما برای حرف زدن تعارف نداریم. آقایون ما را متهم به کلی گویی نکنند. اگر مفهوم مدیریت را میدانیم وقتی می گوییم استراتژی یعنی چه؟ یعنی افقی را نگاه میکنید و بر اساس آن افق برنامهریزی میکنید و از تونل زمان برای رسیدن به افق استفاده میکنید. استراتژی عملکرد شماست. عملکرد شما این است؛ یعنی شما استراتژی ندارید، ریل گذاری ندارید. شما فکر میکنید آن چه را خودتان میفهمید بقیه هم باید همان را بفهمند. هر کسی یک نگاه کارشناسی دارد. آقایان در فوتبال منافع دارند. من منافعی ندارم که بخواهم سنگ به سینه بزنم. من به عنوان یک مطالبهگر صحبت میکنم. من میگویم استراتژی ندارید و بیایید ثابت کنید که دارید. اصلا موضوع ما حاکمیتی نیست و همه چیز در فوتبال است. انتهای افتخار شما این است که به جام جهانی رفتهاید. میخواهید جزو ۸ سهمیه آسیا نباشید؟ بیایید بگویید چرا تیم امید یا جوانان حذف شده است؟ عملکرد شما میگوید استراتژی ندارید. ادم کارامد ندارید و یک حلقهای درست کردهاید دائم دور آن میچرخید. در ادامه یک استراتژی فیفا هراسی راه میاندازند که کسی حرفی نزند و دخالتی نکند. دوستان مسائلی را مطرح میکنند تا از زیر بار پاسخگویی فرار کنند.
خطیر در مقام پاسخگویی حاضر شد و مستقیم به طرف مقابل گفت: مفهوم ایکه بگوییم استراتژی نداریم یعنی چه؟ من نمیدانم آقای واعظ چه مقدار اطلاعات به ریز دارد. احساس میکنم ایشان فقط اطلاعاتش در حدی است که در رسانهها مطرح میشود و من این را نمیپسندم. ما دوست داریم مصداقی صحبت کنیم. اینکه ایشان میگویید استراتژی ندارید خب من میگویم داریم.
در ادامه میثاقی به میان بحث آمد و گفت: استراتژی ندارید دیگر، شما یک هفته است بازی بعدی تیم ملی را نمیدانید.
که پاسخ خطیر را اینگونه به همراه داشت: آن استراتژی نیست. استراتژی آن چیزی است که آقای مجید جلالی میگوید. یک برنامه ۷۰ صفحهای آوردهاند ولی باید بودجه متناسب برای اجرای آن باشد.
در ادامه میثاقی سوال پرسید که در حال تیم کشی هستید؟ و خطیر پاسخ داد: نه. اصلا! ما باید مصداقی صحبت کنیم و ما جواب بدهیم و دلایلش را بگوییم. ایشان (واعظ آشتیانی) در ابتدای صحبت خود میگوید که ما انتظار داشتیم نفر اول فدراسیون اینجا باشد. من هم انتظار داشتم کسی مقابل من باشد که آگاه به مسائل روز فوتبال باشد نه اینکه کلی صحبت کند.
اما جرقه از اینجا زده شد که یک ته صدا از واعظ آشتیانی شنیده شد که خطاب به خطیر گفت: خیلی سال است در فوتبال هستم و خطیر پاسخ داد: من بیشتر از شما در فوتبال هستم.
در ادامه این بحث پینگ پنگ وار، آشتیانی در حالی که میکروفونش بسته بود خطاب به خطیر گفت: همه شما را به ایجنتی میشناسند.
جوابی که باعث شد خطیر برای چند ثانیه سر خود را به نشانه تاسف تکان دهد و در ادامه اینگونه صحبت کند: من واقعا برای شما متاسف هستم. من اگر میدانستم ایشان هستند اصلا نمیآمدم. شما بلدید فقط حرف بزنید و نقدهای الکی و غیرکارشناسی انجام بدهید. همه شما را میشناسند. ایجنت هم برادر خودت هستی. من کارنامه و مدرکم مشخص است.
واعظ آشتیانی بلافاصله در صحبت خطیر پرید و گفت: این را من نمیگویم. این موضوع را همه میگویند.
خطیر پاسخ داد: آدمهای بی تدبیر این را میگویند.
آشتیانی ادامه داد: مگر ایجنتی بد است؟ من را با سابقه ایجنت نمیشناسند و شما را میشناسند.
در ادامه پس از صحبتهای علوی دوباره نوبت به واعظ آشتیانی رسید و او باردیگر روی صحبتهای قبلی خود پافشاری کرد. وی گفت: من از قبل میدانستم که مجید جلالی یک برنامه جامع داشته که هیئت رئیسه رد کرده است. آن یک استراتژی بوده است.
خطیر میان حرفهای واعظ آمد و گفت: هیئت رئیسه کجا رد کرده است؟ شما میگویید هیئت رئیسه رد کرده. به همین دلیل میگویم تسلط ندارید.
آشتیانی پاسخ داد: شما روح و روانت به هم ریخته است.
خطیر پاسخ داد: نه اصلا. نقد باید منصفانه و بدون غرض ورزی باشد.
واعظ که سعی داشت حرفهای خطیر را قطع کند، ادامه داد: سعی کن به اعصابت مسلط باشی. من عادی صحبت میکنم. ایشان (مجید جلالی) خودش مطرح کرد که برنامه من را رد کردند و جلوی چشم خودش میگویید نه.
خطیر پاسخ داد: شما میگویید من از قبل این را میدانستم. دروغ دارید میگویید.
واعظ آشتیانی در ادامه انگشت خود را به سمت خطیر گرفت و پاسخ داد: دروغگو خودتی. مبنای شما بر دروغ گفتن است و میگویید تا وقتی دروغ است چرا راست بگوییم! من میگویم استراتژی نداریم چون نتیجه نگرفتهاید. این را پاسخ دهید.
در ادامه نوبت به مجید جلالی، خطیر و علوی رسید و انتقاداتی نسبت به روند اجرایی فدراسیون مطرح شد که مورد قبول همه قرار گرفت تا آن جو آتشین برنامه مقدار آرام شود.
در ادامه، وقتی ماجرا تخصصیتر شد، صحبت درباره چگونگی انتخاب سرمربی و البته نحوه اداره فدراسیون فوتبال و باشگاهها مطرح شد. در این میان، واعظ آشتیانی انتقاداتی را نسبت به این ماجرا مطرح کرد که با پاسخ علی خطیر و علوی همراه شد. اما خطیر در این میان بحثی را مطرح کرد که جالب توجه بود و به نوعی آبی بر آتش بحث تند چندی قبل ریخت. به نظر میرسید واعظ آشتیانی قصد داشت انتقادات ساختاری خود را مطرح کند. خطیر در پاسخ به او و خطاب به میثاقی گفت: ما این بحث را دوست داریم که منطقی است و پاسخی را به همراه دارد و نتیجه آن مشخص است.
این موضوع ورود واعظ آشتیانی به بحث را به همراه داشت. او با شنیدن این صحبت از سوی خطیر، زمانی که دوربین در حالت لانگ شا قرار داشت، از صندلی خود بلند شد و پس از طی کردن چند قدم به سمت خطیر آمد، او را در آغوش گرفت و بوسید. در حالی که یک زیرصدا شنیده میشد که میگفت: «ما نه غرض داریم و نه مرض»، واعظ آشتیانی در همان استودیوی «فوتبال برتر»، اختلافش با علی خطیر را به بهترین و زیباترین شکل ممکن به پایان رساند.
![]()
اما در حالی که همه انتظار داشتند ماجرا و درگیری به همینجا ختم شود، هیچکس توقع نداشت که جنجال بزرگتری در ادامه رخ دهد. جایی که یک بحث میان میثاقی و علی خطیر در خصوص جلسه هیئترئیسه، که منجر به تمدید قرارداد امیر قلعهنویی و البته ماجرای زمان قرارداد او شد، شکل گرفت و باعث شد تا سه عضو هیئترئیسه فدراسیون فوتبال، یعنی حجت کریمی، فرزین دبیری و رحمان سالاری، وارد بحث شوند و به عنوان مهمان تلفنی در این برنامه حضور پیدا کنند.
البته جنجال بزرگ برنامه مربوط به مکالمه علی خطیر و حجت کریمی بود؛ صحبتی که اتهامات فراوانی را در دل خود داشت و به نوعی جامعه فوتبال ایران را تحت تأثیر قرار داد.
کریمی با آمدن روی خط برنامه از همان ابتدا صحبتهای تند خود را مطرح کرد و گفت: روزی که قرار بود مربی انتخاب شود و قرارداد ۴ ساله منعقد شود همه دوستان مخالف بودند. به خصوص خود ایشان که داد و بیداد میکردند و خیلی. مخالف بودند. قرار بر این شد آقای قلعهنویی داخل جلسهای بیاید و توضیحاتی ارائه بدهند. اکثرا مخالف قرارداد ۴ ساله و بودن آقای قلعهنویی بودند.
خطیر در ادامه گفت: همه موافق بودند. جلسه اول بحث بر این بود تصمیم گیری کنند.
در ادامه حجت کریمی، خطیر را مورد پرسش قرار داد و گفت: شما در جلسه اول مخالف بودید. درست است؟
خطیر پاسخ داد: نخیر. نه تنها من بلکه هیچ کس مخالف نبود.
کریمی در واکنش گفت: مخالف بودند. وقتی که تاج صحبت کردند بر این اساس شد که بمانند و جلسه بعدی آقای قلعهنویی بیایند و بر این اساس همه موافق شدند. بعد که جلسه دوم برگزار شد و قلعهنویی آمد و یک سری توضیحات داد و یک سری دوستان از قبل وقتی با من صحبت کردند مخالف بودند. بعد رفتن آقای قلعهنویی نفر اول من صحبت کردم و گفتم ما جواب یک سری مسائل را نگرفتهایم. بعد از اینکه همه سکوت کردند و قرار شد قلعهنویی بماند بنده عرض کردم پس آدم بده من هستم؟ میگفتید من هم سکوت میکردم. چرا همه سر خودتان را مثل کبک در برف کردهاید؟ به غیر از این بود آقای خطیر؟ آقای خطیر فکر کنم فراموش کردهاید که هر روز زنگ میزدید و سر مخالفت با آقای قلعهنویی چه صحبتهایی میکردید.
خطیر میان حرفهای کریمی پرید و گفت: من یک مرتبه هم برای این داستان با شما صحبت نکردم.
کریمی پاسخ داد: شما چه شد بعد این همه سال کنار تیم ملی قرار گرفتهاید؟ مشخص است امتیازی دریافت کردهاید. این همه سال داد میزدید و میگفتید این سرپرست تیم ملی آقای نبی این است… (پاسخ کامل نمیشود). تمام صحبتهای شما هست و روی گوشی من است. چه اتفاقی افتاد بعد این همه مدت کنار تیم ملی هستید؟ روز اول همه مخالف قرارداد ۴ ساله بودند.
در ادامه فرصت به خطیر رسید تا با کنایه جواب کریمی را بدهد. جوابی که جرقه درگیری تلفنی را زد تا آتش اختلافات اینگونه روشن شود: آقای کریمی اول از همه مسائل خودش جمع است و نباید بگویید مسائلها. این را از نظر ادبی رعایت کنید.
کریمی پاسخ داد: شما نمیخواهید ادبیات یاد دهید. به قول آقای واعظ شما ایجنت هستید. شما کمک مربی تیم ملی که ایتالیایی آمد را شما آوردهاید. چه شد؟ یک روز در ایران ماند که ۳۵۰ هزار یورو فدراسیون خسارت داد. همین آقای خطیر ایشان را آورد.
خطیر پاسخ داد: من نمیدانم آقای خطیر دنبال چه میگردد؟
کریمی گفت: بنده دنبال این هستم فساد از فوتبال برود.
خطیر پاسخ داد: شما این را نگو آقای کریمی. به شما نمیآید. مشکل فوتبال این است آدمهای اشتباهی یک دفعه از بیزینس رستوران و چلوکباب سر از کجا درمیآورند. آقای کریمی شما ورودت به فوتبال ایراد دارد. بیزینس شما چلو کباب است و استیک دست مردم بدهید.
کریمی پاسخ داد: آقای خطیر مغلطه نکن. طبق مصوبه مجمع شما نمیتوانید در هیئت رئیسه باشید. چون در هیچ تیمی نیستید. آقای تاج دارند کوتاهی میکنند که این مسئله را پیگیری نمیکنند.
خطیر در ادامه با صدای بلند گفت: آقای تاج آن جا کوتاهی میکنند که شما با شبهه وارد فدراسیون فوتبال شدهاید.
کریمی گفت: با شبهه وارد شدهام دیگر؟ دلالیهایی که در فوتبال کشور انجام دادهاید ثبت شده است.
خطیر پاسخ داد: شما باید بیایید در دادگاه همه این مسائل را ثابت کنید و پاسخگو باشید.
کریمی در پایان گفت: حتما. خواهر وکیلتان هم به دادگاه بفرستید!
کریمی در پایان: شما یک مدیر فضای مجازی هستی و در آن فضا زندگی میکنید. هر کاری از دست شما برمیآید بر خلاف منافع باشگاهها انجام میدهید. شما یکی از کسانی هستید که فساد را وارد فضای فوتبال کشور کردهاید. یک مطلبی گفتهاید که جام قهرمانی که میخواستید به استقلال ببرید را به میناب ببرید. خواهشا از شهدا مایه نگذارید. اگر میخواهید به آنها خدمت کنید یک میلیون دلار از آن پاداشها به خانواده شهدا بدهید.
خطیر در ادامه به میثاقی گفت: چرا به این آدمها آنتن میدهید؟
میثاقی گفت: عضو هیئت رئیسه فدراسیون فوتبال و مدیرعامل تراکتور هستند.
خطیر در پایان کنایهای تند به علی تاجرنیا و باز هم حجت کریمی وارد کرد و گفت: به خدا اگر میدانستم نمیآمدم. اگر میدانستم فضا اینطوری میشود و یک نفر میآید هر اتهامی که دلش میخواهد بدون سند روی آنتن مطرح میکند. ایشان در هیئت رئیسه جرات اینگونه حرف زدن را ندارد. من یک عذرخواهی برای جامعه فوتبال دارم که صحنههایی خوبی ندیدند. آقای واعظ مطلب درستی را از قول امام شهید عنوان کردند.
آدمها باید در جایگاه درست در جایگاه خود قرار بگیرند. تخصص و دانش درست داشته باشند. مشکل فوتبال ما این ولنگ و باز بودن آن است. این که یک رستورانی دارید و میتوانید کباب یا قلیانی بدهید و راحت بتوانید رای بگیرید و وارد مجمع بشوید یا مدیرعامل یک باشگاه شوید. مدیرعامل یک باشگاه مثل استقلال البته ایشان (حجت کریمی) ۲۰،۳۰ روز بیشتر نبود، خیلی جایگاه بزرگی است و خیلی آیتمها را باید پاس کنید. من اگر بخواهم یک کار در فدراسیون فوتبال پیگیری کنم، یک دستورالعمل برای ورود آدمها به فوتبال تهیه میکنم. متاسفانه از هر جایی و از هر صنفی به راحتی میتوانند مدیر فوتبال شوند. طرف مدتها در پتروشیمی بوده یا دندان پزشک بوده با ارتباطات وارد فوتبال شده است. دوستان از روی کینه صحبت کردند و میتوانستند جای دیگر این صحبتها را مطرح کردهاند. من به اصرار آقای تاج به این سفر رفتم. من بیش از ۱۰۰ کشور رفتهام و اصلا احتیاجی به سفر ندارم. این صحبتها بی انصافی است.
و اما نتیجهگیری:
فارغ از تمام بحثهای کلیشهای مثل مثله شدن اخلاق در این مناظره، که درست یا غلط بودن آن بدون نیاز به توضیح بیشتر مشخص است، بحثهای زیادی درباره کلیت برنامه و مناظره شکل گرفت. یکی از موضوعاتی که مطرح شد، این بود که چون نتیجهای حاصل نشده، پس استراتژیای هم وجود نداشته است. صحبتی که برای آن مثالهای نقض زیادی میتوان پیدا کرد. به عنوان مثال، تیمهایی مثل کره جنوبی و حتی ژاپن، سالهاست که در فوتبال ملی نتوانستهاند قهرمانی در جام ملتهای آسیا را تجربه کنند. حتی ژاپن در سه فینال اخیر این مسابقات که در آنها حضور داشته، نتوانسته به برتری برسد و در نهایت قافیه را در آخرین قدم واگذار کرده است. بنابراین اینکه عدم نتیجهگیری را مستقیماً به نداشتن استراتژی مناسب مرتبط کنیم، حرفی است که نمیتوان با قطعیت درباره آن صحبت کرد و مثالهای زیادی وجود دارد که میتواند این گزاره را زیر سؤال ببرد.
در بخش دیگری از این صحبتها، یکی از طرفین به طرف مقابل گفت: «شما فساد را وارد فوتبال کردهاید.» در حالی که فوتبال به دلیل گستردگی و گردش مالی بالایی که دارد، از سالهای ابتدایی شکلگیری خود همواره با مسئله فساد مواجه بوده است و نمیتوان گفت یک فرد خاص آن را وارد این عرصه کرده است. به همین دلیل، چنین اتهامهایی بیشتر میتواند ناشی از اختلافات و غرضورزیهای شخصی باشد تا یک واقعیت قطعی و اثباتشده.
در نهایت میتوان گفت که حق اظهارنظر و مطرح کردن بیپروای انتقادات، برای پیشرفت و توسعه هر حوزهای، از جمله فوتبال، ضروری است. اختلاف نظر و نقد میتواند به اصلاح روندها کمک کند و حتی راه را برای تصمیمهای بهتر باز کند. اما وقتی قرار است این انتقادات در یک آنتن زنده، بدون مستندات کافی و همراه با اتهامزنی متقابل مطرح شود، مرز میان انتقاد و بیاخلاقی تا حدی جابهجا میشود. مرزی که نباید برای توسعه فوتبال و رسیدن به نتیجه مطلوب، نادیده گرفته شود.